حدیث دربارهفناى دنيا و بقاى آخرت
تاريخ الطبري عن محمّد بن قيس:جَاءَ حَنظَلَةُ بنُ أسعَدَ الشِّبامِيُّ، فَقامَ بَينَ يَدَي حُسَينٍ عليه السلام: فَأَخَذَ يُنادي: «يَـقَوْمِ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ *مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَ عَادٍ وَ ثَمُودَ وَ الَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُـلْمًا لِّلْعِبَادِ *وَ يَـقَوْمِ إِنِّى أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ *يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَ مَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ» ۱ ، يا قَومِ [لا] ۲ تَقتُلوا حُسَينا فَيُسحِتَكُمُ ۳ اللّهُ بِعَذابٍ «وَ قَدْ خَابَ مَنِ افْتَرَى» ۴ .
فَقالَ لَهُ حُسَينٌ عليه السلام: يَابنَ أسعَدَ، رَحِمَكَ اللّهُ! إنَّهُم قَدِ استَوجَبُوا العَذابَ حينَ رَدّوا عَلَيكَ ما دَعَوتَهُم إلَيهِ مِنَ الحَقِّ، ونَهَضوا إلَيكَ لِيَستَبيحوكَ وأصحابَكَ، فَكَيفَ بِهِمُ الآنَ وقَد قَتَلوا إخوانَكَ الصّالِحينَ.
قالَ: صَدَقتَ، جُعِلتُ فِداكَ! أنتَ أفقَهُ مِنّي وأحَقُّ بِذلِكَ، أفَلا نَروحُ إلَى الآخِرَةِ ونَلحَقُ بِإِخوانِنا؟
فَقالَ: رُح إلى خَيرٍ مِنَ الدُّنيا وما فيها، وإلى مُلكٍ لا يَبلى.
فَقالَ: السَّلامُ عَلَيكَ أبا عَبدِ اللّهِ، صَلَّى اللّهُ عَلَيكَ وعَلى أهلِ بَيتِكَ، وعَرَّفَ بَينَنا وبَينَكَ في جَنَّتِهِ.
فَقالَ عليه السلام: آمينَ، آمينَ.
فَاستَقدَمَ فَقاتَلَ حَتّى قُتِلَ. ۵
تاريخ الطبرىـ به نقل از محمّد بن قيس ـ: حنظله پسر اسعد شبامى آمد و جلوى حسين عليه السلام ايستاد و فرياد برآورد: «اى قوم من! من بر شما از روزى همانند روزگار [عذاب]اقوام پيشين مى هراسم؛ مانند حال و روزِ قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها بودند، و خداوند، در حقّ بندگان، ستمى نمى خواهد. و اى قوم من! من بر شما از روزِ فريادخواهى مى هراسم؛ روزى كه روى مى گردانيد، امّا هيچ پناهگاهى در برابر خداوند نداريد و هر كس را خداوند [به خاطر اعمالش] گم راه كند، راهنمايى ندارد» . اى مردم! حسين را مكشيد كه خدا در عذابتان هلاك مى كند «و بى گمان، آن كه افترا زد، ناكام شد» .
پس حسين عليه السلام به او فرمود: «اى پسر اَسعد، خدايت بيامرزد! آنان، همان هنگام سزاوار عذاب شدند كه دعوت تو را به سوى حق، رد كردند و به سوى تو و يارانت برخاستند تا خونت را حلال بشمارند. پس اكنون كه برادران شايسته ات را كشته اند، چگونه [سزاوار عذاب]نباشند؟!».
حنظله گفت: فدايت شوم! تو از من آگاه ترى و بدان نيز سزاوارترى. آيا به سوى آخرت نرويم و به برادرانمان ملحق نشويم؟
فرمود: «پيش به سوى بهتر از دنيا و آنچه در آن است، و به سوى مُلكى كهنه نشدنى!».
حنظله گفت: سلام بر تو، اى ابا عبد اللّه! درود خدا بر تو و خاندانت! خدا ما را در بهشت، با شما آشنا كند!
فرمود: «آمين، آمين!». سپس، حنظله پيش تاخت و جنگيد تا كشته شد.