نتایج جستجو برای «خبر دادن از آینده دشمنان خود»: ۲ حدیث
الملهوف عن الإمام الحسين عليه السلامـ في كَلامٍ لَهُ يَومَ عاشوراءَ مَعَ أصحابِ عُمَرَ بنِ سَعدٍ ـ: أما وَاللّهِ لا تَلبَثونَ بَعدَها إلاّ كَرَيثِما يُركَبُ الفَرَسُ، حَتّى يَدورَ بِكُم دَورَ الرَّحى ويَقلَقَ بِكُم قَلَقَ المِحوَرِ ۱، عَهدٌ عَهِدَهُ إلَيَّ أبي عَن جَدّي «فَأَجْمِعُواْ أَمْرَكُمْ وَ شُرَكَآءَكُمْ ثُمَّ لاَ يَكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيْكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلَىَّ وَ لاَ تُنظِرُونِ» ۲ ، «إِنِّى تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّى وَ رَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ ءَاخِذُ بِنَاصِيَتِهَآ إِنَّ رَبِّى عَلَى صِرَ طٍ مُّسْتَقِيمٍ» ۳ . ۴
الملهوفـ از امام حسين عليه السلام (در سخنش در روز عاشورا با ياران عمر بن سعد) ـ: هان! به خدا سوگند كه پس از آن، جز به مقدار سوارىِ اسبى نخواهيد زيست تا آن كه آسياب بچرخد و قلاّبتان بلرزد. ۵ عهدى است كه پدرم، از جدّش براى من نقل كرده است: «شما با شريكانى كه قائليد، كارتان را هماهنگ و عزمتان را جزم كنيد و بى آن كه پرده پوشى كنيد، كار مرا يكسره كنيد و مهلتم ندهيد» . «من بر خداوند، پروردگار من و شما توكّل كردم. هيچ جنبنده اى نيست، مگر آن كه زمام اختيارش به دست اوست. بى گمان، پروردگار من، بر صراط مستقيم است» .
۱.يونس: 71.
۲.يونس: 71.
۳.يونس: 71.
۴.الملهوف: ص 157، مثير الأحزان: ص 55، تحف العقول: ص 242، تسلية المجالس: ج 2 ص 277 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 45 ص 9؛ مقتل الحسين للخوارزمي: ج 2 ص 7 نحوه.
۵.كنايه از دگرگونىِ سريع احوال دنياست.
تاريخ الطبري عن حميد بن مسلم عن الإمام الحسين عليه السلامـ في يَومِ عاشوراءَ وهُوَ يُقاتِلُ القَومَ ويَشُدُّ عَلَيهِم ـ: أعَلى قَتلي تَحاثّونَ ۱، أما وَاللّهِ لا تَقتُلونَ بَعدي عَبدا مِن عِبادِ اللّهِ، اللّهُ أسخَطَ عَلَيكُم لِقَتلِهِ مِنّي! وَايمُ اللّهِ، إنّي لَأَرجو أن يُكرِمَنِي اللّهُ بِهَوانِكُم، ثُمَّ يَنتَقِمَ لي مِنكُم مِن حَيثُ لا تَشعُرونَ. أما وَاللّهِ أن لَو قَد قَتَلتُموني لَقَد ألقَى اللّهُ بَأسَكُم بَينَكُم، وسَفِكَ دِماءَكُم، ثُمَّ لا يَرضى لَكُم حَتّى يُضاعِفَ لَكُمُ العَذابَ الأَليمَ. ۲
تاريخ الطبرىـ به نقل از حميد بن مسلم، از امام حسين عليه السلام (در روز عاشورا و به گاه جنگ و حمله بر دشمن) ـ: آيا به قتل من، تحريك مى كنيد؟ هان! به خدا سوگند، ديگر پس از من، نمى توانيد بنده اى از بندگان خدا را بكُشيد. خدا به خاطر كُشتن من، بر شما خشم گرفته است. به خدا سوگند، من اميد مى بَرَم كه خدا با خوار كردن شما، مرا گرامى بدارد و سپس، انتقام مرا از شما از جايى كه نمى دانيد، بگيرد. هان! به خدا سوگند، اگر مرا بكُشيد، خداوند، ميان شما درگيرى مى اندازد و خون هايتان را مى ريزد و سپس برايتان، جز به اين رضايت نمى دهد كه عذاب دردناكِ شما را دو چندان كند.
۱.حَثَّهُ على الشيء: حَضَّهُ عليه. ويتحاثّون: أي يتحاضّون (اُنظر: الصحاح: ج 1 ص 278 «حثث»).
۲.تاريخ الطبري: ج 5 ص 452، الكامل في التاريخ: ج 2 ص 572 وراجع: الفتوح: ج 5 ص 118 ومقتل الحسين للخوارزمي: ج 2 ص 34 وتسلية المجالس: ج 2 ص 319 وبحار الأنوار: ج 45 ص 52.