حدیث دربارهدوست داشتن نماز و تلاوت قرآن
الملهوف:لَمّا رَأَى الحُسَينُ عليه السلام حِرصَ القَومِ عَلى تَعجيلِ القِتالِ، وقِلَّةَ انتِفاعِهِم بِالوَعظِ وَالمَقالِ، قالَ لِأَخيهِ العَبّاسِ: إنِ استَطَعتَ أن تَصرِفَهُم عَنّا في هذَا اليَومِ فَافعَل، لَعَلَّنا نُصَلّي لِرَبِّنا في هذِهِ اللَّيلَةِ، فَإِنَّهُ يَعلَمُ أنّي اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وتِلاوَةَ كِتابِهِ.
قالَ الرّاوي: فَسَأَلَهُمُ العَبّاسُ ذلِكَ، فَتَوَقَّفَ عُمَرُ بنُ سَعدٍ، فَقالَ لَهُ عَمرُو بنُ الحَجّاجِ الزُّبَيدِيُّ: وَاللّهِ لَو أنَّهُم مِنَ التُّركِ وَالدَّيلَمِ وسَأَلوا ذلِكَ لَأَجَبناهُم، فَكَيفَ وهُم مِن آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله! فَأَجابوهُم إلى ذلِكَ.
قالَ الرّاوي: وجَلَسَ الحُسَينُ عليه السلام، فَرَقَدَ، ثُمَّ استَيقَظَ وقالَ: يا اُختاه إنّي رَأَيتُ السّاعَةَ جَدّي مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله، وأبي عَلِيّا، واُمّي فاطِمَةَ، وأخِي الحَسَنَ، وهُم يَقولونَ: «يا حُسَينُ، إنَّكَ رائِحٌ إلَينا عَن قَريبٍ» ـ وفي بَعضِ الرِّواياتِ: «غَدا» ـ.
قالَ الرّاوي: فَلَطَمَت زَينَبُ وَجهَها وصاحَت، فَقالَ لَهَا الحُسَينُ عليه السلام: مَهلاً، لا تُشمِتِي القَومَ بِنا. ۱
الملهوف:چون امام حسين عليه السلام حرص لشكر عمر سعد را بر زود آغاز كردن جنگ و كم بهرگى آنان را از اندرز و سخن خويش ديد، به برادرش عبّاس فرمود: «اگر مى توانى، آنان را امروز از جنگ با ما منصرف كن تا شايد امشب، براى پروردگارمان نماز بگزاريم كه او مى داند كه من، نماز گزاردن براى او و تلاوت كتابش را دوست دارم».
عبّاس، آن را از آنان خواست. عمر بن سعد، تأمّل كرد. عمرو بن حجّاج زبيدى به عمر گفت: به خدا سوگند، اگر آنان، تُرك و ديلم بودند و اين خواسته را داشتند، مى پذيرفتيم. چگونه از ايشان كه خاندان محمّد هستند، نپذيريم؟!
چنين شد كه پذيرفتند. امام حسين عليه السلام نشست و به خواب رفت. سپس بيدار شد و فرمود: «اى خواهر! اكنون جدّم محمّد و پدرم على و مادرم فاطمه و برادرم حسن را در خواب ديدم كه مى گفتند: اى حسين! تو به زودى (/ فردا) به سوى ما مى آيى».
زينب عليهاالسلام بر صورتش زد و فرياد برآورد. امام حسين عليه السلام به او فرمود: «آرام باش! موجب شماتت ما توسّط دشمن مشو».
۱.الملهوف: ص 150.