نتایج جستجو برای «یاد کردن خالص و یاد کردن صارف»: ۱ حدیث
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: الذِّكرُ ذِكرانِ: ذِكرٌ خالِصٌ بِمُوافَقَةِ القَلبِ، وذِكرٌ صارِفٌ ۱ يَنفي ذِكرَ غَيرِهِ. كَما قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي لا اُحصي ثَناءً عَلَيكَ؛ أنتَ كَما أثنَيتَ عَلى نَفسِكَ. فَرَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَم يَجعَل لِذِكرِهِ مِقدارا عِندَ عِلمِهِ بِحَقيقَةِ سابِقَةِ ذِكرِ اللّهِ عز و جل لَهُ مِن قَبلِ ذِكرِهِ لَهُ، فَمَن دونَهُ أولى. فَمَن أرادَ أن يَذكُرَ اللّهَ، فَليَعلَم أنَّهُ ما لَم يَذكُرِ اللّهُ العَبدَ بِالتَّوفيقِ لِذِكرِهِ، لا يَقدِرُ العَبدُ عَلى ذِكرِهِ. ۲
مصباح الشريعةـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: ياد كردن از خدا، دو گونه است: يكى ياد كردن خالص كه با دل، سازگار و همراه است؛ و ديگرى ياد كردن صارف ۳ كه يادِ جز او را از دل مى زُدايد، چنان كه پيامبر خدا فرمود: «من، ثناى تو را شمارش نمى توانم كرد. تو چنانى كه خود در ثناى خويش گفته اى». بنا بر اين [حتّى] پيامبر خدا، براى ياد كردن از خداوند، حدّى تعيين نكرد؛ چون به راستى مى دانست كه پيش از آن كه او به ياد خدا باشد، خداوند عز و جل به ياد او بوده و هست. پس ديگران به طريق اولى نمى توانند [براى ياد كردن از خدا، حدّى تعيين كنند]. پس هر كه مى خواهد خداى متعال را ياد كند، بايد بداند كه اگر خداوندْ توفيق ياد كردن از خود را به بنده ندهد، بنده، قادر به ياد كردن از او نيست.
۱.في الطبعة المعتمدة: «وذكرٌ صادقٌ»، والأصحّ ما أثبتناه كما في نسخة اُخرى و بحار الأنوار.
۲.مصباح الشريعة: ص 50، بحار الأنوار: ج 93 ص 159 ح 33.
۳.در باره ذكر صارف، ر.ك: ص 21 (پانوشت 2).