حدیث دربارهبهشتِ دنيا

تفسير القمّي عن أبي الجارود عن الإمام الباقر عليه السلام: «حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنبُوعًا» ۱ يَعني عَينا «أَوْ تَكُونَ لَكَ جَنَّةٌ» يَعني بُستانا مِن نَخيلٍ و عِنَبٍ «فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَـرَ خِلالَهَا تَفْجِيرًا» ۲ مِن تِلكَ العُيونِ. ۳
تفسير القمّىـ به نقل از ابو جارود، از امام باقر عليه السلام ـ: «تا آن كه ينبوعى از زمين براى ما بجوشانى» ، [ينبوعى]يعنى چشمه اى. «يا براى تو بهشتى است» ، يعنى بوستانى از خرمابن و انگور است. «و از آنها جويبارها روان مى سازى» ، يعنى از آن چشمه ها.
۱.الإسراء: 90.
۲.الإسراء: 91.
۳.تفسير القمّي: ج 2 ص 27، بحارالأنوار: ج 18 ص 179 ح 9.

احادیث دیگر این موضوع

۴
تفسير القمّى:در باره آيه: «و براى آنان، آن دو مرد را مَثَل بزن كه به يكى از آنها، دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو باغ را با درختان خرما پوشانديم و ميان آن دو را كشتزارى قرار داديم» ، فرمود: «اين آيه در باره مردى نازل شد كه به فرموده خداوند، دو باغ بزرگ پهناورِ پُر ميوه داشت كه در آنها درختان خرما و كاشتنى هايى بود و آن مرد، همسايه اى فقير داشت. آن توانگر بر آن تهى دست، فخر فروخت و گفت: «من از تو مالدارتر و از جهت نفرات، از تو نيرومندترم. و به بهشتش وارد شد» ، يعنى به باغش. و گفت: «گمان نمى كنم كه اين نعمت، هرگز زوال پذيرد و گمان نمى كنم كه رستاخيز، برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم باز گردانده شوم، قطعا بهتر از اين را در بازگشت، خواهم يافت» . مرد تهى دست گفت: «آيا به آن كسى كه تو را از خاك و سپس از نطفه آفريد و آن گاه تو را صورت يك مرد در آورد، كافر شدى؟ امّا من [مى گويم:] اوست خدا، پروردگار من، و هيچ كس را با پروردگارم شريك نمى سازم» . سپس به مرد توانگر گفت: «چرا هنگامى كه وارد باغت شدى، نگفتى: نيرويى جز از جانب خدا نيست؟ اگر مرا از حيث مال و فرزند، كمتر از خود مى بينى» و سپس ادامه داد: «اميد است كه پروردگارم، بهتر از باغ تو به من عطا كند و بر آن [باغ تو]، آفتى از آسمان بفرستد تا به زمين هموار و لغزنده، تبديل شود» ، [لغزنده]يعنى سوخته «يا آب آن، فروكش كند تا هرگز نتوانى آن را به دست آورى» . آنچه مرد تهى دست در آن شب گفت، بر سر آن باغ آمد و صبح كه شد، مرد توانگر «براى از كف دادن آنچه در آن باغ هزينه كرده بود، دست هايش را بر هم مى زد ـ در حالى كه داربست هاى آن، فرو ريخته بود ـ و [به حسرت]مى گفت: اى كاش هيچ كس را شريك پروردگارم نمى ساختم! و او در برابر خدا گروهى نداشت تا يارى اش كنند، و توانى نداشت كه خود را يارى كند» . اين است كيفر سركشى».