فیلترها
نتایج جستجو برای «احادیثی در باره دون پایه ترین بهشتیان»: ۱۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَالَّذِي نَفسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! إِنَّ أَسفَلَ أَهلِ الجَنَّةِ وَأَخَسَّهم نَصِيبا لَيُعطى مِثلَ الدُّنيا وَعَشرَةَ أَمثالِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سوگند به آن كه جان محمّد در دست اوست، به پايين ترين فرد اهل بهشت و كم بهره ترينِ آنها، به اندازه دنيا و ده برابر دنيا عطا مى شود.
۱.الفردوس: ج 4 ص 363 ح 7047 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:يُعطى كُلُّ مُؤمِنٍ يَومَ القِيامَةِ مِنَ الجَنَّةِ مِثلَ الدُّنيا سَبعَ مَرّاتٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، به هر مؤمنى، از بهشت به اندازه هفت برابر دنيا داده مى شود.
۱.عوالي اللآلي: ج 4 ص 101 ح 146.
مسند ابن حنبل عن ابن مسعود عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَكُونُ قَومٌ فِي النّارِ ما شاءَ اللّهُ أَن يَكُونُوا، ثُمَّ يَرحَمُهُمُ اللّهُ فَيُخرِجُهُم مِنها، فَيَكُونُونَ فِي أَدنَى الجَنَّةِ، فَيَغتَسِلُونَ فِي نَهرٍ يُقالُ لَه: الحَيَوانُ، يُسَمِّيهِم أَهلُ الجَنَّةِ: الجَهَنَّمِيُّونَ، لَو ضافَ ۱ أَحَدُهُم أَهلَ الدُّنيا لَفَرَشَهُم وَأَطعَمَهُم وَسَقاهُم وَلَحَفَهُم. وَلا أَظُنُّهُ إِلّا قالَ: وَلَزَوَّجَهُم. ۲
مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن مسعود ـ:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «گروهى، تا هر مدّت كه خدا بخواهد، در دوزخ مى مانند. سپس خدا بر ايشان رحم مى كند و از آن جا بيرونشان مى آورد و در پايين ترين جاى بهشت، جاى مى گيرند و خود را در نهرى به نام زندگانى، شستشو مى دهند. اهل بهشت، به آنان دوزخيان مى گويند. هر يك از اين افراد اگر همه مردم دنيا را ميهمان كند، مى تواند براى آنان فرش بگستراند و به آنان غذا بدهد و به آنان بنوشاند و براى آنها روانداز فراهم كند» و به گمانم فرمود: «و به آنان زن دهد».
۱.في المصدر: «ضاعف»، والصواب ما أثبتناه كما في مسند أبي يعلى وكنز العمّال، وهو الذي يقتضيه السياق.
۲.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 172 ح 4337، مسند أبي يعلى: ج 5 ص 10 ح 4958 نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 514 ح 39448 وراجع: صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 460 ح 7433 والزهد للحسين بن سعيد: ص 96 ح 260 و بحار الأنوار: ج 8 ص 361 ح 33.
سنن الدارمي عن أبي هريرة:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلاً مَن يَتَمَنَّى عَلَى اللّهِ، فَيُقالُ لَهُ: لَكَ ذَلِكَ وَمِثلُهُ مَعَهُ، إِلّا أَنَّهُ يُلَقَّى ۱: سَل كَذا وَكَذا، فَيُقالُ لَهُ: ذَلِكَ لَكَ وَمِثلُهُ مَعَهُ.
قالَ أَبُو سَعِيدٍ الخُدرِيُ: قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: فَيُقالُ لَهُ: ذَلِكَ لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ. ۲
سنن الدارمى ـ به نقل از ابو هريره ـ:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «[حتّى] دون پايه ترينِ بهشتيان، هر چه از خدا آرزو كند، به او گفته مى شود: آنچه خواستى و دو برابر آن، از آنِ تو. حتّى به او القا مى شود كه: فلان و بهمان چيز را هم بخواه. و [پس از درخواستش] به او گفته مى شود: آن نيز و دو برابرش، از آنِ تو».
ابو سعيد خُدرى گفت: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «به او گفته مى شود: آن و ده برابر آن، از آنِ تو».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً مَن يُنادِي الخادِمَ مِن خَدَمِهِ فَيُجِيبُهُ أَلفٌ، كُلُّهُم: «لَبَّيكَ، لَبَّيكَ». ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فروپايه ترينِ اهل بهشت، كسى است كه وقتى يكى از خدمتكارانش را فرا مى خواند، هزار نفر جوابش را مى دهند و همگى مى گويند: «بله قربان! بله قربان!».
۱.تفسير القرطبي: ج 17 ص 69، الفردوس: ج 1 ص 217 ح 831 كلاهما عن عائشة.
سنن الترمذي عن عبد اللّه بن عمر عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَمَن يَنظُرُ إِلى جِنانِهِ وَأَزواجِهِ وَنَعِيمِهِ وَخَدَمِهِ وَسُرُرِه مَسِيرَةَ أَلفِ سَنَةٍ، وَأَكرَمَهُم عَلَى اللّهِ مَن يَنظُرُ إِلى وَجهِهِ غُدوَةً وَعَشِيّةً. ثُمَّ قَرَأَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «وُجُوهٌ يَوْمَـئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» ۱. ۲
سنن الترمذى ـ به نقل از عبد اللّه بن عمر ـ:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «[حتّى]آن كه در بهشت، كمترين منزلت را دارد، به باغستان ها و همسران و نعمت ها و خدمتكاران و تخت هايش تا مسافت هزار سال راه مى نگرد، و آن كه نزد خدا از همه گرامى تر است، كسى است كه هر بام و شام به چهره او (خداوند) مى نگرد».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سپس اين آيات را خواند: «در آن روز، چهره هايى خرّم اند. به پروردگارشان مى نگرند» .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پست ترين فرد اهل بهشت، هشتاد هزار خدمتكار و هفتاد و دو همسر دارد و برايش برج و بارو از مرواريد و زبرجد و ياقوت، به اندازه از جابيه ۳ تا صنعا برپا مى شود.
۱.الجابية: قرية من أعمال دمشق من ناحية الجولان (معجم البلدان: ج 2 ص 91).
۲.سنن الترمذي: ج 4 ص 695 ح 2562، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 151 ح 11723، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 414 ح 7401، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 138 ح 1400 كلّها عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 14 ص 476 ح 39327.
۳.جابيه، روستايى است از توابع دمشق در ناحيه جولان.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَرَجُلٌ لَهُ دارٌ مِن لُؤلُؤَةٍ واحِدَة، مِنها غُرَفُها وَأَبوابُها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دون پايه ترين مرد اهل بهشت، خانه اى دارد كه از مرواريدِ يك پارچه ساخته شده و غرفه ها و درهايش نيز از همان مرواريد است.
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 73 ح 44، الزهد لهنّاد: ج 1 ص 104 ح 126، حلية الأولياء: ج 3 ص 274 كلّها عن عبيد بن عمير، كنز العمّال: ج 14 ص 469 ح 39293.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَسفَلَ أَهلِ الجَنَّةِ أَجمَعِينَ دَرَجَةً لَمَن يَقُومُ عَلى رَأسِهِ عَشرَةُ آلافِ خادِمٍ، بِيَدِ كُلِّ واحِدٍ مِنهُم صَحفَتانِ ۱، واحِدَةٌ مِن ذَهَبٍ وَالأُخرَى مِن فِضَّةٍ، فِي كُلِّ واحِدَةٍ لَونٌ لَيسَ فِي الأُخرى مِثلُهُ، يَأكُلُ مِن آخِرِها مِثلَ ما يَأكُلُ مِن أَوَّلِها، يَجِدُ لِاخِرِها مِنَ الطَّيِّبِ وَاللَّذّةِ مِثلَ الَّذِي يَجِدُ لِأَوَّلِها، ثُمَّ يَكُونُ ذَلِكَ كَرِيحِ المِسكِ الأَذفَرِ، لا يَبُولُونَ، وَلا يَتَغَوَّطُونَ، وَلا يَمتَخِطُونَ، إِخوانا عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حتّى كسى كه درجه اش در بهشت از همه بهشتيان پايين تر است، ده هزار خدمتكار در پيشگاهش مى ايستند و در دست هر يك از آنان، دو سينى است: يكى از طلا و ديگرى از نقره، و در هر يك، رنگى (خوراكى اى) است متفاوت با ديگرى. آنچه از آخرين ظرف مى خورد، همانند چيزى است كه از اوّلينِ آنها مى خورد و از آخرين آن، همان طعم و لذّتى را مى چشد كه از اوّلين آنها چشيده است و سپس به بويى چونان بوى مشك تيز تبديل مى شوند. نه ادرار مى كنند، نه مدفوع، و نه آب بينى مى اندازند. برادروار بر تخت هايى رو در روى هم مى نشينند.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً لَمَن يُغدى عَلَيهِ وَيُراحُ بِعَشرَةِ آلافِ صَحفَةٍ، فِي كُلِّ صَحفَةٍ ۱ لَونٌ مِنَ الطَّعامِ لَهُ رائِحَةٌ وَطَعمٌ لَيسَ لِلآخَرِ.
وَإِنَّ الرَّجُلَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ لَيَمُرُّ بِهِ الطَّائِرُ فَيَشتَهِيهِ فَيَخِرُّ بَينَ يَدَيهِ إِمّا طَبِيخا وَإِمّا مَشوِيّا، ما خَطَرَ بِبالِهِ مِن الشَّهوَةِ.
وَإِنَّ الرَّجُلَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ لَيَكُونُ فِي جَنَّةٍ مِن جِنانِهِ بَينَ أَنواعِ الشَّجَرِ إِذ يَشتَهِي ثَمَرَةً مِن تِلكَ الثِّمارِ، فَتَدَلّى إِلَيهِ، فَيَأكُلُ مِنها ما أَرادَ.
وَلَو أَنَّ حُورِيّا مِن حُورِهِم بَرَزَت لِأَهلِ الأَرضِ لَأَعشَت ضَوءَ الشَّمسِ، وَلَافتَتَنَ بِها أَهلُ الأَرضِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حتّى براى دون پايه ترينِ اهل بهشت، هر بام و شام، ده هزار سينى مى آورند و در هر سينى، رنگى از غذاست كه بو و طعمى متفاوت با ديگرى دارد.
شخص در بهشت، چنان است كه پرنده اى بر او مى گذرد و او هوس آن را مى كند. در دَم، آن پرنده به صورت پخته يا بريان شده، به هر صورتى كه دل او خواسته باشد، در برابرش مى افتد.
و شخص در بهشت، چنان است كه در باغى از باغ هاى خود، ميان درختان گوناگون، گردش مى كند و دلش هوس ميوه اى از آن ميوه ها را مى كند. بلافاصله آن ميوه به او نزديك مى شود و او هر چه مى خواهد، از آن مى خورد.
اگر حورى از حوريان بهشتى، براى اهل زمين آشكار شود، نور خورشيد را تار مى كند و زمينيان، مفتون او مى شوند.
عنه صلى الله عليه و آله:لَو أَنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ حِليَةً عَدَلَت حِليَتُهُ بِحِليَةِ أَهلِ الدُّنيا جَمِيعا، لَكَانَ ما يُحَلِّيهِ اللّهُ بِهِ فِي الآخِرَةِ أَفضَلَ مِن حِليَةِ أَهلِ الدُّنيا جَمِيعا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر كم زيورترينِ اهل بهشت، زيورش با زيور همه اهل دنيا مقايسه شود، زيورى كه خدا او را با آن در آخرتْ آراسته مى سازد، از زيور همه اهل دنيا برتر خواهد آمد.
۱.المعجم الأوسط: ج 8 ص 362 ح 8878، البعث والنشور: ص 198 ح 302، تاريخ دمشق: ج 40 ص 413 ح 8134، كنز العمّال: ج 5 ص 357 ح 13220 وكلّها عن أبي هريرة.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حتّى دون پايه ترينِ اهل بهشت، چنان است كه در ميان هزار هزار خدمتكار، از پسركان جاويدان، بر اسبانى از ياقوت سرخ كه بال هايى از طلا دارند، مى نشيند. «هر گاه بنگرى، آن جا نعمت مى بينى و سلطنتى باشُكوه را» .
عنه صلى الله عليه و آله:ـ وَلا أَعلَمُهُ إِلّا قالَ: مِن ذَهَبٍ ـإِنَّ أَدنَى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً ۱، إِنَّ لَهُ لَسَبعَ دَرَجاتٍ، وَهُوَ عَلى السّادِسَةِ وَفَوقَهُ السّابِعَةُ، وَإِنَّ لَهُ لَثَلاثَمِئَةِ خادِمٍ، وَيُغدى عَلَيهِ وَيُراحُ كُلَّ يَومٍ ثَلاثُمِئَةِ صَحفَةٍ فِي كُلِّ صَحفَةٍ لَونٌ لَيسَ فِي الأُخرى، وَإِنَّهُ لَيَلَذُّ أَوَّلُهُ كَما يَلَذُّ آخِرُهُ، وَإِنَّهُ لَيَقُولُ: يا رَبِّ! لَو أَذِنتَ لِي لَأَطعَمتُ أَهلَ الجَنَّةِ وَسَقَيتُهُم، لَم يَنقُص مِمّا عِندِي شَيءٌ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كم منزلت ترينِ اهل بهشت، داراى هفت درجه (/رتبه / پله) است و او بر درجه ششم است و درجه هفتم، بالاتر از اوست. سيصد خدمتكار دارد و هر بام و شام، سيصد سينى طلا به حضورش آورده مى شود كه در هر سينى، رنگى (خوراكى اى) متفاوت با ديگرى است، و از اوّلين آنها، همان اندازه لذّت مى برد كه از آخرينشان لذّت مى برد، و مى گويد: پروردگارا! اگر اجازه ام مى دادى، همه اهل بهشت را خوراكى و نوشيدنى مى دادم، بى آن كه از آنچه دارم، چيزى كاسته شود.
الزهد لابن المبارك عن المغيرة بن شعبة:قالَ مُوسى عليه السلام لِرَبِّهِ: يا رَبِّ أَيُ عِبادِكَ أَدنى عِندَكَ فِي الجَنَّةِ مَنزِلَةً؟
قالَ: عَبدٌ يَبقى فِي الدِّمنَةِ ۱ بَعدَما يَدخُلُ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ، وَأَهلُ النّارِ النّارَ، فَيَقُولُ لَهُ رَبُّهُ: اُنظُر أَربَعَةَ مُلُوكٍ مِن مُلُوكِ الدُّنيا فَسَمِّ مِن مُلكِهِم ما اشتَهَت نَفسُكَ، فَيَقُولُ: يا رَبِّ أَشتَهِي كَذا، وَأَشتَهِي كَذا، وَأَشتَهِي كَذا، قالَ: فَسَمِّ مِن مُلكِهِم ما لَذَّت عَينُكَ، فَيَقُول: يَلَذُّ عَينِي كَذا، يَلَذُّ عَينِي كَذا، قالَ: أَرَضِيتَ؟ قالَ: نَعَم، قالَ: وَهُوَ لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ.
قالَ مُوسى عليه السلام: رَبِّ هذا لِأَدنى مَن فِي الجَنَّةِ، فَما لاِ? هلِ صَفوَتِكَ؟
قالَ: هذِهِ الَّتِي
الزهد، ابن مبارك ـ به نقل از مغيرة بن شُعبه ـ:موسى عليه السلام به پروردگارش گفت: پروردگارا! كدام بنده ات در بهشت به نزد تو، كم منزلت ترين است؟
فرمود: «بنده اى كه وقتى بهشتيان به بهشت و دوزخيان به دوزخ وارد مى شوند، در ميان خرابه (دِمْنه) ۳ مى ماند. پس، پروردگارش به او مى گويد: چهار پادشاه از پادشاهان دنيا را در نظر بياور و از پادشاهىِ آنان، آنچه دلت مى خواهد، نام ببر. او مى گويد: پروردگارا! فلان چيز و فلان چيز و فلان چيز را مى خواهم. خدا مى گويد: از پادشاهى آنان، آنچه را ديده ات از آن لذّت مى بَرَد، نام ببر. او مى گويد: ديده ام از فلان چيز و بهمان چيز، لذّت مى برد. خدا مى گويد: راضى شدى؟ مى گويد: آرى. خدا مى گويد: اينها و ده برابرشان، از آنِ تو باد».
موسى عليه السلام گفت: پروردگارا! اين
۱.الدِمْنَة: الموضع الذي يلتبد فيه السرقين، وكذلك ما اختلط من البعر والطين (لسان العرب: ج 13 ص 158 «دمن»).
۲.الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 66 ح 227.
۳.دِمنه: مكانى كه در آن، سرگين، انباشته شده باشد. مخلوطى از پهن و گل؛ سرگينگاه (لسان العرب: ج 13 ص 158 «دمن»).
۴.نه اين كه به خواست و اراده آنان واگذارم كه چه مى خواهند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَأَلَ مُوسى رَبَّهُ: ما أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً؟ قالَ: هُوَ رَجُلٌ يَجِيءُ بَعدَما أُدخِلَ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ، فَيُقالُ لَه: اُدخِلُ الجَنَّةَ، فَيَقُولُ: أَيْ رَبِّ! كَيفَ وَقَد نَزَلَ النّاسُ مَنازِلَهُم وَأَخَذُوا أَخذاتِهِم؟ فَيُقالُ لَهُ: أَتَرضى أَن يَكُونَ لَكَ مِثلُ مُلكِ مَلِكٍ مِن مُلُوكِ الدُّنيا؟ فَيَقُولُ: رَضِيتُ، رَبِّ! فَيَقُولُ: لَكَ ذَلِكَ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ وَمِثلُهُ. فَقالَ فِي الخامِسَةِ: رَضِيتُ، رَبِّ! فَيَقُولُ: هذا لَكَ وَعَشرَةُ أَمثالِهِ، وَلَكَ مَا اشتَهَت نَفسُكَ وَلَذَّت عَينُكَ. فَيَقُولُ: رَضِيتُ، رَبِّ!
قالَ: رَبِّ! فَأَعلاهُم مَنزِلَةً؟ قالَ: أُولَئِكَ الَّذِينَ أَرَدتُ، غَرَستُ كَرَامَتَهُم
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى از پروردگارش پرسيد: كم منزلت ترينِ اهل بهشت كيست؟ پروردگارش فرمود: «مردى كه پس از آن كه همه بهشتيان به بهشت برده شدند، مى آيد و به او گفته مى شود: وارد بهشت شو. او مى گويد: اى پروردگار! چگونه وارد شوم، در حالى كه مردم در منزل هاى خود فرود آمده اند و همه جا را گرفته اند؟ به او گفته مى شود: آيا راضى هستى كه همانند قلمرو پادشاهى از پادشاهان دنيا داشته باشى؟ او مى گويد: راضى ام، پروردگارا! خدا مى گويد: آن اندازه و مانند آن و مانند آن و مانند آن و مانند آن به تو دادم. و او در بار پنجم، مى گويد: راضى شدم، اى پروردگار! خدا مى گويد: اين همه و ده برابر آن، براى تو باشد. اصلاً هر چه دلت مى خواهد و ديده ات لذّت مى برد، براى تو باشد. و او مى گويد: راضى شدم،
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 176 ح 312، سنن الترمذي: ج 5 ص 347 ح 3198، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 446 ح 7426 وفيهما صدره إلى «ولذّت عينك»، مسند الحميدي: ج 2 ص 335 ح 761، تفسير الطبري: ج 11 الجزء 21 ص 104 كلّها عن المغيرة بن شعبة، كنز العمّال: ج 14 ص 504 ح 39423.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَدنى مَقعَدِ أَحَدِكُم مِنَ الجَنَّةِ أَن يَقُولَ لَهُ: تَمَنَّ! فَيَتَمَنّى وَيَتَمَنّى، فَيَقُولُ لَهُ: هَل تَمَنَّيتَ؟ فَيَقُولُ: نَعَم، فَيَقُولُ لَهُ: فَإِنَّ لَكَ ما تَمَنَّيتَ وَمِثلَهُ مَعَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[حتّى] آن يك از شما كه پايين ترين جايگاه را در بهشت دارد، چنان است كه [خداوند] به او مى فرمايد: «آرزو كن!» و او آرزو مى كند و آرزو مى كند. پس به او مى فرمايد: «آرزو كردى؟». مى گويد: آرى.
به او مى فرمايد: «آنچه آرزو كردى و مانند آن، از آنِ تو باد».
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 167 ح 301، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 192 ح 8174 كلاهما عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَدنى أَهلِ الجَنَّةِ مَنزِلَةً، رَجُلٌ صَرَفَ اللّهُ وَجهَهُ عَنِ النّارِ قِبَلَ الجَنَّةِ، وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذاتَ ظِلٍّ، فَقالَ: أَيْ رَبِّ، قَدِّمْنِي إِلى هذِهِ الشَّجَرَةِ فَأَكُونَ فِي ظَلِّها! فَقالَ اللّهُ: هَل عَسَيتَ إِن فَعَلتُ أَن تَسأَلَنِي غَيرَها؟ قالَ: لا وَعِزَّتِكَ! فَقَدَّمَهُ اللّهُ إِلَيها.
وَمَثَّلَ لَهُ شَجَرَةً ذاتَ ظِلٍّ وَثَمَرٍ، فَقال: أَي رَبِّ، قَدَّمَنِي إِلَى هذِهِ الشَّجَرَةِ أَكُونُ فِي ظِلِّها وَآكُلُ مِن ثَمَرِها! فَقالَ اللّهُ لَهُ: هَل عَسَيتَ إِن أَعطَيتُكَ ذلِكَ أَن تَسأَلَنِي غَيرَهُ؟ فَيَقُولُ: لا وَعِزَّتِكَ! فَيُقَدِّمُهُ اللّهُ إِلَيها.
فَتُمَثَّلُ لَهُ شَجَرَةٌ أُخرى ذاتُ ظِلٍّ وَثَمَرٍ وَماءٍ، فَيَقُولُ:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دون پايه ترينِ اهل بهشت، كسى است كه خداوند، روى او را از آتش به جانب بهشت گردانيده و درختى سايه دار برايش رويانيده است. پس مى گويد: اى پروردگار! مرا به نزد اين درخت ببر تا در سايه اش باشم. خدا مى فرمايد: «اگر چنين كنم، ممكن است چيز ديگرى از من بخواهى». مى گويد: به عزّتت سوگند كه نمى خواهم.
پس خداوند، او را نزد آن درخت مى بَرَد و [سپس] درخت ديگرى با سايه و ميوه برايش مجسّم مى گردد. او مى گويد: اى پروردگار! مرا به نزد اين درخت ببر تا در سايه اش بيارَمَم و از ميوه اش بخورم. خداوند مى فرمايد: «اگر آن را به تو بدهم، ممكن است چيز ديگرى از من بخواهى!». مى گويد: به عزّتت سوگند كه نمى خواهم. پس خداوند، او را به نزد آن درخت مى برد. باز درخت ديگرى با سايه و ميوه و آب