حدیث دربارهنشانه هاى كمال خرد

عنه عليه‏السلام ـ في وَصفِ سالِكِ الطَّريقِ إلَى اللّه‏ِ سُبحانَهُ ـ : قَد أحيا عَقلَهُ، وأماتَ نَفسَهُ، حَتّى دَقَّ جَليلُهُ، ولَطُفَ غَليظُهُ وبَرَقَ لَهُ لامِعٌ كَثيرُ البَرقِ، فَأَبانَ لَهُ الطَّريقَ، وسَلَكَ بِهِ السَّبيلَ، وتَدافَعَتهُ الأَبوابُ إلى بابِ السَّلامَةِ، ودارِ الإِقامَةِ، وثَبَتَت رِجلاهُ بِطُمَأنينَةِ بَدَنِهِ في قَرارِ الأَمنِ وَالرّاحَةِ، بِمَا استَعمَلَ قَلبَهُ، وأرضى رَبَّهُ. ۱
امام على عليه‏السلام ـ در توصيف سالك به سوى خداى سبحان ـ : [سالك،]خردش را زنده گردانيد و نفْسش را ميرانيد تا پيكر ستبرش لاغر شد و دل سختش به لطافت گراييد. فروغى سختْ روشن، بر او تابيد و راهش را روشن ساخت و او را به راه راست، روان داشت. و درها او را به آستان سلامت و سراى اقامت راندند و به سبب آرامشى كه در بدنش پديد آمده بود، پاهايش در قرارگاه ايمنى و آسايش استوار ماند؛ زيرا دل خود را به كار وا داشت و پروردگارش را خشنود ساخت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 220، بحار الأنوار: ج 69 ص 316 ح 34.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر

احادیث دیگر این موضوع

۸
پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله: خداوند با چيزى شايسته‏تر از خرد، عبادت نشد و مؤمن، خردمند نيست، مگر آن كه ده فضيلت در او جمع شود: خوبى از او اميد برود، و بدى از او انتظار نرود؛ خوبىِ اندكِ ديگران را زياد بشمرد، و خوبى‏هاى بسيارِ خود را كم بشمرد؛ در سراسر زندگى‏اش از دانش‏طلبى خسته نگردد؛ از رفت و آمد نيازمندان به نزد خويش، دل‏تنگ نشود؛ خوارى در نزد او دوست‏داشتنى‏تر از عزّت باشد؛ فقر را بهتر از ثروتمندى دوست بدارد؛ بهره او از دنيا قوت (نيازمندى‏هاى ضرورى زندگى) باشد؛ و امّا دهم ـ و چيست دهم؟! ـ كسى را نبيند، جز آن كه بگويد: او از من بهتر و پارساتر است. همانا مردمان، دو دسته‏اند: دسته‏اى كه از مؤمن، بهتر و پارساترند و دسته‏اى ديگر، كه بدتر از او و پايين‏تر از وى‏اند. پس هنگامى كه مؤمن، بهتر و پارساتر از خود را ببيند، در برابر او فروتنى مى‏كند تا به او برسد، و هنگامى كه بدتر و پايين‏تر از خود را ببيند، مى‏گويد: شايد خوبى‏اش پنهان است و بدى‏اش آشكار، و شايد پايان كارش به خير ختم شود. هر گاه چنين كند، عظمتش افزايش مى‏يابد و بر مردم زمانش سَرورى مى‏كند.