حدیث دربارهويژگى هاى تقواپيشگان

عنه صلى الله عليه و آلهـ في وصِيَّتِهِ لأبي ذرٍّ ـ: يا أبا ذرٍّ، لا يكونُ الرّجُلُ مِن المُتَّقينَ حتّى يُحاسِبَ نَفسَهُ أشَدَّ مِن مُحاسَبَةِ الشَّريكِ لِشَريكِهِ، فيَعلَمَ مِن أينَ مَطعَمُهُ، ومِن أينَ مَشرَبُهُ، ومِن أينَ مَلبَسُهُ؟ أمِن حِلٍّ ذلكَ، أم مِن حَرامٍ؟ ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش خود به ابوذر ـفرمود: اى ابوذر! آدمى از پرهيزگاران نباشد، مگر آنگاه كه حسابرسى او از نفْسش سخت تر از حساب كشيدن شريك از شريكش باشد و بداند كه از كجا مى خورد، از كجا مى آشامد و از كجا مى پوشد، آيا اينها از راه حلال است يا از حرام؟
۱.كنز العمّال: 8501.

احادیث دیگر این موضوع

۴
نهج البلاغة:روايت شده است كه يكى از ياران اميرمؤمنان عليه السلام به نام همّام، كه مردى عابد بود، به حضرت عرض كرد: اى امير مؤمنان! پرهيزگاران را چنان برايم وصف كن كه گويى [در برابرم ايستاده اند و]آنان را مى بينم. پس امام عليه السلام حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و آنگاه فرمود:. بنابراين پرهيزگاران در اين دنيا اهل فضايل اند: گفتارشان با راستى و درستى توأم است و پوشاكشان با ميانه روى و راه رفتنشان با تواضع. از چيزهايى كه خداوند بر آنان حرام كرده است، چشم پوشيده اند و گوش هاى خود را وقف دانشى كرده اند كه برايشان سودمند است.در بلا و گرفتارى همان گونه اند كه در خوشى و آسايش و اگر نبود مهلت و اجلى كه خداوند برايشان رقم زده است، از شوق به پاداش و ترس از كيفر، لحظه اى جان هايشان در پيكرهايشان قرار نمى گرفت. از نشانه هاى يكى از آنان اين است كه در دين نيرومند است و نرمش و ملايمت را با قاطعيت در آميخته است. ايمانى توأم با يقين دارد، به علم و معرفت حريص است، علم را با بردبارى توأم كرده است، در زمان توانگرى مقتصد است، در عبادت خشوع دارد، در تنگدستى آراسته و با عزّت نفْس است، در سختى ها شكيباست، در طلبِ حلال است، در پيمودن راه راست بانشاط است و از طمع و حرص به دور مى باشد، در حالى كه اعمال نيك انجام مى دهد ترسان و نگران است، روز را با اهتمام به شكر [حق]به شب مى رساند، و شب را در حالى به صبح مى رساند كه همّ و غمش ياد خداست، شب را با ترس و حذر مى گذراند و روز را با شادى و خوشحالى؛ ترس و حذر از غفلتى كه از آن برحذر داشته شده است و شادى و خوشحالى به خاطر فضل و رحمتى كه به او رسيده است. اگر نفْسش در آنچه وى دوست ندارد سركشى و نافرمانى كند، او نيز شهوت هاى نفْس خود را بر آورده نمى سازد، شادى و دلخوشى او به چيزى است كه زوال نمى پذيرد (آخرت) و بى رغبتى او به چيزى است كه باقى و پايدار نمى ماند (دنيا) بردبارى را با دانش و گفتار را با كردار آميخته است. او را مى بينى كه آرزويش كوتاه و لغزشش اندك و دلش خاشع و نَفْسش قانع و خوراكش كم و كارش آسان و دينش محفوظ و شهوتش مرده و خشمش فروخورده است، به خيرش اميد مى رود و شرّش به كسى نمى رسد.