حدیث دربارهنامى از نام هاى خدا
كنزالعمّال عن ابن عبّاس:قالَ عُمَرُ: أمَّا الحَمدُ فَقَد عَرَفناهُ؛ فَقَد تَحمَدُ الخَلائِقُ بَعضُهُم بَعضا، وأمّا «لا إلهَ إلَا اللّهُ» قَد عَرَفناها؛ فَقَد عُبِدَتِ الآلِهَةُ مِن دونِ اللّهِ، وأمّا «اللّهُ أكبَرُ» فَقَد يُكَبِّرُ المُصَلّي، وأمّا «سُبحانَ اللّهِ» فَما هُوَ؟ فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: اللّهُ أعلَمُ، فَقالَ عُمَرُ: قَد شَقِيَ عُمَرُ إن لَم يَكُن يَعلَم، إنَّ اللّهَ أعلَمُ.
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: يا أميرَ المُؤمِنينَ، اِسمٌ مَمنوعٌ أن يَنتَحِلَهُ أحَدٌ مِنَ الخَلائِقِ، وإِلَيهِ مَفزَعُ الخَلقِ، وأَحَبَّ أن يُقالَ لَهُ.
فَقالَ عُمَرُ: هُوَ كَذلِكَ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابن عبّاس ـ: عُمر گفت: معناى «سپاس (حمد)» را مى دانيم. مردم، يكديگر را سپاس مى گويند. معناى «معبودى جز خداى يگانه نيست» را هم مى دانيم؛ چرا كه خدايانى به جاى خداوند يگانه، پرستيده مى شدند. «خدا بزرگ تر است» هم معلوم است. نمازگزار، «اللّه أكبر» مى گويد؛ امّا «پاكا خدا! (سبحان اللّه)»، به چه معناست؟
مردى از ميان جمعيت گفت: خدا، داناتر است.
عمر گفت: بدبخت عمر، اگر نداند كه خدا داناتر است!
على عليه السلام فرمود: «اى امير مؤمنان! [سبحان اللّه،] نامى است كه هيچ يك از خلايق، حق ندارد آن را بر خود نهد. خلق به او پناه مى بَرند، و [خدا] دوست دارد كه اين نام به او گفته شود».
عمر گفت: همين طور است.
۱.كنزالعمّال: ج 2 ص 564 ح 4738 نقلاً عن ابن ماجة في تفسيره وابن أبي حاتم وابن مردويه.