حدیث دربارهنشانه اخلاص ، فرمانبرى از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيت عليهم السلام است

الأمالي للطوسي عن أبي الصّلت الهرويّ عن الإمام الرّضا عن آبائه عليهم السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله: أَخبَرَنِي جَبرَئِيلُ الرُّوحُ الأَمِينُ عَنِ اللّهِ ـ تَقَدَّسَت أَسماؤُهُ وَجَلَّ وَجهُهُ ـ قالَ: إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنا وَحدِي، عِبادِي فَاعبُدُونِي، وَليَعلَم مَن لَقِيَنِي مِنكُم بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ مُخلِصا بِها، إِنَّه قَد دَخَلَ حِصنِي، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ عَذابِي. قالُوا: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ، وَما إِخلاصُ الشَّهادَةِ للّهِِ؟ قالَ: طَاعَةُ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَوَلايَةُ أَهلِ بَيتِهِ عليهم السلام. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابو صَلت هَرَوى، از امام رضا، از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل، روح الأمين، از جانب خداوند ـ كه نام هايش پاك و رويش بِشكوه است ـ به من خبر داد كه فرمود: منم خدا. معبودى جز منِ يگانه نيست. بندگانم! پس مرا بندگى كنيد. هر يك از شما بداند كه چنانچه مرا با شهادت خالصانه لا إله إلّا اللّه، ديدار كند، به دژ من وارد شده است و هر كه به دژ من وارد شود، از عذابم در امان خواهد بود». گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! نشانه اخلاص در شهادت دادن به يگانگى خدا چيست؟ فرمود: «فرمان بردن از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيتش».
۱.الأمالي للطوسي: ص 589 ح 1220، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 75، أعلام الدين: ص 214، بحار الأنوار: ج 3 ص 14 ح 39.

احادیث دیگر این موضوع

۳
التوحيدـ به نقل از اسحاق بن راهويه ـ: چون امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيد و خواست از آن جا به سوى مأمون روانه شود، اهل حديث، نزد ايشان گرد آمدند و گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! از نزد ما مى رويد و حديثى برايمان نمى گوييد كه از شما بهره مند شويم؟ امام عليه السلام كه در كجاوه نشسته بود، سرش را بيرون آورد و فرمود: «از پدرم موسى بن جعفر شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم محمّد بن على شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم على بن الحسين شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم امير مؤمنان على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: از جبرئيل شنيدم كه مى فرمايد: از خداوند عز و جلشنيدم كه مى فرمايد: لا إله إلّا اللّه، دژ من است. پس هر كه به دژ من وارد شود، از عذابم در امان خواهد بود». چون اُشتر حركت كرد، امام عليه السلام صدا زد: «البتّه با شرط هايش، و من، يكى از شرط هاى آن هستم».
عوالى اللآلى: روايت شده است كه امام رضا عليه السلام چون در سفر نخستش، از روايت، چنين پيداست كه امام رضا عليه السلام دو سفر به خراسان داشته و چندين بار از نيشابور، عبور كرده است. عازم بازگشت از خراسان به حجاز شد، جماعت علما و فضلاى خراسان و غير خراسان، نزد ايشانـ كه در كجاوه سوار بود ـ رفتند و ايشان را در ميان گرفتند و گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! آيا ما را ترك مى گويى و از دانش خود، بهره اى به ما نمى رسانى؟ آيا حديثى براى ما نمى گويى كه در دين خويش، از آن سود بريم؟ امام عليه السلام سرش را از كجاوه بيرون آورد، چندان كه بر آنان مشرف شد و فرمود: «پدرم از پدرش از جدّش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد كه فرمود: خداى عز و جلمى فرمايد: ايمان، دژ من است و هر كس وارد دژ من شود، از عذابم ايمن خواهد بود، و هر كس با اخلاص، لا إله إلّا اللّه بگويد، به بهشت مى رود». آن گاه امام عليه السلام اشترش را هى زد و اندكى حركت نمود و مردم، پشت سر او حركت مى كردند. سپس رو به آنان كرد و فرمود: «البتّه با شرط و شروط آن، و من از شرط هاى آن هستم».