حدیث دربارهبركات تسبيحات چهارگانه

تاريخ دمشق عن أبي سلمة بن عبد الرحمن:جَلَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ فَأَخَذَ عُودا يابِسا فَحَطَّ وَرَقَهُ، ثُمَّ قالَ: إنَّ قَولَ: «لا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ، وَالحَمدُ للّهِِ، وسُبحانَ اللّهِ» تَحُطُّ الخَطايا كَما يُحَطُّ وَرَقُ هذِهِ الشَّجَرَةِ. خُذهُنَّ يا أبَا الدَّرداءِ قَبلَ أن يُحالُ بَينَكَ وبَينَهُنَّ، فَإِنَّهُنَّ الباقِياتُ الصّالِحاتُ، وهُنَّ مِن كُنُوزِ الجَنَّةِ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو سلمة بن عبد الرحمان ـ: روزى پيامبر خدا نشسته بود و شاخه اى خشكيده برداشت و برگ هاى آن را فرو ريخت. سپس فرمود: «گفتارِ معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است، و ستايشْ خداى را، و پاكا خداوند!، گناهان را فرو مى ريزد، همچنان كه برگ هاى اين شاخه فرو مى ريزد. اى ابو درداء! پيش از آن كه از گفتن اين كلمات محروم شوى (از دنيا بروى)، آنها را برگير؛ زيرا اينها اعمال نيكِ ماندگارند و از گنج هاى بهشت اند».
۱.تاريخ دمشق: ج 47 ص 150، كنزالعمّال: ج 16 ص 247 ح 4324 وج 1 ص 467 ح 2033 كلاهما عن أبي الدرداء.

احادیث دیگر این موضوع

۸