حدیث دربارهكسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرده است

الإمام الصادق عليه السلام:جاءَت فَخِذٌ مِن الأَنصارِ إِلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَسَلَّمُوا عَلَيهِ، فَرَدَّ عَلَيهِمُ السَّلامَ، فَقالُوا: يا رَسُولَ اللّهِ، لَنا إِلَيكَ حاجَةٌ، فَقالَ: هاتُوا حاجَتَكَم، قالُوا: إِنَّها حاجَةٌ عَظِيمَةٌ، فَقالَ: هاتُوها ما هِيَ؟ قالُوا: تَضَمَّن لَنا عَلَى رَبِّكَ الجَنَّةَ! قالَ: فَنَكَسَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَأسَهُ ثُمَّ نَكَتَ فِي الأَرضِ، ثُمَّ رَفَعَ رَأسَهُ فَقالَ: أَفعَلُ ذلِكَ بِكُم عَلى أَن لا تَسْأَلُوا أَحَدا شَيئا. ۱
امام صادق عليه السلام:طايفه اى از انصار، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمدند و بر ايشان سلام گفتند و ايشان پاسخ سلامشان را داد. آنها گفتند: اى پيامبر خدا! با شما حاجتى داريم. فرمود: «حاجتتان را بگوييد». گفتند: حاجت بزرگى است! فرمود: «آن را بگوييد. آن چيست؟». گفتند: بهشت را نزد پروردگارت براى ما ضمانت كن. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سرش را پايين انداخت و لختى [متفكّرانه] به زمين، خيره شد. سپس سرش را بلند كرد و فرمود: «اين كار را برايتان مى كنم، به شرط آن كه شما نيز از هيچ كس چيزى نخواهيد».
۱.الكافي: ج 4 ص 21 ح 5 عن أبي بصير، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 71 ح 1758 من دون إسنادٍ إلى الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 22 ص 129 ح 104.

احادیث دیگر این موضوع

۸
كنز الفوائد:در جنگ خندق، مشركان، بيست شب، خندق را در ميان گرفته بودند و كسى از آنان از خندق عبور نكرد، بجز عمرو بن عبدِ وَد كه اسبش را هى زد و از خندق گذشت و در طرف مدينه قرار گرفت. او به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى رفت و مى آمد و رجز مى خواند و مبارز مى طلبيد؛ امّا كسى جوابش را نمى داد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش كه گرداگردش را گرفته بودند، فرمود: «كدام يك از شما به جنگ عمرو مى رود و من در نزد خداوند، بهشت را برايش ضمانت مى كنم؟». هيچ يك از آنان از ترس عمرو، جواب پيامبر صلى الله عليه و آله را نداد. على بن ابى طالب عليه السلام برخاست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنشين». پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر از يارانش خواست؛ امّا اين بار نيز كسى بر نخاست و همگى سرهايشان را به زير انداخته بودند. دوباره على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و باز پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود كه بنشيند. پيامبر صلى الله عليه و آله بار سوم به يارانش فرمود و اين بار نيز جز على عليه السلام، كسى اجابت نكرد. پس، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به نزديك خود، فرا خواند و با دست خويش، دستار بر سرش نهاد و فرمود كه به جنگ دشمنش برود و على عليه السلام به سوى او رفت، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [هميشه، در نقل آن واقعه] مى فرمود: «همه ايمان به مبارزه با همه شرك رفت».