حدیث دربارهاخلاق و رفتار پسنديده آن حضرت

ثواب الأعمال عن مُعلّى بنِ خُنَيسٍ:خَرَجَ أبو عَبدُاللّهِ عليه السلام في لَيلَةٍ قَد رَشَّتِ السَّماءُ وَهُوَ يُريدُ ظُلَّةَ بَني ساعِدَةٍ فَأتبَعتُهُ فَإذا هُوَ قَد سَقَطَ مِنهُ شَيءٌ فَقالَ: بِسمِ اللّهِ اللّهمَّ رُدَّ عَلَينا، قالَ: فَأتَيتُهُ فَسلَّمتُ عَلَيهِ فَقالَ: أنتَ مُعلّى؟ قُلتُ: نَعَم جُعلتُ فِداكَ، فَقالَ لي: الَتمِس بِيَدِكَ فَما وَجَدتَ مِن شَيءٍ فَادفَعهُ إلَيَّ قالَ: فَإذا أنا بِخُبزٍ مُنتَثِرٍ، فَجَعلتُ أدفَعُ إلَيهِ ما وَجَدتُ، فَإذا أنا بِجِرابٍ مِن خُبزٍ فَقُلتُُ: جُعلتُ فِداكَ أحمِلهُ عَنكَ؟ فَقالَ: لا أنا أولى بِهِ مِنكَ وَلكِن امضِ مَعي، قالَ: فَأتَينا ظُلَّةَ بَني ساعِدَةٍ فَإذا نَحنُ بِقَومٍ نيامٍ فَجَعَلَ يَدُسُّ الرَّغيفَ وَالرَّغيفَينِ تَحتَ ثَوبِ كُلَّ واحِدٍ مِنهُم حَتّى أتى عَلى آخِرَهُم ثُمَّ انصَرَفنا فَقلتُ: جُعلتُ فِداكَ يَعرِفُ هؤلاءِ الحقَّ، فَقالَ: لَو عَرَفوا لَواسَيناهُم بِالدِّقَّةِ. ۱
ثواب الأعمالـ به نقل از معلّى بن خنيس ـ: ابو عبد اللّه عليه السلام در يك شبى كه باران نم نم مى باريد، منزل خود را به قصد صُفّه (سايبان) بنى ساعده ترك كرد. من به دنبال آن حضرت به راه افتادم. ناگاه چيزى از دستش افتاد، گفت: بسم اللّه، خدايا آن را به ما برگردان. من خود را به ايشان رساندم و سلام كردم. فرمود: تويى مُعلّى؟ عرض كردم: آرى، فدايت شوم. فرمود: با دستت جستجو كن و اگر چيزى يافتى آن را به من بده. من تكّه هاى نان پراكنده اى را پيدا كردم و آن را به طرف حضرت بردم كه به ايشان بدهم. ديدم انبان نانى بر دوش دارد. عرض كردم: فدايت شوم، اجازه مى دهيد من حملش كنم؟ فرمود: نه، من خود سزاوارتر به اين كارم؛ امّا با من بيا. به صُفّه بنى ساعده رسيديم، ديديم عدّه اى خوابيده اند. حضرت، زير جامه هر يك از آنها يكى دو گرده نان مى گذاشت تا به آخرين نفر آنها رسيد. آن گاه برگشتيم. من عرض كردم: فدايت شوم، اينها حق را مى شناسند (به امامت شما معتقدند)؟ فرمود: اگر مى شناختند، آرد هم به آنها مى داديم.
۱.ثواب الأعمال: 173 / 2.

احادیث دیگر این موضوع

۳