حدیث دربارهرؤياى امام ، قبل از روز عاشورا

الفتوح:وإذَا المُنادي يُنادي مِن عَسكَرِ عُمَرَ: يا جُندَ اللّهِ اركَبوا. قالَ: فَرَكِبَ النّاسُ وساروا نَحوَ مُعَسكَرِ الحُسَينِ عليه السلام، وَالحُسَينُ عليه السلام في وَقتِهِ ذلِكَ جالِسٌ قَد خَفَقَ رَأسُهُ عَلى رُكبَتَيهِ، وسَمِعَت اُختُهُ زَينَبُ رَضِيَ اللّهُ عَنهَا الصَّيحَةَ وَالضَّجَّةَ، فَدَنَت مِن أخيها وحَرَّكَتهُ، فَقالَت: يا أخي، ألا تَسمَعُ الأَصواتَ قَدِ اقتَرَبَت مِنّا؟! قالَ: فَرَفَعَ الحُسَينُ عليه السلام رَأسَهُ وقالَ: يا اُختاه، إنّي رَأَيتُ جَدّي فِي المَنامِ وأبي عَلِيّا وفاطِمَةَ اُمّي وأخِي الحَسَنَ عليهم السلام، فَقالوا: يا حُسَينُ، إنَّكَ رائِحٌ إلَينا عَن قَريبٍ، وقَد وَاللّهِ يا اُختاه دَنَا الأَمرُ في ذلِكَ لا شَكَّ. ۱
الفتوح:آن گاه، جارچىِ لشكر عمر بن سعد فرياد برآورد: اى سپاه خدا! سوار شويد. پس لشكريان سوار شدند و به سوى اردوگاه امام حسين عليه السلام حركت كردند. امام حسين عليه السلام در آن هنگام، [چمباتمه] نشسته بود و سرش را بر زانوانش نهاده [و خواب]بود كه شيون خواهرش زينب ـ كه خدايش از او خشنود باد ـ را شنيد كه به او نزديك شد و تكانش داد و گفت: اى برادر من! آيا صداها را نمى شنوى كه به ما نزديك شده اند؟! امام حسين عليه السلام سرش را بالا آورد و فرمود: «اى خواهر! جدّم، پدرم على، مادرم فاطمه و برادرم حسن عليهم السلام را در خواب ديدم كه مى گفتند: اى حسين! تو به زودى به سوى ما مى آيى. اى خواهر! به خدا سوگند، بى ترديد، اين امر نزديك شده است».
۱.الفتوح: ج 5 ص 97، مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 249؛ الملهوف: ص 55 وفيه ذيله من «يا اُختاه» وكلاهما نحوه.

احادیث دیگر این موضوع

۳