حدیث دربارهدعوت فرزندش على اكبر به شكيبايى

مقاتل الطالبيّين عن سعيد بن ثابت:لَمّا بَرَزَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ إلَيهِم أرخَى الحُسَين ـ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ وسَلامُهُ ـ عَينَيهِ فَبَكى، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ كُن أنتَ الشَّهيدَ عَلَيهِم، فَبَرَزَ إلَيهِم غُلامٌ أشبَهُ الخَلقِ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. فَجَعَلَ يَشُدُّ عَلَيهِم ثُمَّ يَرجِعُ إلى أبيهِ فَيَقولُ: يا أبَه! العَطَشُ. فَيَقولُ لَهُ الحُسَينُ عليه السلام: اِصبِر حَبيبي، فَإِنَّكَ لا تُمسي حَتّى يَسقِيَكَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِكَأسِهِ. ۱
مقاتل الطالبيّينـ به نقل از سعيد بن ثابت ـ: چون على اكبر براى مبارزه به سوى آنان رفت، امام حسين ـ كه درودها و سلام خدا بر او باد ـ، پلك هايش را برهم نهاد و گريست و گفت: «خدايا! تو بر آنان گواه باش كه جوانى به سوى آنان رفت كه شبيه ترينِ مردم به پيامبر خداست». على اكبر با آنان به شدّت جنگيد. سپس، نزد پدرش بازگشت و گفت: اى پدر، عطش! امام حسين عليه السلام به او فرمود: «محبوب من! شكيبا باش كه شب نرسيده، از كاسه پيامبر خدا، سيراب مى شوى».
۱.مقاتل الطالبيّين: ص 116، بحار الأنوار: ج 45 ص 45.

احادیث دیگر این موضوع

۱