حدیث دربارهميلاد
شرح نهج البلاغة:رُوِيَ أنَّ السَّنَةَ الَّتي وُلِدَ فيها عَلِيٌّ عليه السلام هِيَ السَّنَةُ الَّتي بُدِئَ فيها بِرِسالَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَاُسمِعَ الهُتافَ مِنَ الأَحجارِ وَالأَشجارِ، وكُشِفَ عَن بَصَرِهِ، فَشاهَدَ أنوارا وأشخاصا، ولَم يُخاطَب فيها بِشَيءٍ.
وهذِهِ السَّنَةُ هِيَ السَّنَةُ الَّتِي ابتَدَأَ فيها بِالتَّبَتُّلِ وَالاِنقِطاعِ وَالعُزلَةِ في جَبَلِ حِراءَ، فَلَم يَزَل بِهِ حَتّى كُوشِفَ بِالرِّسالَةِ، واُنزِلَ عَلَيهِ الوَحيُ.
وكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَتَيَمَّنُ بِتِلكَ السَّنَةِ وبِوِلادَةِ عَلِيٍّ عليه السلام فيها، ويُسَمّيها سَنَةَ الخَيرِ وسَنَةَ البَرَكَةِ.
وقالَ لِأَهلِهِ لَيلَةَ وِلادَتِهِ ـ وفيها شاهَدَ ما شاهَدَ مِنَ الكَراماتِ وَالقُدرَةِ الإِلهِيَّةِ، ولَم يَكُن مِن قَبلِها شاهَدَ مِن ذلِكَ شَيئا ـ: «لَقَد وُلِدَ لَنَا اللَّيلَةَ مَولودٌ يَفتَحُ اللّهُ عَلَينا بِهِ أبوابا كَثيرَةً مِنَ النِّعمَةِ والرَّحمَةِ».
وكانَ كَما قالَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ؛ فَإِنَّهُ عليه السلام كانَ ناصِرَهُ، وَالمُحامِيَ عَنهُ، وكاشِفَ الغَمّاءِ عَن وَجهِهِ، وبِسَيفِهِ ثَبَتَ دينُ الإِسلامِ، ورَسَت دَعائِمُهُ، وتَمَهَّدَت قَواعِدُهُ. ۱
شرح نهج البلاغة:روايت شده سالى كه على عليه السلام در آن متولّد شد، همان سالى است كه رسالت پيامبر خدا آغاز شده است و از سنگ ها و درختان، ندا مى شنيده، و پرده از چشمانش كنار رفته و نورها و اشخاصى را ديده، بى آن كه طرفِ صحبت آنها شود؛ و اين سال، همان سالى است كه او به خلوت گزينى و گسستن و عزلت در كوه حرا آغاز كرد و پيوسته به آن جا مى رفت تا رسالتش آشكار گشت و وحى بر او نازل شد.
پيامبر خدا، آن سال را به خاطر ولادت على عليه السلام در آن، خجسته مى داشت و آن را سال خير و سال بركت مى ناميد و در شب ولادت على عليه السلام كه در آن، نشانه هايى از كرامت ها و قدرت الهى را مشاهده كرد كه پيش از آن هرگز نديده بود، به خانواده اش چنين گفت: «بى گمان، امشب فرزندى براى ما به دنيا مى آيد كه خداوند، به خاطر او درهاى فراوانى از نعمت و رحمت بر ما مى گشايد».
و همان گونه بود كه پيامبر ـ درودهاى خداوند بر او باد ـ، فرموده بود؛ بى گمان، او (على عليه السلام)، ياور و پشتيبان و زداينده اندوه از چهره پيامبر صلى الله عليه و آله بود و با شمشير او دين اسلام، ثبات يافت و ستون هايش استوار و زمينه اش هموار شد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 4 ص 114.