فیلترها
نتایج جستجو برای «آنچه موجب تفاوت درجات می شود»: ۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ رَجُلاً أُدْخِلَ الجَنَّةَ فَرَأى عَبدَهُ فَوقَ دَرَجَتِهِ، فَقالَ: يا رَبِّ، هذا عَبدِي فَوقَ دَرَجَتِي فِي الجَنَّةِ فَقالَ لَهُ: نَعَم، جَزَيتُهُ بِعَمَلِهِ وَجَزَيتُكَ بِعَمَلِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردى را به بهشت آوردند. بنده اش را ديد كه درجه اش از او بالاتر است. گفت: پروردگارا! اين بنده من، درجه اش در بهشت، از من بالاتر است!
خداوند به او فرمود: «آرى. او را به كردارش پاداش داده ام و تو را هم به كردارت پاداش داده ام».
۱.المعجم الأوسط: ج 7 ص 231 ح 7356، تاريخ بغداد: ج 7 ص 129 الرقم 3567 كلاهما عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 9 ص 89 ح 25111.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ الدَّرَجَةَ فِي الجَنَّةِ فَوقَ الدَّرَجَةِ كَما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ، وَإِنَّ العَبدَ لَيَرفَعُ بَصَرَهُ فَيَلمَعُ لَهُ بَرقٌ يَكادُ يَخطَفُ بَصَرَهُ، فَيَفزَعُ لِذلِكَ فَيَقُولُ: ما هذا؟ فَيُقالُ لَهُ: هذا نُورُ أَخِيكَ فُلانٍ، فَيَقُولُ: أَخِي فُلانٍ! كُنّا نَعمَلُ فِي الدُّنيا جَمِيعا وَقَد فُضِّلَ عَلَيَ هكَذا! قالَ: فَيُقالُ لَهُ: إِنَّهُ كانَ أَفضَلَ مِنكَ عَمَلاً، ثُمَّ يُجعَلُ فِي قَلبِهِ الرِّضى حَتّى يَرضى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فاصله يك درجه در بهشت با درجه ديگر آن، به اندازه فاصله ميان آسمان و زمين است. بنده نگاهش را به بالا مى دوزد و برقى براى او مى درخشد كه نزديك است چشمش را كور كند. از آن، وحشت زده مى شود و مى گويد: اين چيست؟
به او گفته مى شود: «اين، نور برادرت فلانى است».
مى گويد: برادرم فلانى! ما هر دو در دنيا عمل [نيك] مى كرديم؛ ولى اينك اين چنين بر من برترى داده شده است!
به او گفته مى شود: «او در عمل، از تو برتر بود». و آن گاه در دلش احساس رضايت نهاده مى شود تا خشنود گردد.
۱.الزهد لابن المبارك: ص 33 ح 100 عن أبي المتوكّل الناجي؛ الأمالي للطوسي: ص 529 ح 1162 وفيه «فيفرح» بدل «فيفزع»، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 366 ح 2661 كلاهما عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 78 ح 3.
عنه صلى الله عليه و آله:يا أَبا ذَرٍّ، إِنَّ اللّهَ جَلَّ ثَناؤُهُ لَيُدخِلُ قَوما الجَنَّةَ فَيُعطِيهِم حَتّى تَنتَهِيَ أَمانِيُّهُم، وَفَوقَهُم قَومٌ فِي الدَّرَجاتِ العُلى، فَإِذا نَظَرُوا إِلَيهِم عَرَفُوهُم، فَيَقُولُونَ: رَبَّنا إِخوانُنا كُنّا مَعَهُم فِي الدُّنيا، فَبِمَ فَضَّلتَهُم عَلَينا؟! فَيُقالُ: هَيهاتَ! إِنَّهُم كانُوا يَجُوعُونَ حِينَ تَشبَعُونَ، وَيَظمَؤُونَ حِينَ تَروَونَ، وَيَقُومُونَ حِينَ تَنامُونَ، وَيَشخَصُونَ ۱ حِينَ تَخفِضُونَ ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى ابو ذر! خداوند عز و جل گروهى را وارد بهشت مى كند و به آنان چندان عطا مى فرمايد كه آرزوهايشان تمام مى شود. بالاتر از آنها نيز گروهى ديگر در درجاتى عالى به سر مى برند. اين گروه، چون آن گروه را مى بينند، ايشان را مى شناسند. پس مى گويند: پروردگارا! اينان، همان برادران ما هستند كه در دنيا با هم بوديم. پس به چه سبب، ايشان را بر ما برترى داده اى؟
گفته مى شود: هيهات! زمانى كه شما سير بوديد، آنان گرسنه بودند. زمانى كه شما سيراب بوديد، آنان تشنه بودند. زمانى كه شما مى خوابيديد، آنان به عبادت مى پرداختند، و زمانى كه شما در آسايش به سر مى بريد، آنان در سختى بودند.
۱.الشُّخوص: السير من بلدٍ إلى بلد، وشُخِصَ به: أتى إليه أمرٌ يُقلقه (لسان العرب: ج 7 ص 46 «شخص»).
۲.الخَفْض: الدِّعَة والسُّكونَ (النهاية: ج 2 ص 54 «خفض»).
۳.الأمالي للطوسي: ص 528 ح 1162، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 365 ح 2661 وفيه «حتى يملّوا» بدل «حتى تنتهي أمانيهم» و كلاهما عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 77 ح 3؛ حلية الأولياء: ج 4 ص 247 عن عون بن عبد اللّه نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ فِي الجَنَّةِ لَشَجَرَةً تُخرَجُ مِن أَعلاهَا الحُلَلُ، وَمِن أَسفَلِها خَيلٌ بَلَقٌ ۱ مِن ذَهَبٍ مُسَرَّجَةً، مُلجَمةً بِالدُّرِّ وَالياقُوتِ، لا تَرُوثُ وَلا تَبُولُ، ذَواتُ أَجنِحَةٍ، فَيَجلِسُ عَلَيها أَولِياءُ اللّهِ، فَتَطِيرُ بِهِم حَيثُ شاؤُوا.
فَيَقُولُ الَّذِينَ أَسفَلَ مِنهُم: يا أَهلَ الجَنَّةِ، ناصِفُونا. يا رَبِّ ما بَلَغَ بِهؤلاءِ هذِهِ الكَرامَةَ؟ فَقالَ اللّهُ تَعالى: إِنَّهُم كانُوا يَصُومُونَ وَكُنتُم تُفطِرُونَ، وَكانُوا يَقُومُونَ اللَّيلَ وَكُنتُم تَنامُونَ، وَكانُوا يُنفِقُونَ وَكُنتُم تَبخَلُونَ، وَكانُوا يُجاهِدُونَ العَدُوَّ وَكُنتُم تَجبُنُونَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در بهشت، درختى است كه از بالاى آن، جامه ها مى رويند و از پايينش، اسب هاى ابلق با زين زرّين و لگام هايى از مرواريد و ياقوت، كه نه سرگين مى كنند و نه ادرار. بال دارند و دوستان خدا بر آنها سوار مى شوند و در هر جاى بهشت كه آنان بخواهند، به پرواز در مى آيند.
در اين هنگام، كسانى كه پايين تر از ايشان اند، مى گويند: اى بهشتيان! به ما هم سهمى دهيد. پروردگارا! چه چيز، ايشان را به اين منزلت رسانيد؟
خداى متعال مى فرمايد: «آنان روزه مى گرفتند و شما نمى گرفتيد. آنان شب را بيدار مى ماندند و شما مى خوابيديد. آنان انفاق مى كردند و شما بخل مى ورزيديد. آنان با دشمن، جهاد مى كردند و شما مى ترسيديد».
۱.البَلَقُ: سواد وبياض (الصحاح: ج 4 ص 1451 «بلق»).
۲.تاريخ بغداد: ج 1 ص 266 الرقم 100 عن زيد بن عليّ عن أبيه عن الإمام عليّ عليهماالسلام، كنز العمّال: ج 15 ص 870 ح 43461 نقلاً عن أبي الشيخ في العظمة؛ الأمالي للصدوق: ص 366 ح 457، الزهد للحسين بن سعيد: ص 101 ح 274 كلاهما عن زيد بن عليّ عن أبيه عن الإمام عليّ عليهم السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 8 ص 118 ح 4.
امام صادق عليه السلام:ما نمى گوييم كه [بهشت] فقط يك درجه دارد. خدا مى فرمايد: «درجاتى دارد، يكى بالاى ديگرى». ۳ تفاوت [درجات] بهشتيان، به سبب اعمال آنهاست.
مجمع البيان عن أبي بصير:قالَ الصّادِقُ عليه السلام: لا تَقُولَنَّ: اَلجَنَّةُ واحِدَةٌ، إِنَّ اللّهَ يَقُولُ: «وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ» ۱، وَلا تَقُولَنَّ: دَرَجَةٌ واحِدَةٌ، إِنَّ اللّهَ يَقُولُ: «دَرَجاتٌ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ»، إِنَّما تَفاضُلُ القَومِ بِالأَعمالِ.
قالَ: وَقُلتُ لَهُ: إِنَّ المُؤمِنَينِ يَدخُلانِ الجَنَّةَ، فَيَكُونُ أَحَدُهُما أَرفَعَ مَكانا مِنَ الآخَرِ، فَيَشتَهِي أَن يَلقى صاحِبَهُ! قالَ: مَن كانَ فَوقَهُ فَلَهُ أَن يَهبِطَ، وَمَن كانَ تَحَتُه لَم يَكُن لَهُ أَن يَصعَدَ، لِأَنَّهُ لا يَبلُغُ ذَلِكَ المَكانَ، وَلكِنَّهُم إِذا أَحَبُّوا ذَلِكَ وَاشتَهَوهُ اِلتَقَوا عَلَى الأَسِرَّةِ. ۲
مجمع البيان ـ به نقل از ابو بصير ـ:امام صادق عليه السلام فرمود: «هرگز نگوييد: بهشت، يكى است. خدا مى فرمايد: «و پايين تر از آن دو، دو بهشت ديگر است» و هرگز نگوييد: يك درجه است. خدا مى فرمايد كه درجاتى دارد، يكى بالاى ديگرى. تفاوت بهشتيان، در واقع، به سبب اعمال آنهاست».
به ايشان گفتم: دو مؤمن، وارد بهشت مى شوند و يكى از آنها، جايگاهى بالاتر از ديگرى دارد و او مى خواهد اين ديگرى را ديدار كند! [ديدارشان، چگونه انجام مى شود؟].
فرمود: «آن كه بالاتر است، مى تواند پايين بيايد؛ امّا آن كه پايين تر است، نمى تواند بالا برود؛ زيرا به آن مكان نمى رسد. البتّه اگر دوست داشتند و خواستند همديگر را ملاقات كنند، روى تخت ها ديدار مى كنند».