حدیث دربارهپرسشى كه جوابش زيانبار است

صحيح البخاري عن أبي موسى الأشعريّ:سُئِلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن أشياءَ كَرِهَها، فَلَمّا أكثَروا عَلَيهِ المَسأَلَةَ غَضِبَ وقالَ: سَلوني. فَقامَ رَجُلٌ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، مَن أبي؟ قالَ: أبوكَ حُذافَةُ. ثُمَّ قامَ آخَرُ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، مَن أبي؟ فَقالَ: أبوكَ سالِمٌ مَولى شَيبَةَ. فَلَمّا رَأى عُمَرُ ما بِوَجهِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِنَ الغَضَبِ قالَ: إنّا نَتوبُ إلَى اللّهِ عز و جل. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو موسى اشعرى ـ: از پيامبر خدا چيزهايى پرسيده شد كه ناخوش مى داشت. چون پرسش ها فراوان شد، خشمگين شد و فرمود: «از من بپرسيد». مردى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! پدر من كيست؟ فرمود: «پدر تو، حُذافه است». ديگرى برخاست و گفت: اى پيامبر خدا! پدر من كيست؟ فرمود: «پدرت سالم، آزاد شده شيبه، است». پس چون عمَر خشم را در چهره پيامبر خدا ديد، گفت: بى گمان، ما به سوى خدا عز و جلتوبه مى كنيم.
۱.صحيح البخاري: ج 6 ص 2659 ح 6861.

احادیث دیگر این موضوع

۸