حدیث دربارهكسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرده است

عنه عليه السلام:إِنَّ قَوما أَتَوا رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالُوا: يا رَسُولَ اللّهِ، اِضمَن لَنا عَلى رَبِّكَ الجَنَّةَ! قالَ: فَقالَ: عَلى أَن تُعِينُونِي بِطُولِ السُّجُودِ، قالُوا: نَعَم يا رَسُولَ اللّهِ. فَضَمِنَ لَهُمُ الجَنَّةَ. قالَ: فَبَلَغَ ذلِكَ قَوما مِنَ الأَنصارِ، فَأَتَوهُ فَقَالُوا: يا رَسُولَ اللّهِ، اِضمَن لَنَا الجَنَّةَ! قالَ: عَلى أَن لا تَسأَلُوا أَحَدا شيئا، قالُوا: نَعَم يا رَسُولَ اللّهِ. قالَ: فَضَمِنَ لَهُمُ الجَنَّةَ. فَكانَ الرَّجُلُ مِنهُم يَسْقُطُ سَوطُهُ وَهُوَ عَلى دابَّتِهِ، فَيَنزِلُ حَتّى يَتَناوَلَهُ، كَراهِيَةَ أَن يَسأَلَ أَحَدا شيئا، وَإِن كانَ الرَجُلُ لَيَنَقَطعُ شِسعُهُ ۱ فَيَكرَهُ أَن يَطلُبَ مِن أَحَدٍ شِسعا. ۲
امام صادق عليه السلام:گروهى نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: «اى پيامبر خدا! بهشت را برايمان نزد پروردگارت ضمانت كن». فرمود: «به شرط آن كه شما نيز با سجده طولانى، مرا كمك كنيد». گفتند: قبول است، اى پيامبر خدا! پيامبر صلى الله عليه و آله نيز بهشت را برايشان ضمانت كرد. اين خبر به گوش گروهى از انصار رسيد. آنها نيز نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا! بهشت را براى ما ضمانت كن. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «به شرط آن كه از كسى چيزى نخواهيد». گفتند: قبول است، اى پيامبر خدا! آن گاه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرد. از آن پس، هر گاه مردى از آنان بر چارپايش سوار بود و شلّاقش مى افتاد، خودش پياده مى شد و آن را بر مى داشت؛ چون دوست نداشت از كسى چيزى بخواهد، و اگر بند كفش يكى از آنان پاره مى شد، دوست نداشت از كسى، بند كفشى بخواهد.
۱.الشِّسْع: أحد سيور النعل؛ وهو الذي يدخل بين الإصبعين (لسان العرب: ج 8 ص 180 «شسع»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 664 ح 1389، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 79 كلاهما عن هشام، بحار الأنوار: ج 96 ص 157 ح 34.

احادیث دیگر این موضوع

۸
كنز الفوائد:در جنگ خندق، مشركان، بيست شب، خندق را در ميان گرفته بودند و كسى از آنان از خندق عبور نكرد، بجز عمرو بن عبدِ وَد كه اسبش را هى زد و از خندق گذشت و در طرف مدينه قرار گرفت. او به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى رفت و مى آمد و رجز مى خواند و مبارز مى طلبيد؛ امّا كسى جوابش را نمى داد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش كه گرداگردش را گرفته بودند، فرمود: «كدام يك از شما به جنگ عمرو مى رود و من در نزد خداوند، بهشت را برايش ضمانت مى كنم؟». هيچ يك از آنان از ترس عمرو، جواب پيامبر صلى الله عليه و آله را نداد. على بن ابى طالب عليه السلام برخاست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنشين». پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر از يارانش خواست؛ امّا اين بار نيز كسى بر نخاست و همگى سرهايشان را به زير انداخته بودند. دوباره على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و باز پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود كه بنشيند. پيامبر صلى الله عليه و آله بار سوم به يارانش فرمود و اين بار نيز جز على عليه السلام، كسى اجابت نكرد. پس، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به نزديك خود، فرا خواند و با دست خويش، دستار بر سرش نهاد و فرمود كه به جنگ دشمنش برود و على عليه السلام به سوى او رفت، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [هميشه، در نقل آن واقعه] مى فرمود: «همه ايمان به مبارزه با همه شرك رفت».