حدیث دربارهدعاى امام در قنوت

مهج الدعوات عن الإمام الحسين عليه السلامـ في قُنوتِهِ ـ: اللّهُمَّ مِنكَ البَدءُ ولَكَ المَشِيَّةُ، ولَكَ الحَولُ ولَكَ القُوَّةُ، وأنتَ اللّهُ الَّذي لا إلهَ إلاّ أنتَ، جَعَلتَ قُلوبَ أولِيائِكَ مَسكَنا لِمَشِيَّتِكَ، ومَكمَنا لاِءِرادَتِكَ، وجَعَلتَ عُقولَهُم مَناصِبَ أوامِرِكَ ونَواهيكَ، فَأَنتَ إذا شِئتَ ما تَشاءُ حَرَّكتَ مِن أسرارِهِم كَوامِنَ ما أبطَنتَ فيهِم، وأبدَأتَ مِن إرادَتِكَ عَلى ألسِنَتِهِم ما أفهَمتَهُم بِهِ عَنكَ في عُقودِهِم ۱، بِعُقولٍ تَدعوكَ وتَدعو إلَيكَ بِحَقائِقِ ما مَنَحتَهُم بِهِ، وإنّي لَأَعلَمُ مِمّا عَلَّمتَني مِمّا أنتَ المَشكورُ عَلى ما مِنهُ أرَيتَني، وإلَيهِ آوَيتَني. اللّهُمَّ وإنّي مَعَ ذلِكَ كُلِّهِ عائِذٌ بِكَ، لائِذٌ بِحَولِكَ وقُوَّتِكَ، راضٍ بِحُكمِكَ الَّذي سُقتَهُ إلَيَّ في عِلمِكَ، جارٍ بِحَيثُ أجرَيتَني، قاصِدٌ ما أمَّمتَني، غَيرُ ضَنينٍ بِنَفسي فيما يُرضيكَ عَنّي إذ بِهِ قَد رَضَّيتَني، ولا قاصِرٍ بِجُهدي عَمّا إلَيهِ نَدَبتَني ۲، مُسارِعٌ لِما عَرَّفتَني، شارِعٌ فيما أشرَعتَني، مُستَبصِرٌ فيما بَصَّرتَني، مُراعٍ ما أرعَيتَني، فَلا تُخلِني مِن رِعايَتِكَ، ولا تُخرِجني مِن عِنايَتِكَ، ولا تُقعِدني عَن حَولِكَ، ولا تُخرِجني ۳ عَن مَقصَدٍ أنالُ بِهِ إرادَتَكَ، وَاجعَل عَلَى البَصيرَةِ مَدرَجَتي ۴، وعَلَى الهِدايَةِ مَحَجَّتي ۵، وعَلَى الرَّشادِ مَسلَكي، حَتّى تُنيلَني وتُنيلَ بي اُمنِيَّتي، وتُحِلَّ بي عَلى ما بِهِ أرَدتَني، ولَهُ خَلَقتَني، وإلَيهِ آوَيتَ بي ۶، وأعِذ أولِياءَكَ مِنَ الاِفتِتانِ بي، وفَتِّنهُم بِرَحمَتِكَ لِرَحمَتِكَ في نِعمَتِكَ تَفتينَ الاِجتِباءِ وَالاِستِخلاصِ بِسُلوكِ طَريقَتي، وَاتِّباعِ مَنهَجي، وألحِقني بِالصّالِحينَ مِن آبائي وذَوي رَحِمي. ۷
مهج الدعواتـ از امام حسين عليه السلام (در قنوتش) ـ: خدايا! از تو آغاز است و خواست (مشيّت)، براى توست. توان و نيرو، براى توست. تويى خداوندى كه جز تو خدايى نيست. دل هاى دوستانت را جايگاه خواستت و نهانگاه اراده ات قرار دادى و خِردهايشان را به امر و نهى هايت برانگيختى. هرگاه چيزى را بخواهى، انگيزه هاى درونى آنان را در ژرفاى وجودشان تحريك مى كنى و آنچه از اراده تو سرچشمه گرفته و بر زبانشان جارى شده، چيزى است كه تو به آنها فهمانده اى و بدان، باورمندشان ساخته اى. با خِردها تو را مى خوانند و با حقايقى كه تو به آنها بخشيده اى، به سوى تو فرا مى خوانند و من، از آنچه تو مرا آموخته اى، مى دانم كه تو را بايد بر آنچه به من نشان داده و بدان راه داده اى، سپاس گزارْد. خدايا! من با همه اينها به تو و به توان و نيرويت پناهنده ام. خشنودم به حكمى كه در علم خود، به سوى من سوق مى دهى و روانه ام به هر جا كه تو روانه كنى و آهنگ كننده آنچه تو مرا به سوى آن، جهت داده اى، هستم. در جان نثارى به پاى آنچه تو را از من خشنود مى كند، بخل نمى ورزم، چون تو مرا بدان راضى ساخته اى و از هيچ كوششى در آنچه تو مرا بدان خوانده اى، دريغ نمى دارم. به آنچه به من شناسانده اى، شتابانم و در راهى گام مى نهم كه تو برايم گشوده اى. در آنچه بصيرتم بخشيده اى، بصيرم و تا نگاهم داشته اى، [خود را از لغزش ها]نگاه مى دارم. پس مرا از نگاه داشت خود، رها و از عنايتت، بيرون مكن و از توانايى ات [كنار]منشان و از مقصودى كه بدان به خواسته تو مى رسم، بيرون مبر و نخستين گام هايم را با بينش، همراه كن و راهم را بر محبّت خود بگذار و مسيرم را راه درست قرار ده، تا مرا به آرزويم برسانَد. همان جا كه از من خواسته اى و براى آن مرا آفريده اى، فرودم آورد و در آن جا جايم ده و دوستانت را از آزموده شدن با من، در پناه گير و با رحمت خويش، آنان را براى رحمتت در نعمت بخشى به آنها بيازماى؛ آزمونِ برگزيدن و رَهيدن در پيمودن راه و پيروى روش من، و مرا به پدران و خويشان صالحم، ملحق فرما.
۱.اعتقَدت كذا: عقدتُ عليه القلبَ والضمير (المصباح المنير: ص 421 «عقد»).
۲.نَدَبَهُ إلى الأمرِ: دعاهُ وحثَّهُ (القاموس المحيط: ج 1 ص 131 «ندب»).
۳.في المصدر: «تحرجني»، والتصويب من بحار الأنوار.
۴.دَرَجَ: مشى قليلاً في أوّل ما يمشي (المصباح المنير: ص 191 «درج»).
۵.المَحَجَّةُ: جادّة الطريق (الصحاح: ج 1 ص 304 «حجج»).
۶.في بحار الأنوار: «آويتني».
۷.مهج الدعوات: ص 68، بحار الأنوار: ج 85 ص 214 ح 1.

احادیث دیگر این موضوع

۱