فیلترها
نتایج جستجو برای «عامل خواری امت»: ۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإرشادـ از امام حسين عليه السلام ـ: به خدا سوگند، مرا رها نمى كنند تا اين لخته خون [قلبم]را از درونم بيرون بكشند و چون چنين كنند، خداوند، كسى را بر ايشان مسلّط مى كند كه چنان خوارشان سازد كه خوارترينِ امّت ها شوند.
الطبقات الكبرى عن يزيد الرشك:حَدَّثَني مَن شافَهَ الحُسَينَ عليه السلام قالَ:. قُلتُ: بِأَبي واُمّي يَابنَ رَسولِ اللّهِ، ما أنزَلَكَ هذِهِ البِلادَ وَالفَلاةَ الَّتي لَيسَ بِها أحَدٌ؟
قالَ: هذِهِ كُتُبُ أهلِ الكوفَةِ إلَيَّ، ولا أراهُم إلاّ قاتِلِيَّ، فَإِذا فَعَلوا ذلِكَ لَم يَدَعوا للّهِِ حُرمَةً إلاَّ انتَهَكوها؛ فَيُسَلِّطُ اللّهُ عَلَيهِم مَن يُذِلُّهُم، حَتّى يَكونوا أذَلَّ مِن فَرَمِ ۱ الأَمَةِ. ۲
الطبقات الكبرىـ به نقل از يزيد رشك ـ: كسى كه خود با امام حسين عليه السلام گفتگو كرده بود، برايم گفت: به امام حسين عليه السلام گفتم: پدر و مادرم فدايت، اى فرزند پيامبر خدا!، چه چيز تو را به اين سرزمين و صحراى خالى از سكنه (كربلا) آورد؟
فرمود: «اين، نامه هاى كوفيان به من است و من، آنها را قاتل خود مى دانم كه چون مرا بكشند، هيچ يك از حرمت هاى الهى را وا نمى گذارند، جز آن كه هتكش كنند. پس خداوند، كسى را بر ايشان مسلّط مى كند كه چنان خوارشان سازد كه خوارتر از كهنه حيض كنيز شوند».
۱.فرم الأمة: قيل هو خرقة الحيض (النهاية: ج 3 ص 441 «فرم»).
۲.الطبقات الكبرى (الطبقة الخامسة من الصحابة): ج 1 ص 458 ح 441، سير أعلام النبلاء: ج 3 ص 305، تاريخ دمشق: ج 14 ص 216، تاريخ الإسلام للذهبي: ج 5 ص 11، بغية الطلب في تاريخ حلب: ج 6 ص 2616؛ تسلية المجالس: ج 2 ص 236 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 44 ص 368 وراجع: مقتل الحسين للخوارزمي: ج 1 ص 226 والفتوح: ج 5 ص 71 ومثير الأحزان: ص 46.
تاريخ الطبري عن حميد بن مسلم:سَمِعتُهُ [الحُسَينَ عليه السلام] يَقولُ قَبلَ أن يُقتَلَ.: أما وَاللّهِ أن لَو قَد قَتَلتُموني لَقَد ألقَى اللّهُ بَأسَكُم بَينَكُم، وسَفَكَ دِماءَكُم، ثُمَّ لا يَرضى لَكُم حَتّى يُضاعِفَ لَكُمُ العَذابَ الأَليمَ. ۱
تاريخ الطبرىـ به نقل از حميد بن مسلم ـ: شنيدم كه امام حسين عليه السلام پيش از كشته شدنش مى فرمود: «هان! به خدا سوگند، اگر مرا بكشيد، خداوند، در ميانتان ترس از يكديگر و خون ريزى مى اندازد و به اين راضى نمى شود تا عذاب دردناكتان را مضاعف كند».
۱.تاريخ الطبري: ج 5 ص 452، الكامل في التاريخ: ج 2 ص 572.
مقتل الحسينـ في وَقائِعِ عاشوراءَ ـ: ثُمَّ حَمَلَ [الحُسَينُ عليه السلام] عَلَيهِم كَاللَّيثِ المُغضَبِ. وَالسِّهامُ تَأخُذُهُ مِن كُلِّ ناحِيَةٍ وهُوَ يَتَلَقّاها بِنَحرِهِ وصَدرِهِ ويَقولُ:
يا اُمَّةَ السَّوءِ، بِئسَما خَلَفتُم مُحَمَّدا في عِترَتِهِ، أما إنَّكُم لَن تَقتُلوا بَعدي عَبدا مِن عِبادِ اللّهِ الصّالِحينَ فَتَهابوا قَتلَهُ، بَل يَهونُ عَلَيكُم عِندَ قَتلِكُم إيّايَ، وَايمُ اللّهِ إنّي لَأَرجو أن يُكرِمَني رَبّي بِهَوانِكُم، ثُمَّ يَنتَقِمُ مِنكُم مِن حَيثُ لا تَشعُرونَ.
فَصاحَ بِهِ الحُصَينُ بنُ مالِكٍ السَّكونِيُّ: يَابنَ فاطِمَةَ، بِماذا يَنتَقِمُ لَكَ مِنّا؟
فَقالَ: يُلقي بَأسَكُم بَينَكُم، ويَسفِكُ دِماءَكُم، ثُمَّ يَصُبُّ عَلَيكُمُ العَذابَ الأَليمَ. ۱
مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمىـ در ذكر وقايع عاشورا ـ: سپس، امام حسين عليه السلام چون شير خشمناك به آنها يورش بُرد. و تيرها از هر سو او را در برگرفته و به گلو و سينه او رسيده بودند. در اين حال، امام عليه السلام مى فرمود: «اى امّت بد! پس از پيامبر صلى الله عليه و آله با خاندانش بد كرديد. هان! پس از كشتن من، ديگر از كشتن هيچ بنده خداى شايسته اى بيم نداريد؛ بلكه وقتى مرا كشتيد، كشتن هر كس ديگرى برايتان آسان مى شود. به خدا سوگند، من اميد دارم كه خدايم با خوار كردن شما، مرا گرامى بدارد و سپس، از جايى كه نمى دانيد، از شما انتقام بگيرد».
[در اين جا] حُصَين بن مالك سَكونى فرياد كشيد: اى پسر فاطمه! خدا با چه چيز از ما انتقام مى گيرد؟
فرمود: «اختلاف و درگيرى ميان شما مى اندازد و جنگ و خون ريزى
۱.مقتل الحسين للخوارزمي: ج 2 ص 34، الفتوح: ج 5 ص 118؛ تسلية المجالس: ج 2 ص 319، بحار الأنوار: ج 45 ص 52.
الملهوف:لَمّا أصبَحَ [الحُسَينُ عليه السلام] فَإِذا هُوَ بِرَجُلٍ مِن أهلِ الكوفَةِ يُكَنّى أبا هِرَّةَ الأَزدِيَّ، فَلَمّا أتاهُ سَلَّمَ عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، مَا الَّذي أخرَجَكَ مِن حَرَمِ اللّهِ وحَرَمِ جَدِّكَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله؟
فَقالَ الحُسَينُ عليه السلام: وَيحَكَ يا أبا هِرَّةَ! إنَّ بَني اُمَيَّةَ أخَذوا مالي فَصَبَرتُ، وشَتَموا عِرضي فَصَبَرتُ، وطَلَبوا دَمي فَهَرَبتُ، وَايمُ اللّهِ لَتَقتُلُنِي الفِئَةُ الباغِيَةُ، ولَيُلبِسَنَّهُمُ اللّهُ ذُلاًّ شامِلاً، وسَيفا قاطِعا، ولَيُسَلِّطَنَّ اللّهُ عَلَيهِم مَن يُذِلُّهُم حَتّى يَكونوا أذَلَّ مِن قَومِ سَبَأٍ ۱. ۲
الملهوف:چون [امام حسين عليه السلام] شب را به صبح آورد، مردى كوفى به نام ابو هرّه اَزْدى را ديد كه بر ايشان وارد شد و سلام داد و گفت: اى فرزند پيامبر خدا! چه چيز تو را از حرم خدا و حرم جدّت پيامبر خدا، بيرون كشيده است؟
امام حسين عليه السلام فرمود: «واى بر تو، اى ابو هِرّه! اُمَويان مالم را گرفتند، صبر كردم؛ دشنامم دادند، صبر كردم. در پى ريختن خونم بودند، گريختم و به خدا سوگند، اين گروه ستمكار، مرا مى كشند و خدا هم لباس خوارىِ فراگيرى را بر آنها مى پوشانَد و شمشيرى بُرنده را بر آنها حاكم مى كند. خداوند، كسى را بر آنها مسلّط مى كند كه چنان خوارشان سازد كه از قوم سبأ هم خوارتر شوند». ۳
الملهوف:قالَ [الحُسَينُ عليه السلام] لِأَصحابِهِ: قوموا رَحِمَكُمُ اللّهُ إلَى المَوتِ ۱ الَّذي لابُدَّ مِنهُ، فَإِنَّ هذِهِ السِّهامَ رُسُلُ القَومِ إلَيكُم.
فَاقتَتَلوا ساعَةً مِنَ النَّهارِ حَملَةً وحَملَةً، حَتّى قُتِلَ مِن أصحابِ الحُسَينِ عليه السلام جَماعَةٌ.
قالَ: فَعِندَها ضَرَبَ الحُسَينُ عليه السلام يَدَهُ عَلى لِحيَتِهِ وجَعَلَ يَقولُ: اِشتَدَّ غَضَبُ اللّهِ عَلَى اليَهودِ إذ جَعَلوا لَهُ وَلَدا، وَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى النَّصارى إذ جَعَلوهُ ثالِثَ ثَلاثَةٍ، وَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلَى المَجوسِ إذ عَبَدُوا الشَّمسَ وَالقَمَرَ دونَهُ، وَاشتَدَّ غَضَبُهُ عَلى قَومٍ اتَّفَقَت كَلِمَتُهُم عَلى قَتلِ ابنِ بِنتِ نَبِيِّهِم. ۲
الملهوف:امام حسين عليه السلام به يارانش فرمود: «به سوى مرگ برويد كه از آن، گريزى نيست و اين تيرها، پيك هاى مردم به سوى شما هستند».
ياران امام حسين عليه السلام يكى يكى جنگيدند تا تعدادى از آنها كشته شدند.
در اين هنگام، امام حسين عليه السلام دست بر محاسن خود كشيد و چنين فرمود: «خشم خدا بر يهود، سخت شد، هنگامى كه براى او فرزند قرار دادند، و خشمش بر مسيحيان بالا گرفت، هنگامى كه او را يكى از سه خدا قرار دادند، و خشمش بر مجوسيان سخت شد، هنگامى كه به جاى خدا، خورشيد و ماه را مى پرستيدند، و خشمش بر مردمى بالا گرفت كه بر كُشتن پسر دختر پيامبرشان همداستان شدند».