حدیث دربارهوصىّ موسى

الإمام الباقر عليه السلام:كانَ وَصِيُّ موسى يوشَعَ بنَ نونٍ عليه السلام، وهُوَ فَتاهُ الَّذي ذَكَرَهُ اللّهُ عزَّوجَلَّ في كِتابِهِ ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:وصىّ موسى، يوشع بن نون بود. او همان جوانى است كه خداوند عز و جلدر قرآن از او ياد كرده است.
۱.كما في سورة الكهف، الآية 60: «وَ إِذْ قَالَ مُوسَى لِفَتَـهُ لَا أَبْرَحُ.»، والآية 62: «فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَـهُ ءَاتِنَا غَدَآءَنَا.».
۲.الكافي: ج 8 ص 117 ح 92، كمال الدين: ص 217 ح 2، تفسير العيّاشي: ج 2 ص 330 ح 42 كلّها عن أبي حمزة الثمالي.

احادیث دیگر این موضوع

۴
تاريخ اليعقوبى:و چون وفات موسى عليه السلام نزديك شد، خداى عز و جل به او فرمان داد كه يوشع بن نون را كه از تيره يوسف بن يعقوب عليهما السلام بود، به قبّه زمان قُبّه زمان، معبد گنبدى شكل بنى اسرائيل بوده است كه موسى و هارون عليهما السلام، آن را در صحراى «تَيْه» و به فرمان خداوند، بنا كردند. برخى (مانند كفعمى)، آن را همان «بيت المقدس» مى دانند و برخى (مانند فريد وجدى)، آن را همانند «قبة الشهادة» دانسته اند كه خيمه اى از كتان بود و تابوت عهد را با آن مى پوشاندند (ر. ك: بحار الأنوار: ج 90 ص 119، دائرة المعارف القرن العشرين: ج 7 ص 602). درآورد و تقديسش كند و دستش را بر بدن او بگذارد تا بركت در آن راه يابد و او را وصى قرار دهد تا پس از وى، در ميان بنى اسرائيل، كار را به عهده بگيرد. پس موسى عليه السلام چنين كرد و چون موسى عليه السلام درگذشت، يوشع، از پس او كار را در بنى اسرائيل به عهده گرفت. در الكتاب المقدّس (ص 333) چنين آمده است: «موسى عليه السلام با پروردگار، چنين گفت: نياز است كه پروردگار، خداى ارواح تمامى بشر، مردى را بر جماعت بگمارد كه به عنوان رهبر آنان، وارد شود و بيرون آيد و آنان را به ورود و خروج، وادار كند تا خلق خدا مانند گله بى شبان، رها نمانند. پس، پروردگار به موسى عليه السلام گفت: يشوع (يوشع) بن نون را براى اين كار برگير، كه او مردى صاحبْ دل است و دستت را بر او بنه و او را در پيش روى اِليعازار كاهن و همه مردم بِايستان و جلوى آنان، به او وصيّت كن و از هيبت و قدرت خودت به او بده تا جماعت بنى اسرائيل، همگى گوش به فرمانش شوند. او جلوى اليعازار كاهن مى ايستد و از پيشگاه ربوبى درخواست تحقّق قضا و اراده الهى مى كند. پس، او و همه بنى اسرائيل و تمام مردمان، با فرمان او بيرون مى روند و با فرمان او وارد مى شوند. و موسى عليه السلام همان گونه كرد كه پروردگارش فرمان داده بود. پس يشوع را برگرفت و او را جلوى اليعازار كاهن و مردم ايستانْد و دستش را بر او نهاد و همان گونه كه پروردگار به موسى گفته بود، به او وصيّت كرد. و در قاموس الكتاب المقدّس (ص 1068) آمده است: «يشوع، نامى عبرى به معناى خداى آزادى است و در اصل، هوشع و يا يهوشوع بوده كه موسى او را يشوع خوانده است. او جانشين موسى عليه السلام و پسر نون از تيره افرايم است كه در مصر، متولّد شد و در آغاز، خدمت گزار موسى عليه السلام بود. اوّلين بارى كه از او سخن به ميان آمده، در نبرد رفيديم [در شبه جزيره سينا]است كه موسى او را در آن جنگ، به فرماندهى بنى اسرائيل گمارد و آن هنگام، 44 ساله بود. پس از آن، مأمور تجسّسِ تيره و خاندان خود شد و به هميارى دوستش كالب، گزارشى دقيق از شهرهايى كه مأمور تجسّس آنها بودند، ارائه داد. سپس موسى عليه السلام او را جلوى اليعازار كاهن و همه مردم ايستاند و به عنوان جانشين خود تعيين كرد. و قانون گذار بزرگ (موسى عليه السلام)، يشوع را، اندكى پيش از وفاتش فرا خواند و بر طبق اراده الهى، همه قدرت و اختيارات خود را به او سپرد. يشوع، بلافاصله پس از رحلت موسى عليه السلام آماده شد تا از اُردن بگذرد و از اين رو، سه روز به مردم، مهلت داد تا توشه برگيرند»..