حدیث دربارهمادر
المناقب لابن شهر آشوب:خَطَبَ أبو طالِبٍ في نِكاحِ فاطِمَةَ بِنتِ أسَدٍ: الحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمينَ رَبِّ العَرشِ العَظيمِ، وَالمَقامِ الكَريمِ، وَالمَشعَرِ وَالحَطيمِ، الَّذِي اصطَفانا أعلاما وسَدَنَةً، وعُرَفاءَ وخُلَصاءَ، وحَجَبَةً بَهاليلَ ۱، أطهار [ا] مِنَ الخَنا ۲ وَالرَّيبِ، وَالأَذى وَالعَيبِ، وأقامَ لَنَا المَشاعِرَ، وفَضَّلَنا عَلَى العَشائِرِ، نُخَبَ آلِ إبراهيمَ وصَفوَتَهُ، وزَرعَ إسماعيلَ ـ في كَلامٍ لَهُ ـ.
ثُمَّ قالَ: وقَد تَزَوَّجتُ بِنتَ أسَدٍ، وسُقتُ المَهرَ، ونَفَّذتُ الأَمرَ، فَاسأَلوهُ وَاشهَدوا. فَقالَ أسَدٌ: زَوَّجناكَ ورَضينابِكَ. ۳
المناقب، ابن شهر آشوب:ابوطالب در ازدواج با فاطمه بنت اسد، چنين خطبه خواند: سپاس، ويژه پروردگار جهانيان است؛ صاحب عرش بزرگ و مقام كريم و مشعر و حطيم؛ كسى كه ما را براى مِهترى قوم و خدمتكارى كعبه برگزيد و ما را كارگزار قوم و خالص و حاجبان كامل [كعبه] به دور از بددهنى و ترديد و آزار و عيب قرار داد و مشاعر را براى ما بر پا داشت و ما نخبگان خاندان ابراهيم و برگزيدگان آن و فرزندان اسماعيل را بر ديگر عشيره ها برترى بخشيد.
سپس گفت: دختر اسد را به همسرى برگزيدم و مهريه او را فرستادم و كار را به پايان بردم. پس، از پدرش بپرسيد و گواه باشيد.
پس اسد گفت: فاطمه را به همسرى ات درآورديم و به تو رضايت داديم.