حدیث دربارهانگشترش

الكافي عن يونس بن ظبيان وحفص بن غياث عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:في خاتَمِ الحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام: حَسبِيَ اللّهُ. ۱
الكافىـ به نقل از يونس بن ظبيان و حفص بن غياث، از امام صادق عليه السلام ـ: در انگشتر حسن و حسين عليهماالسلام، اين نقش بود: «خدا، مرا بس است».
۱.الكافي: ج 6 ص 473 ح 2.

احادیث دیگر این موضوع

۵
الأمالى، صدوقـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: انگشتر حسين بن على عليه السلام به چه كسى رسيد؟ و نيز به ايشان گفتم: شنيده ام كه در واقعه عاشورا، از انگشتش بيرون كشيده شده است. فرمود: «آن گونه كه گفته اند، نيست. حسين عليه السلام به فرزندش على بن الحسين عليه السلام، وصيّت كرد و انگشترش را در انگشت او نمود و كارش را به او واگذار كرد، همان گونه كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با امير مؤمنان على عليه السلام كرد و امير مؤمنان عليه السلام با حسن عليه السلام و حسن عليه السلام با حسين عليه السلام. سپس آن انگشتر، پس از پدرش، به پدرم و از او به من رسيد و اكنون، نزد من است و من هر جمعه، آن را به دست مى كنم و با آن، نماز مى خوانم». روز جمعه، در حالى كه امام صادق عليه السلام نماز مى خواند، بر او در آمدم. چون از نماز فارغ شد، دستش را به سوى من دراز كرد و انگشترى در انگشتش ديدم كه نقشش چنين بود: «ذكرِ لا إله إلّا اللّه، ساز و برگِ ديدار با خداست». سپس [امام عليه السلام] فرمود: «اين انگشتر جدّم ابو عبد اللّه حسين بن على عليه السلام است». ممكن است مراد روايت، نفى رُبودن انگشترى باشد كه از مواريث امامت است. نقل هايى نيز كه حاكى اند كه انگشت مبارك امام عليه السلام را به خاطر انگشتر، قطع كردند و آن را رُبودند (ر. ك: ج 7 ص 295 «بخش نهم / فصل يكم / تاراج كردن وسايل امام عليه السلام»)، شايد منظورشان انگشتر ديگرى باشد.