حدیث دربارهكسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله بهشت را برايشان ضمانت كرده است

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِضمَنُوا لِي سِتَّةً أَضمَن لَكُمُ الجَنَّةَ: لا تَظلِمُوا عِندَ قِسمَةِ مَوارِيثِكُم، وَلا تَغلُوا غَنائِمَكُم، وَلا تَجتَنِبُوا عَن قِتالِ عَدُوِّكُم، وَامنَعُوا ظالِمَكُم مِن مَظلُومِكُم، وَأَنصِفُوا النّاسَ مِن أَنفُسِكُم، وَلا تَحمِلُوا عَلَى اللّهِ ذُنُوبَكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شش كار را برايم تعهّد كنيد، من بهشت را برايتان متعهّد مى شوم: در هنگام تقسيم ميراثتان، ستم روا مداريد، به غنايمتان دستبرد نزنيد، از جنگيدن با دشمنتان دورى نكنيد، ستمگرتان را از ستم ديده تان باز داريد، با مردم، انصاف بورزيد و گناهانتان را به گردن خدا نيندازيد.
۱.تيسير المطالب: ص 395، المعجم الكبير: ج 8 ص 282 ح 8082 نحوه وكلاهما عن أبي اُمامة، كنز العمّال: ج 15 ص 893 ح 43533.

احادیث دیگر این موضوع

۸
كنز الفوائد:در جنگ خندق، مشركان، بيست شب، خندق را در ميان گرفته بودند و كسى از آنان از خندق عبور نكرد، بجز عمرو بن عبدِ وَد كه اسبش را هى زد و از خندق گذشت و در طرف مدينه قرار گرفت. او به سوى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى رفت و مى آمد و رجز مى خواند و مبارز مى طلبيد؛ امّا كسى جوابش را نمى داد. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به يارانش كه گرداگردش را گرفته بودند، فرمود: «كدام يك از شما به جنگ عمرو مى رود و من در نزد خداوند، بهشت را برايش ضمانت مى كنم؟». هيچ يك از آنان از ترس عمرو، جواب پيامبر صلى الله عليه و آله را نداد. على بن ابى طالب عليه السلام برخاست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنشين». پيامبر صلى الله عليه و آله بار ديگر از يارانش خواست؛ امّا اين بار نيز كسى بر نخاست و همگى سرهايشان را به زير انداخته بودند. دوباره على بن ابى طالب عليه السلام برخاست و باز پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود كه بنشيند. پيامبر صلى الله عليه و آله بار سوم به يارانش فرمود و اين بار نيز جز على عليه السلام، كسى اجابت نكرد. پس، پيامبر صلى الله عليه و آله او را به نزديك خود، فرا خواند و با دست خويش، دستار بر سرش نهاد و فرمود كه به جنگ دشمنش برود و على عليه السلام به سوى او رفت، و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله [هميشه، در نقل آن واقعه] مى فرمود: «همه ايمان به مبارزه با همه شرك رفت».