حدیث دربارهشوق به بهشت

عنه عليه السلامـ فِي صِفَةِ الجَنَّةِ ـ: فَلَو رَمَيتَ بِبَصَرِ قَلبِكَ نَحوَ ما يُوصَفُ لَكَ مِنها لَعَزَفَت ۱ نَفسُكَ عَن بَدائِعِ ما أُخرِجَ إِلَى الدُّنيا مِن شَهَواتِها وَلَذَّاتِها، وَزَخارِفِ مَناظِرِها، وَلَذَهِلَت بِالفِكرِ فِي اصطِفاقِ أَشجارٍ غُيِّبَت عُرُوقُها فِي كُثبانِ المِسكِ عَلى سَواحِلِ أَنهارِها، وَفِي تَعلِيقِ كَبائِسِ اللُّؤلُؤِ الرَّطبِ فِي عَسالِيجِها ۲ وَأَفنانِها، وَطُلُوعِ تِلكَ الثِّمارِ مُختَلِفَةً فِي غُلُفِ أَكمامِها ۳، تُجنى مِن غَيرِ تَكَلُّفٍ فَتَأتِي عَلى مُنيَةِ مُجتَنِيها، وَيُطافُ عَلى نُزّالِها فِي أَفنِيَةِ قُصُورِها بِالأَعسالِ المُصَفَّقَةِ، وَالخُمُورِ المُرَوَّقَةِ. قَومٌ لَم تَزَلِ الكَرامَةُ تَتَمادى بِهِم حَتّى حَلُّوا دارَ القَرارِ، وَأَمِنُوا نُقلَةَ الأَسفارِ، فَلَو شَغَلتَ قَلبَكَ أَيُّها المُستَمِعُ بِالوُصُولِ إِلى ما يَهجُمُ عَلَيكَ مِن تِلكَ المَناظِرِ المُونِقَةِ ۴، لَزَهَقَت نَفسُكَ شَوقا إِلَيها، وَلَتَحَمَّلتَ مِن مَجلِسِي هَذا إِلى مُجاوَرَةِ أَهلِ القُبُورِ استِعجالاً بِها، جَعَلَنا اللّهُ وَإِيّاكُم مِمَّن سَعى بِقَلبِهِ إِلى مَنازِلِ الأَبرارِ بِرَحمَتِهِ! ۵
امام على عليه السلامـ در وصف بهشت ـ: اگر به آنچه از بهشت براى تو وصف مى شود، با چشم دلت نظر افكنى، بى گمان، نفْس تو از خواهش ها و خوشى هاى دل انگيزى كه در دنيا پديد آورده شده، و زيبايى هاى مناظر آن، روى گردان خواهد شد، و انديشه ات در صداى بر هم خوردن شاخسار درختانى متحيّر خواهد شد كه در كنار جويبارهاى بهشت در تپّه هايى از مُشك، ريشه دوانيده اند و در خوشه هاى مرواريد تر و تازه اى كه بر شاخه هاى نازك و ستبر، آويزان اند، و در بر آمدن آن ميوه هاى گوناگون رنگارنگ از غلاف هاى شكوفه هايشان كه بى رنج، چيده مى شوند و هر سان كه چيننده اش آرزو كند، در دسترسش قرار مى گيرند. و براى بهشتيان در آستان كاخ هايشان، عسل هاى مصفّا و باده هاى ناب، گردانده مى شود. بهشتيان، مردمانى هستند كه كرامت [خداوند]، پيوسته آنان را در بر مى گيرد تا آن كه در سراى ماندگارى فرود آيند و از نقل و انتقال سفرها آسوده گردند. پس تو ـ اى شنونده ـ، اگر دل خويش را در رسيدن به آن مناظر زيبا و شگفت انگيز كه ناگهان بر تو هجوم مى آورند، مشغول دارى، از شوق آنها قالب تهى خواهى كرد و از همين مجلس من، به همسايگىِ خفتگان در گورها، رخت بر خواهى بست تا هر چه زودتر به آن مناظر، دست يابى. خداوند به رحمت خويش، ما و شما را از كسانى قرار دهد كه با دل خويش براى رسيدن به منزل هاى نيكوكاران مى كوشند.
۱.عَزَفَت نفسي عن الدنيا: أي عافتها وكرهتها (النهاية: ج 3 ص 230 «عزف»).
۲.عساليجها: أغصانها (النهاية: ج 3 ص 238 «عسلج»).
۳.أكْمام: جمع كِمْ وهو غلاف الثمر والحبّ قبل أن يظهر (النهاية: ج 4 ص 200 «كمم»).
۴.الأَنَقَ: حُسْن المنظر وإعجابه إيّاك (لسان العرب: ج 10 ص 10 «أنق»).
۵.نهج البلاغة: الخطبة 165، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 68 وليس فيه ذيله من «فلو شغلت قلبك.»، بحار الأنوار: ج 8 ص 162 ح 104.

احادیث دیگر این موضوع

۷
المعجم الكبيرـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ: مردى از حبشه به خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد تا پرسش هايى كند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بپرس و جويا شو». مرد گفت: اى پيامبر خدا! شما در صورت ها و رنگ ها و نبوّت، بر ما امتياز داريد. آيا اگر من به آنچه تو بِدان ايمان آورده اى، ايمان آورم و مانند كارهايى كه تو مى كنى، انجام دهم، در بهشت با تو خواهم بود؟ فرمود: «آرى». سپس پيامبر صلى الله عليه و آله ادامه داد: «سوگند به آن كه جانم در دست اوست، سفيدىِ سياه پوست در بهشت، از مسافت هزار سال راه، ديده مى شود». سپس فرمود: «هر كس بگويد: معبودى جز خداى يكتا نيست، به واسطه آن برايش در نزد خداوند، پيمانى است، و هر كس بگويد: پاكا خدا و ستايش، او را!، برايش صد و بيست و چهار هزار ثواب نوشته مى شود». مردى گفت: اى پيامبر خدا! با چنين وضعى، ديگر چگونه هلاك شود؟! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آدمى، روز قيامت، آن قدر عمل مى آورد كه اگر بر كوهى نهاده شود، كوهْ آن را بر نمى تابد. پس يك نعمت از نعمت هاى خدا بر مى خيزد و نزديك است كه همه آن اعمال را از بين ببرد؛ امّا خداوند به رحمت خود، به دادِ آنها مى رسد». و اين سوره نازل شد: «آيا برهه اى از روزگار بر انسان گذشت كه چيزى در خورِ ياد شدن نبود؟» تا «و سلطنتى بزرگ» . مرد حبشى گفت: چشمان من، آنچه را كه چشمان تو در بهشت مى بيند، مى بيند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آرى». در اين هنگام، مرد حبشى چندان گريست كه جان به جان آفرين تسليم كرد. من خود ديدم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با دست خويش او را در قبرش نهاد.