حدیث دربارهرؤياى امام ، هنگام خروج از مدينه

الطبقات الكبرى:كَتَبَ عَبدُ اللّهِ بنُ جَعفَرِ بنِ أبي طالِبٍ إلَيهِ كِتابا يُحَذِّرُهُ أهلَ الكوفَةِ، ويُناشِدُهُ اللّهَ أن يَشخَصَ إلَيهِم، فَكَتَبَ إلَيهِ الحُسَينُ عليه السلام: إنّي رَأَيتُ رُؤيا ورَأَيتُ فيها رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وأمَرَني بِأَمرٍ أنَا ماضٍ لَهُ، ولَستُ بِمُخبِرٍ بِها أحَدا حَتّى اُلاقِيَ عَمَلي. ۱
الطبقات الكبرى:عبد اللّه بن جعفر بن ابى طالب، به امام حسين عليه السلام نامه اى نوشت و او را از كوفيان، برحذر داشت و سوگندش داد تا به سوى آنان نرود. امام حسين عليه السلام در پاسخ او نوشت: «من، خوابى ديدم كه پيامبر خدا در آن، به من فرمانى داد و من، بدان عمل مى كنم و كسى را از آن، آگاه نمى كنم تا كارم را ببينم».
۱.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة): ج 1 ص 447، تهذيب الكمال: ج 6 ص 418 الرقم 1323، تاريخ دمشق: ج 14 ص 209، تاريخ الإسلام للذهبي: ج 5 ص 9، سير أعلام النبلاء: ج 3 ص 297 الرقم 48؛ المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 94 كلاهما نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۶
الفتوح:امام حسين عليه السلام شبى از منزلش بيرون آمد و نزد قبر جدّش آمد و گفت: «سلام بر تو، اى پيامبر خدا!.». سپس، امام حسين عليه السلام شروع به گريستن كرد. هنگام سپيده صبح، سرش را بر قبر نهاد و ساعتى به خواب رفت. در خواب، پيامبر صلى الله عليه و آله را ديد كه با جمعيت انبوهى از فرشتگان [صف كشيده] در راست و چپ، و پيش و پسِ او، جلو آمد و حسين عليه السلام را به سينه اش چسبانْد و ميان دو چشمش را بوسه زد و فرمود: اى پسر عزيزم، اى حسين! مى بينم كه به زودى در زمين كَرْب (سختى) و بلا، به دست گروهى از امّتم كشته شده اى و با سر بُريده افتاده اى، در حالى كه تشنه بودى و آبت ندادند و سيرابت نكردند و با همه اينها، به شفاعت من اميد مى برند. چه توقّعى! روز قيامت، خداوند، شفاعت مرا به ايشان نرساند كه نزد خدا هيچ نصيبى ندارند. حبيبم، اى حسين! پدر و مادر و برادرت بر من درآمدند و اكنون، مشتاق تو هستند و درجاتى در بهشت، از آنِ توست كه جز با شهادت به آنها نمى رسى». امام حسين عليه السلام در خواب به جدّش مى نگريست و سخنش را مى شنيد و مى گفت: اى نياى من! من، هيچ گاه نيازى به بازگشت به دنيا ندارم. مرا با خود ببر و كنار خود، در جايگاهت جاى ده. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى حسين! ناگزيرى كه به دنيا باز گردى تا شهادت و پاداش بزرگى را كه خدا براى آن نوشته است، نصيبت شود كه تو و پدرت و برادرت و عمويت و عموى پدرت، روز قيامت، در يك گروه محشور مى شويد تا به بهشت درآييد».