حدیث دربارهاتمام حجّت بر دشمنان
الأمالي عن عبد اللّه بن منصور عن جعفر بن محمّد عليه السلام:حَدَّثَني أبي عَن أبيهِ قالَ:. ثُمَّ وَثَبَ الحُسَينُ عليه السلام مُتَوَكِّئا عَلى سَيفِهِ، فَنادى بِأَعلى صَوتِهِ فَقالَ: أنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعرِفُونّي؟
قالوا: نَعَم، أنتَ ابنُ رَسولِ اللّهِ وسِبطُهُ.
قالَ: أنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ جَدّي رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: أنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ اُمّي فاطِمَةُ بِنتُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: أنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ أبي عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: أنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ جَدَّتي خَديجَةُ بِنتُ خُوَيلِدٍ أوَّلُ نِساءِ هذِهِ الاُمَّةِ إسلاما؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: أنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ سَيِّدَ الشُّهَداءِ حَمزَةُ عَمُّ أبي؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: فَأَنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ جَعفَرا الطَّيّارَ فِي الجَنَّةِ عَمّي؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: فَأَنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ هذا سَيفُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وأنَا مُتَقَلِّدُهُ؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: فَأَنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ هذِهِ عِمامَةُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَا لابِسُها؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: فَأَنشُدُكُمُ اللّهَ، هَل تَعلَمونَ أنَّ عَلِيّا كانَ أوَّلَهُم إسلاما، وأعلَمَهُم عِلما، وأعظَمَهُم حِلما، وأنَّهُ وَلِيُّ كُلِّ مُؤمِنٍ ومُؤمِنَةٍ؟
قالوا: اللّهُمَّ نَعَم.
قالَ: فَبِمَ تَستَحِلّونَ دَمي، وأبِي الذّائِدُ عَنِ الحَوضِ غَدا، يَذودُ عَنهُ رِجالاً كَما يُذادُ البَعيرُ الصّادي ۱ عَنِ الماءِ، ولِواءُ الحَمدِ في يَدَي جَدّي يَومَ القِيامَةِ؟!
قالوا: قَد عَلِمنا ذلِكَ كُلَّهُ! ونَحنُ غَيرُ تارِكيكَ حَتّى تَذوقَ المَوتَ عَطَشا.
فَأَخَذَ الحُسَينُ عليه السلام بِطَرَفِ لِحيَتِهِ وهُوَ يَومَئِذٍ ابنُ سَبعٍ وخَمسينَ سَنَةً، ثُمَّ قالَ:
اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلَى اليَهودِ حينَ قالوا: عُزَيرٌ ابنُ اللّهِ، وَاشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلَى النَّصارى حينَ قالوا: المَسيحُ ابنُ اللّهِ، وَاشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلَى المَجوسِ حينَ عَبَدُوا النّارَ مِن دونِ اللّهِ، وَاشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلى قَومٍ قَتَلوا نَبِيَّهُم، وَاشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلى هذِهِ العِصابَةِ الَّذينَ يُريدونَ قَتَلَ ابنِ نَبِيِّهِم. ۲
الأمالى، صدوقـ به نقل از عبد اللّه بن منصور، از امام صادق عليه السلام ـ: پدرم از پدرش برايم نقل كرد:. سپس، امام حسين عليه السلام برجَست و بر شمشيرش تكيه داد و با صدايى بلند، بانگ زد و فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مرا مى شناسيد؟».
گفتند: آرى. تو فرزند پيامبر خدا و نوه اويى.
فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه جدّم پيامبر خداست؟».
گفتند: به خدا، آرى!
فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه مادرم فاطمه، دختر پيامبر صلى الله عليه و آله است؟».
گفتند: به خدا، آرى! فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه پدرم على بن ابى طالب است؟».
گفتند: به خدا، آرى! فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه جدّه ام خديجه دختر خويلد، نخستين زن مسلمان اين امّت است؟».
گفتند: به خدا، آرى! فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه سيّد الشهدا حمزه، عموى پدرم است؟».
گفتند: به خدا، آرى! فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه جعفر، پرواز كننده در بهشت، عموى من است؟».
گفتند: به خدا، آرى! فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه اين شمشيرِ پيامبر خداست كه بر گردنم آويخته ام؟».
گفتند: به خدا، آرى! فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه اين عمامه پيامبر خداست كه به سر كرده ام؟».
گفتند: به خدا، آرى! فرمود: «شما را به خدا سوگند مى دهم، آيا مى دانيد كه على، پيش تر از همه اسلام آورد و علمش از همه بيشتر و بردبارى اش از همه فزون تر است، و اوست ولىّ هر مرد و زن مسلمانى؟».
گفتند: به خدا، آرى. فرمود: «پس به چه علّت، خونم را حلال مى شِمُريد، در حالى كه پدرم فردا [ى قيامت]كسانى را كه چون شترِ تشنه هجوم آورده اند، از كنار حوض [كوثر]مى راند و روز قيامت، پرچم حمد در دست جدّم است؟».
گفتند: همه اينها را مى دانيم؛ ولى تو را رها نمى كنيم تا تشنه كام، مرگ را بچشى.
امام حسين عليه السلام كه آن روز 57 ساله بود، محاسنش را گرفت و فرمود: «خشم خدا، آن هنگام بر يهود سخت شد كه گفتند: عُزَير، پسر خداست. خشم خدا، آن هنگام بر مسيحيان سخت شد كه گفتند: مسيح، پسر خداست. خشم خدا، آن هنگام بر مَجوسيان سخت شد كه آتش را به جاى خدا پرستيدند. خشم خدا، بر قومى سخت شد كه پيامبرشان را كُشتند. خشم خدا بر اين گروهى كه اراده قتل پسر پيامبرتان را دارند، سخت شده است».