حدیث دربارهدرجه پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت او

رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَقعُدُ عليُ بنُ أَبِي طالِبٍ عَلَى الفِردَوسِ؛ وَهُوَ جَبَلٌ قَد عَلا عَلَى الجَنَّةِ، وَفَوقَهُ عَرشُ رَبِّ العالَمِينَ، وَمِن سَفحِهِ تَتَفَجَّرُ أَنهارُ الجَنَّةِ، وَتَتَفَرَّقُ فِي الجِنانِ، وَهُو جالِسٌ عَلى كُرسِيٍ مِن نُورٍ، يَجرِي بَينَ يَدَيهِ نَهرٌ مِنَ التَّسنِيمِ ۱، لا يَجُوزُ أَحَدٌ عَلَى الصِّراطِ إِلّا وَمَعَهُ بَراءَةٌ بِوَلايَتِهِ وَوَلايَةِ أَهلِ بَيتِهِ، وَهُو مُشرِفٌ عَلَى الجَنَّةِ فَيَدخُلُها مُحِبُّوهُ، وَمُشرِفٌ عَلَى النّارِ فَيَدخُلُها مُبغِضُوهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، على بن ابى طالب بر فراز فردوس مى نشيند. فردوس، كوهى است بر بلنداى بهشت كه بالاى آن، عرش پروردگار جهانيان قرار دارد و از دامنه آن، جويبارهاى بهشت، سرچشمه مى گيرند و در باغ هاى بهشت، پراكنده مى شوند. او بر تختى از نور مى نشيند و نهرى از تسنيم ۳ در برابرش جارى است، و هيچ كس از صراط نمى گذرد، مگر آن كه جواز عبورى از ولايت او و ولايت اهل بيتش داشته باشد. او مُشْرف بر بهشت است و دوستانش وارد آن مى شوند. نيز بر آتش، مُشرف است و دشمنانش وارد آن مى شوند.
۱.التَّسنيم: قيل هو عين في الجنّة رفيعة القدر (مفردات ألفاظ القرآن: ص 429 «سنم»).
۲.مئة منقبة: ص 107، كشف الغمّة: ج 1 ص 103، المناقب لابن شهر آشوب: ج 2 ص 156 وليس فيه صدره إلى «الجنان» وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 27 ص 116 ح 93؛ المناقب للخوارزمي: ص 71 ح 48، فرائد السمطين: ج 1 ص 292 ح 230 كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود.
۳.تسنيم، چشمه اى در بهشت است.

احادیث دیگر این موضوع

۸
إحقاق الحقّ ـ به نقل از عايشه ـ:هرگز كسى را در نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله، محبوب تر از على و فاطمه نديدم. روزى فاطمه در حضور من، به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: جانم به فدايت، اى پيامبر خدا! درود خدا بر تو! نظرتان در باره من چيست؟ فرمود: «اى فاطمه! تو بهترين زن عالم هستى. تو اهل بهشت و سزاوارِ آن هستى». فاطمه گفت: اى پيامبر خدا! در باره پسرعمويت على، چه؟ فرمود: «هيچ يك از خلق خدا با او قابل قياس نيست». فاطمه گفت: و حسن و حسين؟ فرمود: «آن دو، در زندگى ام و پس از مرگم، فرزندان و نوادگان من و دسته گل هاى من اند». در همين حال كه آن دو با هم سخن مى گفتند، على آمد و به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: پدرم و مادرم به فدايت، اى پيامبر خدا! درود خدا بر تو باد! نظرتان در باره من چيست؟ فرمود: «اى على! من و تو و فاطمه و حسن و حسين، در غرفه اى از دُر هستيم كه پايه اش از رحمت است و ديوارهايش از رضوان، و آن غرفه در زير عرش جاى دارد. اى على! ميان شما و نور خدا، دَرى است كه تو [از آن] به او (خداوند) مى نگرى و او [از آن] به تو مى نگرد، و بر سَرت، تاجى از نور است كه از مشرق تا مغرب را روشن مى كند، و تو در جامه اى از جامه هاى سرخِ گل رنگ مى خرامى. پروردگارم، تو و مرا و دوستان ما را از گِلى در زير عرش آفريده و دشمنان ما را از چركابه پوست دوزخيان، خلق كرده است».