حدیث دربارههمسانى با پيامبر صلى الله عليه و آله در جنگ و صلح

مسند ابن حنبل عن أبي هريرة:نَظَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إلى عَلِيٍّ وَالحَسَنِ وَالحُسَينِ وَفاطِمَةَ عليهم السلام، فَقالَ: أنَا حَربٌ لِمَن حارَبَكُم، وسِلمٌ لِمَن سالَمَكُم. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله به على، حسن، حسين و فاطمه نگريست و فرمود: «من با هر كه با شما سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم و با هر كه با شما در صلح باشد، در صلحم».
۱.مسند ابن حنبل: ج 3 ص 446 ح 9704، المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 161 ح 4713، المعجم الكبير: ج 3 ص 40 ح 2621، تاريخ بغداد: ج 7 ص 137، تاريخ دمشق: ج 13 ص 218 ح 3218، المناقب لابن المغازلي: ص 64 ح 90؛ العمدة: ص 51 ح 45، شرح الأخبار: ج 3 ص 13 ح 944، روضة الواعظين: ص 175، المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 217، بحارالأنوار: ج 37 ص 79 ح 48.

احادیث دیگر این موضوع

۵
شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديدـ به نقل از زيد بن ارقم ـ: در خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بوديم. به ايشان در اتاقِ خود، وحى مى شد و ما منتظر ايشان بوديم، تا اين كه گرما شدّت گرفت. پس على بن ابى طالب به همراه فاطمه، حسن و حسين آمدند و در سايه ديوارى نشستند و منتظر پيامبر صلى الله عليه و آله شدند. پيامبر صلى الله عليه و آله چون بيرون آمد، آنها را ديد و به سوى آنها رفت و ما در جاى خود، ايستاده بوديم. سپس پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى ما آمد، در حالى كه با جامه اش بر سرِ آنها سايه انداخته بود. يك سرِ جامه را پيامبر صلى الله عليه و آله و سرِ ديگر آن را على عليه السلام گرفته بود و پيامبر صلى الله عليه و آله مى فرمود: «خدايا! من آنها را دوست دارم. پس آنها را دوست بدار. خدايا! من با هر كه با آنها آشتى در پيش گيرد، آشتى در پيش مى گيرم و با هر كه با آنها سرِ جنگ داشته باشد، سرِ جنگ دارم». پيامبر صلى الله عليه و آله اين سخن را سه بار تكرار فرمود.