حدیث دربارهنمونه اى از كسانى كه خدا دلشان را نورانى كرده است

رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لَمّا أقبَلَ علَيهِ مُصعَبُ ابنُ عُمَيرٍ وعلَيهِ إهابُ كَبشٍ ـ: اُنظُروا إلى رجُلٍ قَد نَوَّرَ اللّهُ قَلبَهُ، ولَقد رَأيتُهُ وهُو بَينَ أبَوَيهِ يُغَذِّيانِهِ بأطيَبِ الأطعِمَةِ وأليَنِ اللِّباسِ، فدَعاهُ حُبُّ اللّهِ ورَسولِهِ إلى ما تَرَونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ـ آن گاه كه مُصعَب بن عُمَير نزد ايشان آمد، در حالى كه پوستين گوسفندى را بر خود پيچيده بود ـ: به اين مرد بنگريد كه خداوند، قلبش را روشن ساخته است. او را ديده بودم كه كنار پدر و مادرش بود و آنان بهترين خوراك را به او مى خوراندند و نرم ترين لباس را به او مى پوشاندند؛ امّا محبّت خدا و پيامبرش، او را به اين حالى درآورده است كه مى بينيد.
۱.تنبيه الخواطر: ج 1 ص 154.

احادیث دیگر این موضوع

۲
امام صادق عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله بعد از اين كه نماز صبح را گزارد، به يكى از جوانان كه در مسجد بود، نگاه كرد، در حالى كه لرزان بود و سرش را پايين انداخته بود و رنگش زرد و جسمش ضعيف و چشم هايش فرو رفته بود. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود:«چگونه صبح كردى، اى فلان؟». گفت: صبح كردم ـ اى پيامبر خدا ـ در حالى كه به درجه يقين رسيده ام. پيامبر صلى الله عليه و آله از گفته او تعجّب كرد و فرمود: «هر يقينى، حقيقتى دارد. حقيقت يقين تو چيست؟». جوان گفت: به درستى كه يقين من ـ اى پيامبر خدا ـ مرا غمگين كرده و شب ها مرا بى خواب و روزها مرا بى اشتها ساخته است. از دنيا و آنچه در آن است، روگردان شده ام و گويا عرش خدا را مى بينم كه براى حسابرسى خلق، برپا شده است، و همه مردم جمع شده اند و من نيز در آن جمع هستم. آن گاه پيامبر خدا به اصحابش فرمود: «اين، بنده اى است كه خداوند، قلبش را به نور ايمان، روشن ساخته است» و بعد به جوان فرمود:«همين گونه باش». جوان گفت: اى پيامبر خدا! دعايم كن كه با تو شهيد شوم. پس پيامبر صلى الله عليه و آله براى او دعا كرد و مدّتى نگذشت كه در يكى از غزوات پيامبر صلى الله عليه و آله شركت كرد و بعد از شهادت نُه نفر، او دهمين شهيد بود.