حدیث دربارهدوستى اهل بيت

شرح الأخبار عن الحسين بن عليّ عليه السلام:مَن تَوالانا بِقَلبِهِ، وذَبَّ عَنّا بِلِسانِهِ ويَدِهِ؛ فَهُوَ مَعَنا فِي الرَّفيقِ الأَعلى. ومَن تَوالانا بِقَلبِهِ، وذَبَّ عَنّا بِلِسانِهِ، وضَعُفَ أن يَذُبَّ عَنّا بِيَدِهِ؛ فَهُوَ مَعَنا فِي الجَنَّةِ دونَ ذلِكَ. ومَن تَوالانا بِقَلبِهِ، وضَعُفَ أن يَذُبَّ عَنّا بِلِسانِهِ ويَدِهِ؛ فَهُوَ مَعَنا فِي الجَنَّةِ دونَ ذلِكَ. ومَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ، وأعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ ويَدِهِ؛ فَهُوَ فِي الدَّركِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ. ومَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ، وأعانَ عَلَينا بِلِسانِهِ، ولَم يُعِن عَلَينا بِيَدِهِ؛ فَهُوَ فِي النّارِ فَوقَ ذلِكَ. ومَن أبغَضَنا بِقَلبِهِ، ولَم يُعِن عَلَينا بِلِسانِهِ ولا بِيَدِهِ؛ فَهُوَ فِي النّارِ فَوقَ ذلِكَ. ۱
شرح الأخبارـ از امام حسين عليه السلام ـ: هر كس ما را با دلش دوست بدارد و با زبان و دستش از ما دفاع كند، با ما در رَفيقِ اعلا خواهد بود. و هر كس ما را به دل دوست بدارد و با زبانش از ما دفاع كند و نتواند كه با دستش از ما دفاع كند، با ما در بهشت است، امّا در درجه اى پايين تر. و هر كس ما را به دل دوست بدارد و ناتوان باشد از اين كه با زبان و دستش از ما دفاع كند، با ما در بهشت است، امّا از درجه قبلى هم پايين تر. و هر كس با دلش ما را دشمن بدارد و با زبان و دستش عليه ما يارى دهد، در ژرف ترين جايگاه آتش [دوزخ] است. و هر كس ما را به دل، دشمن بدارد و با زبانش عليه ما يارى دهد، ولى با دستش عليه ما كارى نكند، در آتش است، امّا اندكى بالاتر. و هر كس ما را به دل دشمن بدارد، امّا با زبان و دستش عليه ما كارى نكند، در آتش است، امّا بالاتر از قبلى.
۱.شرح الأخبار: ج 3 ص 121.

احادیث دیگر این موضوع

۸
عيون أخبار الرضا عليه السلامـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: مهاجران و انصار، گِرد پيامبر خدا جمع شدند و گفتند: بى گمان، اى پيامبر خدا! زندگى ات و نيز ميهمانانى كه گروه، گروه بر تو درمى آيند، هزينه دارد. اين دارايى ها با جانمان از آنِ تو، و در آن، به نيكى و اجر، حكم بران. هر چه را خواستى، عطا كن و هر چه را خواستى، بى زحمت و سختى، نگاه دار. خداوند عز و جل روح الأمين را بر او نازل كرد و گفت: اى محمّد! «بگو: از شما اجرى نمى خواهم، جز دوستى درباره خويشاوندان» ؛ يعنى پس از من، با نزديكانم دوستى بورزيد. وقتى بيرون آمدند، منافقان گفتند: چيزى پيامبر خدا را به نپذيرفتن پيشنهاد ما وادار نكرد، جز اين كه ما را بر دوستى با نزديكانش پس از خويش برانگيزد و آن آيه، جز افترايى برساخته در همان مجلس نبود. اين، سخنِ درشتى از سوى آنان بود. خداى عز و جل هم اين آيه را نازل كرد: «يا مى گويند: آن را افترا بسته است. بگو: من، آن را دروغ نبسته ام. شما در برابر خدا، اختياردار من نيستيد. او داناتر است به آنچه [به ناحق]در آن فرو مى رويد. گواه بودن او ميان من و شما كافى است، و البته اوست آمرزنده مهربان» . پيامبر صلى الله عليه و آله براى يارانش پيام فرستاد و فرمود: «آيا خبرى شده است؟». گفتند: آرى. به خدا سوگند، اى پيامبر خدا! برخى از ما سخنِ درشتى گفته اند كه آن را ناخوش داريم. پس پيامبر خدا، آيه را بر ايشان خواند و آنان، گريستند و گريه شان شدّت گرفت. پس خداوند عز و جل، نازل كرد: «و اوست كه توبه را از بندگانش مى پذيرد و از زشتكارى ها در مى گذرد و مى داند چه مى كنيد» .