نتایج جستجو برای «احادیثی در باره آخرین کس از مردم که وارد بهشت می شود»: ۸ حدیث
صحيح مسلم عن عبد اللّه بن مسعود:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِنِّي لَأَعلَمُ آخِرَ أَهلِ النّارِ خُرُوجا مِنها، وَآخِرَ أَهلِ الجَنَّةِ دُخُولاً الجَنَّةَ؛ رَجُلٌ يَخرُجُ مِن النّارِ حَبوا ۱، فَيَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى لَهُ: اِذهَب فَادخُلِ الجَنَّةَ، فَيَأتِيها فَيُخَيَّلُ إِلَيهِ أَنَّها مَلأى، فَيَرجِعُ فَيَقُولُ: يا رَبِّ وَجَدتُها مَلأى! فَيَقُولُ اللّهُ تَبارَكَ وَتَعالى لَهُ: اِذهَب فَادخُلِ الجَنَّةِ. قالَ: فَيَأتِيها فَيُخَيَّلُ إِلَيهِ أَنَّها مَلأى. فَيَرجِعُ فَيَقُولُ: يا رَبِّ وَجَدتُها مَلأى! فَيَقُولُ اللّهُ لَهُ: اذهَب فَادخُلِ الجَنَّةَ، فَإِنَّ لَكَ مِثلَ الدُّنيا وَعَشرَةَ أَمثالِها ـ أَو: إِنَّ لَكَ عَشرَةَ أَمثالِ الدُّنيا ـ قالَ: فَيَقُولُ:

صحيح مسلمـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «من مى دانم آخرين دوزخى اى كه از دوزخ، بيرون مى آيد و آخرين بهشتى اى كه وارد بهشت مى شود، چه كسى است: مردى كه چهار دست و پا از آتش بيرون مى رود. پس خداى بزرگ و والا، به او مى فرمايد: برو و وارد بهشت شو. او خود را به بهشت مى رساند؛ امّا به نظرش مى رسد كه پُر است. از اين رو، باز مى گردد و مى گويد: پروردگارا! بهشت، پُر بود! خداى بزرگ و والا، به او مى فرمايد: برو و وارد بهشت شو. او مى رود و باز بهشت به نظرش پُر مى آيد. دوباره بر مى گردد و مى گويد: پروردگارا! بهشت، پُر بود! خدا به او مى فرمايد: برو و وارد بهشت شو. براى تو به اندازه دنيا و بلكه ده برابر آن، جا هست ـ يا: براى تو ده برابر دنيا، جا هست ـ. او

۱.الحَبْو: أن يمشي على يديه وركبتيه أو استه (النهاية: ج 1 ص 336 «حبا»).
۲.قال النووي: قوله: «أتسخر بي ـ أو: أتضحك بي ـ» شُكٌّ من الراوي. وأمّا معنى «أتسخر بي» ففيه أقوال؛ أحدها ـ قاله المازري ـ: أنّه خرج على المقابلة الموجودة في معنى الحديث دون لفظه، لأنّه عاهد اللّه مرارا ألّا يسأله غير ما سأل ثمّ غدر، فحلّ غدره محلّ الإستهزاء والسخرية، فقدّر الرجل أنّ قول اللّه تعالى له: اُدخل الجنّة، وتردّده إليها وتخييل كونها مملوءة ضَرْبٌ من الأطماع له والسخرية به جزاء لما تقدّم من غدره وعقوبة له فسمّى الجزاء على السخرية سخريةً فقال: اتَسخَرُ بي؛ أي تعاقبني بالأطماع. والقول الثاني ـ قاله أبوبكر الصوفي ـ: أنّ معناه نفي السخرية التي لا تجوز على اللّه تعالى، كأنّه قال: أعلم أنّك لا تهزأ بي لأنّك ربّ العالمين، وما أعطيتني من جزيل العطاء وأضعاف مثل الدنيا حقّ، ولكن العجب أنّك أعطيتني هذا وأنا غير أهلٍ له. قال: والهمزة في أتسخر بي همزة نفي. والقول الثالث:. (شرح صحيح مسلم للنووي: ج 3 ص 41).
۳.صحيح مسلم: ج 1 ص 173 ح 308، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1452 ح 4339، مسند ابن حنبل: ج 2 ص 185 ح 4391 نحوه، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 517 ح 7475، مسند أبي يعلى: ج 5 ص 75 ح 5117، كنز العمّال: ج 14 ص 504 ح 39422 وراجع: صحيح البخاري: ج 6 ص 2728 ح 7073 والمعجم الكبير: ج 10 ص 165 ح 10339 والمصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 78 ح 63.
صحيح مسلم عن أبي ذرّ:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِنِّي لَأَعلَمُ آخِرَ أَهلِ الجَنَّةِ دُخُولاً الجَنَّةَ وَآخِرَ أَهلِ النّارِ خُرُوجا مِنها؛ رَجُلٌ يُؤتى بِهِ يَومَ القِيامَةِ فَيُقالُ: اعرِضُوا عَلَيهِ صِغارَ ذُنُوبِهِ وَارفَعُوا عَنهُ كِبارَها، فَتُعرَضُ عَلَيهِ صِغارُ ذُنُوبِهِ، فَيُقالُ: عَمِلتَ يَومَ كَذا وَكَذا، كَذا وَكَذا، وَعَمِلتَ يَومَ كَذا وَكَذا، كَذا وَكَذا. فَيَقُولُ: نَعَم. لا يَستَطِيعُ أَن يُنكِرَ، وَهُوَ مُشفِقٌ مِن كِبارِ ذُنُوبِهِ أَن تُعرَضَ عَلَيهِ. فَيُقالُ لَهُ: فَإِنَّ لَكَ مَكانَ كُلِّ سَيِّئَةٍ حَسَنَةً. فَيَقُولُ: رَبِّ! قَد عَمِلتُ أَشياءَ لا أَراها ها هُنا!! فَلَقَد رَأَيتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ضَحِكَ حَتّى بَدَت نَواجِذُهُ. ۱

صحيح مسلمـ به نقل از ابو ذر ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «من آخرين بهشتى اى را كه وارد بهشت مى شود و آخرين دوزخى اى را كه از دوزخ خارج مى شود، مى دانم كيست؟ مردى است كه در روز قيامت، او را مى آورند و گفته مى شود: گناهان كوچكش را به او نشان دهيد و گناهان بزرگش را از وى پنهان داريد. پس گناهان كوچكش به او نشان داده مى شوند و گفته مى شود: تو در روز فلان و بهمان، چنين و چنان كردى و در روز فلان و بهمان، چنين و چنان كردى. او مى گويد: بله. و نمى تواند انكار كند. او بيمناك است كه گناهان بزرگش بر او عرضه شوند؛ امّا به او گفته مى شود: اينك به جاى هر يك گناه، يك ثواب داده مى شوى. او مى گويد: پروردگارا! من كارهايى [زشت] كرده ام كه آنها را در اين جا نمى بينم!». ديدم پيامبر خدا صلى

۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 177 ح 314، سنن الترمذي: ج 4 ص 713 ح 2596، مسند ابن حنبل: ج 8 ص 115 ح 21548، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 375 ح 7375 كلّها نحوه، السنن الكبرى: ج 10 ص 320 ح 20772 وراجع: عوالي اللآلي: ج 1 ص 124 ح 56.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ، فَهُوَ يَمشِي مَرَّةً وَيَكبُو مَرَّةً وَتَسفَعُهُ ۱ النّارُ مَرَّةً، فَإِذا ما جاوَزَها التَفَتَ إِلَيها، فَقالَ: تَبارَكَ الَّذِي نَجّانِي مِنكِ، لَقَد أَعطانِيَ اللّهُ شَيئا ما أَعطاهُ أَحدا مِنَ الأَوَّلِينَ وَالآخِرِينَ. فَتُرفَعُ لَهُ شَجَرَةٌ، فَيَقُولُ: أَي رَبِّ! أَدنِنِي مِن هذِهِ الشَّجَرَةِ فَلِأَستَظِلَّ بِظِلِّها وَأَشرَبَ مِن مائِها، فَيَقُولُ اللّهُ عز و جل: يابنَ آدَمَ! لَعَلِّي إِن أَعطَيتُكَها سَأَلتَنِي غَيرَها؟ فَيَقُولُ: لا يا رَبِّ! وَيُعاهِدُهُ أَن لا يَسأَلَهُ غَيرَها، وَرَبُّهُ يُعذِرُهُ لِأَنَّهُ يَرى ما لا صَبرَ لَهُ عَلَيهِ، فَيُدنِيهِ مِنها، فَيَستَظِلُّ بِظِلِّها وَيَشرَبُ مِن مائِها. ثُمَّ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود، مردى است كه افتان و خيزان مى رود و گاه، آتش بر چهره او مى زند و آن را سياه مى كند، و چون از آن گذشت، به طرف آن، نگاهى مى اندازد و مى گويد: بزرگ است آن كه مرا از تو (آتش دوزخ) رهانيد! خدا چيزى به من داد كه به هيچ يك از اوّلين و آخرينِ انسان ها نداده است. در اين هنگام، درختى در نظرش ظاهر مى شود. مى گويد: پروردگارا! مرا به آن درخت، نزديك گردان تا در سايه آن، آرام گيرم و از آبش بنوشم. خداوند عز و جل مى فرمايد: «اى پسر آدم! اگر خواسته ات را بر آورم، چيز ديگرى از من درخواست نمى كنى؟». مى گويد: نه، اى پروردگار! و قول مى دهد كه درخواست ديگرى از او نكند؛ امّا پروردگارش او را معذور مى دارد؛ چون چيز ديگرى را مى بيند كه [دلش آن را مى

۱.سَفَعَتْه النار: لَفَحته لفحا يسيرا فغيّرت لون بشرته وسوّدته (لسان العرب: ج 8 ص 157 «سفع»).
۲.ما يَصريني منك: أي ما يَقطعُ مَسْألَتك ويمنعك من سؤالي (النهاية: ج 3 ص 27 «صرا»).
۳.صحيح مسلم: ج 1 ص 174 ح 310، مسند ابن حنبل: ج 2 ص 81 ح 3899، المعجم الكبير: ج 15 ص 9 ح 9775 كلاهما نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود، كنز العمّال: ج 14 ص 500 ح 39418.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حَدَّثَنِي جَبرَئِيلُ وَهُوَ يَتَبَسَّمُ، قالَ: آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ يُقالُ لَهُ: مُرَّ عَلَى الصِّراطِ، فَتَزِلُّ قَدَمُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَتَزِلُّ رُكبَتُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَتَزِلُّ يَدُهُ وَيَتَعَلَّقُ بِالأُخرى، وَالنّارُ تَرمِيهِ بِشَرَرِها وَتَلدَغُهُ بِلَهَبِها، كُلَّما أَصابَهُ شَيءٌ مِنها ضَرَبَ بِيَدَيهِ عَلَيهِ وَقالَ: اخسَأ، حَتّى يَخرُجَ مِنها بِرَحمَةِ اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل، تبسّم كنان به من گفت: به آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود، گفته مى شود: از صراط بگذر. پس، يك پايش مى لغزد و به پاى ديگرش مى آويزد. يك زانويش مى لغزد و به زانوى ديگرش مى آويزد، و يك دستش مى لغزد و به دست ديگرش مى آويزد، و آتش با شراره هاى خود بر او مى زند و با شعله هايش او را مى گزد. هر گاه چيزى از آتش به او مى خورد، با دستش بر آن مى زند و مى گويد: «دور شو» تا آن كه به لطف و رحمت خداوند عز و جل، از آن بيرون مى رود.
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 254 عن أنس.
عنه صلى الله عليه و آله:آخِرُ مَن يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ مِن جُهَينَةَ، فَيَقُولُ أَهلُ الجَنَّةِ: عِندَ جُهَينَةَ الخَبَرُ اليَقِينُ، سَلُوهُ، هَل بَقِيَ مِنَ الخَلائِقِ أَحَدٌ يُعَذَّبُ؟ فَيَقُولُ: لا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آخرين كسى كه وارد بهشت مى شود، مردى از جُهَينه است. پس اهل بهشت مى گويند: «خبر يقينى، نزد جُهَينه است. از او بپرسيد كه: آيا از خلايق، كسى مانده است كه عذاب شود؟» و او مى گويد: نه.
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 509 ح 39433 و ص 507 ح 39430 كلاهما نقلاً عن الخطيب، فتح الباري: ج 11 ص 459 كلّها عن ابن عمرو وفي الأخيرين صدره إلى «الخبر اليقين».
تنبيه الغافلين عن عبد اللّه بن مسعود:يَمُرُّ رَجُلٌ، وَهُوَ آخِرُ أَهلِ الجَنَّةِ دُخُولاً، فَإِذا جازَ الصِّراطَ رُفِعَ لَه بابٌ مِنَ الجَنَّةِ، فَلا يَدرِي أَلَهُ فِي الجَنَّةِ مَقعَدٌ! فَإِذا نَظَرَ إِلَيها قالَ: رَبِّ أَنزِلنِي هاهُنا، فَيَقُولُ لَهُ: فَلَعَلَّكَ إِن أَنزَلتُكَ هُنا تَسأَلُنِى غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ: لا وَعِزَّتِكَ! فَيُنزِلُهُ. ثُمَّ يُرفَعُ لَهُ فِي الجَنَّةِ مَنازِلُ، فَيَتَحاقَرُ إِلَيهِ ما أُعطِيَ مِمّا يَرى، فَيَقُولُ: رَبِّ أَنزِلنِي هُناكَ، فَيَقُولُ: فَلَعَلَّكَ إِن أَنزَلتُكَ هاهُنا أَن تَسأَلَنِي غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ: لا وَعِزَّتِكَ! فَيُنزِلُهُ. ثُمَّ يُرفَعُ لَهُ فِي الجَنَّةِ حَتّى الرّابِعَةِ، فَإِذا كانَتِ الرّابِعَةُ، رُفِعَ لَهُ، فَيَتَحاقَرُ إِلَيهِ

تنبيه الغافلينـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: [پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:]مردى كه آخرين وارد شونده به بهشت است، عبور مى كند. از صراط كه گذشت، درى از بهشت براى او بالا مى رود، و او نمى داند كه آيا در بهشت برايش جاى نشستن هست يا نه! چشمش كه به بهشت مى افتد، مى گويد: پروردگارا! مرا در همين جا منزل ده. خدا به او مى فرمايد: «اگر تو را در اين جا جاى دهم، شايد جز آن را از من بخواهى!». او مى گويد: نه، به عزّتت سوگند! پس خداوند، او را در آن بهشت، منزل مى دهد. آن گاه، منزل هاى ديگر در بهشت برايش نمايان مى شود، و آنچه به او داده شده است، در برابر آنچه مى بيند، به نظرش حقير مى آيد. مى گويد: پروردگارا! مرا در آن جا منزل ده. خدا مى فرمايد: «اگر تو را در آن جا منزل دهم، شايد كه جز آنها را

۱.تنبيه الغافلين: ص 83 ح 71.
عنه صلى الله عليه و آله:إِذا خلصَ المُؤمِنُونَ مِنَ النَّارِ، حُبِسُوا بِقَنطَرَةٍ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، فَيُتَقاصُّونَ مَظالِمَ كانَت بَينَهُم فِي الدُّنيا، حَتّى إِذا نُقّوا وَهُذِّبُوا، أُذِنَ لَهُم بِدُخُولِ الجَنَّةِ، فَوَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله بِيَدِهِ، لَأَحَدُهُم بِمَسكَنِهِ فِي الجَنَّةِ أَدَلُّ بِمَنزِلِهِ كانَ فِي الدُّنيا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آن گاه كه مؤمنان از دوزخ خلاص مى شوند، آنان را بر پلى ميان بهشت و دوزخ نگه مى دارند و تقاص ستم هايى را كه به يكديگر كرده اند، از هم مى ستانند و چون پاك و پيراسته شدند، به آنان اجازه ورود به بهشت داده مى شود. سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، هر يك از آنان به منزلى كه در بهشت دارد، بيش از منزلى كه در دنيا داشته است، مى نازد.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 861 ح 2308، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 385 ح 3349، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 126 ح 11603 نحوه وكلّها عن أبي سعيد الخدري.
المعجم الكبير عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ آخِرَ رَجُلٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ يَتَقَلَّبُ عَلَى الصِّراطِ ظَهرا لِبَطنٍ، كَالغُلامِ يَضرِبُهُ أَبُوهُ وَهُوَ يَفِرُّ مِنهُ يَعجِزُ عَنهُ عَمَلُهُ أَن يَسعى، فَيَقُولُ: يا رَبِّ بَلِّغ بِيَ الجَنَّةَ وَنَجِّنِي مِنَ النّارِ! فَيُوحِي اللّهُ تَعالَى إِلَيهِ: عَبدِي، إِن أَنا نَجَّيتُكَ مِنَ النّارِ وَأَدخَلتُكَ الجَنَّةَ أَتَعتَرِفُ لِى بِذُنُوبِكَ وَخَطاياكَ؟ فَيَقُولُ العَبدُ: نَعَم يا رَبِّ، وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِن تُنَجِّيَنِي مِنَ النّارِ لَأَعتَرِفَنَّ لَكَ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ! فَيَجُوزُ الجِسرَ، وَيَقُولُ العَبدُ فِيما بَينَهُ وَبَينَ نَفسِهِ: لَئِن اعتَرَفتُ لَهُ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ لَيَرُدُّنِي إِلَى النّارِ.

المعجم الكبير:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آخرين مردى كه وارد بهشت مى شود، مردى است كه بر صراط به پشت و رو غلْت مى خورد، همانند پسربچّه اى كه پدرش او را مى زند و او از وى مى گريزد، و اعمالش نمى گذارد كه بدَوَد. پس مى گويد: پروردگارا! مرا به بهشت برسان و از آتش، نجاتم بخش! خداى بلندمرتبه به او وحى مى كند كه: اى بنده ام! اگر تو را از آتش برَهانم و وارد بهشت نمايم، در برابرم به گناهان و لغزش هايت اعتراف مى كنى؟ بنده مى گويد: بله، اى خداوند! به عزّت و جلالت، سوگند كه اگر مرا از آتش برَهانى، در برابرت به گناهان و لغزش هايم اعتراف مى كنم. پس، از پل مى گذرد. او با خودش مى گويد: اگر به گناهان و لغزش هايم اعتراف كنم، مرا به آتش باز مى گرداند. پس خداوند به او وحى مى كند كه: بنده ام!

۱.المعجم الكبير: ج 8 ص 158 ح 7669 عن أبي اُمامة، كنز العمّال: ج 14 ص 507 ح 39431.