حدیث دربارهابراهيم بن ابى محمود
رجال الكشّي عن إبراهيم بن أبي محمود:دَخَلتُ عَلى أَبِي جَعفَرٍ عليه السلام وَمَعِيَ كُتُبٌ إِلَيهِ مِن أَبِيهِ، فَجَعَلَ يَقرَؤُها وَيَضَعُ كِتابا كَثِيرا عَلى عَينَيهِ، وَيَقُولُ: خَطُّ أَبِي وَاللّهِ! وَيَبكِي حَتّى سالَت دُمُوعُهُ عَلى خَدَّيهِ.
فَقُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، قَد كانَ أَبُوكَ رُبَّما قالَ لِي فِي المَجلِسِ الواحِدِ مَرّاتٍ: أَسكَنَكَ اللّهُ الجَنَّةَ، أَدخَلَكَ اللّهُ الجَنَّةَ. قالَ: فَقالَ: وَأَنا أَقُولُ: أَدخَلَكَ اللّهُ الجَنَّةَ، فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، تَضمَنُ لِي عَلى رَبِّكَ أَن يُدخِلَنِي الجَنَّةَ؟ قالَ: نَعَم، قالَ: فَأَخَذتُ رِجلَهُ فَقَبَّلتُها. ۱
رجال الكشّى ـ به نقل از ابراهيم بن ابى محمود ـ:خدمت امام جواد عليه السلام رسيدم و با خود، نامه هايى از پدرش براى ايشان داشتم. ايشان شروع به خواندن آنها كرد و هر نامه اى را بسيار بر ديده اش مى نهاد و مى فرمود: «به خدا كه خطّ پدرم است» و گريه مى كرد، تا جايى كه اشك بر گونه هايش جارى مى شد.
من گفتم: فدايت شوم! گاهى پدرتان در يك مجلس، چندين بار [به من]مى فرمود: «خدا تو را در بهشت جاى دهد! خدا تو را به بهشت ببرد!».
امام جواد عليه السلام فرمود: «من هم مى گويم: خدا تو را به بهشت ببرد!».
گفتم: فدايت شوم! برايم ضمانت مى كنى كه خدا مرا به بهشت ببرد؟
فرمود: «آرى».
من پاى ايشان را گرفتم و بوسيدم.
۱.رجال الكشّي: ج 2 ص 838 ح 1073.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران امام جواد علیه السلام +1 مورد دیگر