نتایج جستجو برای «تحمل ناملایمات»: ۱۰ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حُفَّتِ ۱ الجَنَّةُ بِالمَكارِهِ، وَحُفَّتِ النّارُ بِالشَّهَواتِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت، با ناملايمات، احاطه شده است و دوزخ با شهوات، در ميان گرفته شده است. ۳
۱.هكذا رواه مسلم: «حُفّت»، ووقع في البخاريّ: «حفّت»، ووقع فيه أيضا: «حجبت» [كما في الحديث اللاحق]، وكلاهما صحيح. قال العلماء: هذا من بديع الكلام وفصيحه وجوامعه التي اُوتيها صلى الله عليه و آله من التمثيل الحسن. ومعناه: لا يوصل إلى الجنّة إلّا بارتكاب المكاره، والنّار إلّا بالشهوات، وكذلك هما محجوبتان بهما، فمن هتك الحجاب وصل إلى المحبوب. فهتك حجاب الجنّة باقتحام المكاره، وهتك حجاب النار بارتكاب الشهوات (هامش المصدر). قال الشريف الرضيّ رحمه الله: وهذا القول مجاز، والمراد: إنّ جميع الأفعال التي توصل إلى الجنّة يتجشّم فعلها على الكره والمشقّة، لأنّ طريقها وعر، ومذاقها مرّ. فلمّا كانت الطرق المفضية إلى الجنّة كلّها كما ذكرنا شاقّة المسالك، صعبة على السالك، حسن أن يقال: «الجنّة حفّت بالمكاره» على طريق المجاز وسعة الكلام، ولمّا كانت الأفعال المفضية إلى دخول النار في الأغلب الأكثر كثيرة الملاذ، ملائمة للطّباع، لا تؤتى من طريق مشقّة، ولا يقرع لها باب كلفة، حسن أن يقال: «إنّ النار حفّت بالشهوات» على طريق الاتّساع والمجاز (المجازات النبويّة: ص 387 ح 303).
۲.صحيح مسلم: ج 4 ص 2174 ح 1، سنن الترمذي: ج 4 ص 693 ح 2559، سنن الدارمي: ج 2 ص 796 ح 2737، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 308 ح 12560 كلّها عن أنس، كنز العمّال: ج 3 ص 332 ح 6805؛ نهج البلاغة: الخطبة 176 نحوه، تنبيه الخواطر: ج 1 ص 190، روضة الواعظين: ص 461، بحار الأنوار: ج 70 ص 78 ح 12.
۳.علما مى گويند: اين جمله، گفتارى بديع و شيوا و از آن سخنان كوتاه و پُرمغزى است كه به پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت داده شده و تمثيلى نيكوست و معنايش اين است كه: به بهشت نمى توان رسيد، مگر با از سر گذراندن ناخوشى ها، و آدمى به دوزخ نمى رود، جز با در پيش گرفتن شهوات؛ چرا كه اين چيزها، بهشت و دوزخ را در ميان گرفته اند و هر كه پرده را بِدَرد، به محبوب خويش مى رسد. دريدن پرده بهشت، با فرو رفتن در كام سختى ها و ناملايمات است و دريدن پرده دوزخ، با در پيش گرفتن شهوات و اميال. شريف رضى مى گويد: اين سخن، مَجاز است و مراد، اين است كه همه افعالى كه به بهشت مى رسانند، انجام دادن آنها توأم با كراهت و مشقّت است؛ زيرا راه بهشت، راهى دشوار و طعمش طعمى تلخ است. پس وقتى راه هاى منتهى به بهشت، چنان كه گفتيم، دشوارند و رونده آنها را به سختى مى پيمايد، نيكوست كه از باب مَجاز و توسّع در كلام، گفته شود: «بهشت، پيچيده در ناملايمات است» و برعكس، از آن جا كه راه هاى منتهى به دوزخ، غالبا و بيشتر، با لذّت فراوان اند و ملايم با طبع اند و با مشقّت انجام نمى گيرند و با زحمت و رنجى همراه نيستند، نيكوست كه از باب اتّساع و مَجاز، گفته شود: «دوزخ، پيچيده در شهوات است».
عنه صلى الله عليه و آله:حُجِبَتِ النّارُ بِالشَّهَواتِ، وَحُجِبَتِ الجَنَّةُ بِالمَكارِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آتش [دوزخ] با پرده شهوات، پوشانده شده است و بهشت، با پرده ناملايمات.
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2380 ح 6122، مشكاة المصابيح: ج 2 ص 649 ح 5160، فتح الباري: ج 11 ص 320 ح 6487 كلّها عن أبي هريرة، شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج 10 ص 17، كنز العمّال: ج 3 ص 331 ح 6804.
عنه صلى الله عليه و آله:أَلا إِنَّ عَمَلَ الجَنَّةِ حَزنٌ بِرَبوَةٍ، أَلا إِنَّ عَمَلَ النّارِ سَهلٌ بِسَهوَةٍ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آگاه باشيد كه كارِ بهشت [همچون] زمين درشت و ناهموار است. آگاه باشيد كه كارِ دوزخ [همچون]زمين نرم و هموار است. ۳
۱.قال الشريف الرضيّ ـ رحمة اللّه عليه ـ في المجازات النبويّة بعد أن ذكر الحديث:. فجعل ـ عليه الصلاة والسلام ـ عمل الجنّة كالحزن من الأرض؛ وهو ما غلظ منها، لأنّه يصعب تجشّمه، فكذلك عمل الجنّة يشقّ تكلّفه، وزاد ـ عليه الصلاة والسلام ـ الكلام إيضاحا بقوله: حزن بربوة، فلم يرضَ بأن جعله حزنا حتّى جعله بربوة؛ وهي الأكمة العالية، ليكون تجشّمه أشقّ، وتكلّفه أصعب، ولم يرضَ ـ عليه الصلاة والسلام ـ بأن جعل عمل النار سهلاً وهو ضدّ الحزن، حتّى جعله بسهوة ليكون أخفّ على فاعله وأهون على عامله.
۲.المجازات النبويّة: ص 364 ح 282؛ مسند ابن حنبل: ج 1 ص 700 ح 3017 عن ابن عبّاس بزيادة «ثلاثا» بعد «بربوة»، شعب الإيمان: ج 2 ص 170 ح 461، الطبقات الكبرى: ج 7 ص 423 وفيه «بشقوة» بدل «بسهوة» وكلاهما عن أبي البجير، كنز العمّال: ج 15 ص 883 ح 43502.
۳.سيّد رضى رحمه الله در المجازات النبويّة، پس از ذكر حديث، نوشته است:. اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله، كار بهشت را همانند زمين حَزن ـ يعنى سخت و ناملايم ـ معرّفى كرده، از اين روست كه همان گونه كه زمين ناملايم، سخت است، كار براى بهشت هم سخت و دشوار است. و ايشان ـ كه درود و سلام بر او باد ـ براى توضيح، افزوده: «حَزنٌ بِرَبوَةٍ (ناملايم ناهموار)» و به ناملايم تنها اكتفا نكرده و ناهموار را هم افزوده است و ناهموار، تپّه بلند است. و از اين روست كه تحمّل آن، سخت تر است و پيمودنش دشوارتر. در مقابل، در كار جهنّم نيز به «سَهل (آسانى)» اكتفا نكرده و «سَهوَة (هموار)» را هم اضافه كرده تا روشن كند كه راه آن، آسان است و براى انجام دهنده آن سبُك.
عنه صلى الله عليه و آله:إِنَّ الجَنَّةَ حُزنَةٌ حُفَّت بِالمَكارِهِ، وَإِنَّ النّارَ حُفَّت بِالهَوى. أَلا وَمَن كُشِفَ لَهُ بابُ كَربٍ أَشفى ۱ عَلَى الجَنَّةِ، وَمَن كُشِفَ لَهُ بابُ هَوًى أَشفَى عَلَى النّارِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت، كوه درشتى است كه با ناملايمات، در ميان گرفته شده است و دوزخ را هوس ها احاطه كرده اند. آگاه باشيد كه هر كس درِ رنجى برايش باز شود، به بهشتْ نزديك شده است و هر كس درِ هوسى برايش گشوده شود، به دوزخْ نزديك شده است.
۱.أشْفى: أي أشْرَفَ (النهاية: ج 2 ص 489 «شفا»).
۲.اُسد الغابة: ج 6 ص 404 الرقم 6580، تاريخ دمشق: ج 32 ص 13 عن إسحاق بن بشر القرشي نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:يا قَومِ اطلُبُوا الجَنَّةَ جَهدَكُم، وَاهرَبُوا مِنَ النّارِ جَهدَكُم! فَإِنَّ الجَنَّةَ لا يَنامُ طالِبُها وَإِنَّ النّارَ لا يَنامُ هارِبُها. أَلا إِنَّ الآخِرَةَ اليَومَ مُحَفَّفَةٌ بِالمَكارِهِ. أَلا وَإِنَّ الدُّنيا مُحَفَّفَةٌ بِالشَّهَواتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى قوم من! تا مى توانيد در طلب بهشت بر آييد و با تمام توان، از آتش بگريزيد، كه جوينده بهشت و گريزنده از آتش، خواب ندارند. بدانيد كه آخرت، امروز، پوشيده در ناملايمات است. بدانيد كه دنيا احاطه شده در شهوات است.
۱.المعجم الكبير: ج 19 ص 200 ح 499، المعجم الأوسط: ج 4 ص 73 ح 3643 وليس فيه ذيله من «ألا إن الآخرة.» وكلاهما عن كليب بن حزن، اُسد الغابة: ج 4 ص 470 الرقم 4498 عن كليب بن جزيّ، كنز العمّال: ج 15 ص 931 ح 43597.
عنه صلى الله عليه و آله:لَمّا خَلَقَ اللّهُ الجَنَّةَ وَالنّارَ أَرسَلَ جِبرِيلَ إِلَى الجَنَّةِ فَقالَ: اُنظُر إِلَيها وَإِلى ما أَعدَدتُ لِأَهلِها فِيها. قالَ: فَجاءَها وَنَظَرَ إِلَيها وَإِلى ما أَعَدَّ اللّهُ لِأَهلِها فِيها، قالَ: فَرَجَعَ إِلَيهِ، قالَ: فَوَعِزَّتِكَ لا يَسمَعُ بِها أَحَدٌ إِلّا دَخَلَها! فَأَمَرَ بِها فَحُفَّت بِالمَكارِهِ، فَقالَ: ارجِع إِلَيها فَانظُر إِلى ما أَعدَدتُ لِأَهلِها فِيها، قالَ: فَرَجَعَ إِلَيها فَإِذا هِيَ قَد حُفَّت بِالمَكارِهِ، فَرَجَعَ إِلَيهِ فَقالَ: وَعِزَّتِكَ لَقَد خِفتُ أَلّا يَدخُلَها أَحَدٌ! قالَ: اذهَب إِلى النّارِ فَانظُر إِلَيها وَإِلى ما أَعدَدتُ لِأَهلِها فِيها، فَإِذا هِيَ يَركَبُ بَعضُها بَعضا، فَرَجَعَ إِلَيهِ فَقالَ: وَعِزَّتِكَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون خدا بهشت و دوزخ را آفريد، جبرئيل را به سوى بهشت فرستاد و فرمود: «به آن و آنچه در آن براى اهلش آماده ساخته ام، بنگر». جبرئيل به بهشت آمد و به آن و آنچه خدا در آن براى اهلش آماده ساخته بود، نگريست. پس باز گشت و گفت: به عزّتت سوگند كه هر كس آوازه آن را بشنود، وارد آن مى شود! خداوند، دستور داد و ناملايمات، بهشت را در ميان گرفتند. پس فرمود: «حال باز گرد و آنچه را در آن جا براى اهلش آماده ساخته ام، تماشا كن». جبرئيل به سوى بهشت باز گشت و ديد كه پوشيده از ناملايمات شده است. نزد خداوند باز آمد و گفت: به عزّتت سوگند كه مى ترسم هيچ كس وارد آن نشود! خداوند به او فرمود: «به دوزخ برو و به آن و آنچه در آن براى اهلش آماده ساخته ام، بنگر». [جبرئيل آمد و ديد كه]

۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 693 ح 2560، سنن النسائي: ج 7 ص 3، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 229 ح 8406، مسند أبي يعلى: ج 5 ص 356 ح 5914 وكلّها عن أبي هريرة والثلاثة الأخيرة نحوه.
الإمام عليٌ عليه السلام:بِالمَكارِهِ تُنالُ الجَنَّةُ. ۱
امام على عليه السلام:با ناملايمات است كه بهشت به دست مى آيد.
۱.غرر الحكم: ح 4204، عيون الحكم والمواعظ: ص 187 ح 3822.
عنه عليه السلامـ مِن كَلامٍ لَهُ خاطَبَ بِهِ أَهلَ البَصرَةِ ـ: فَمَنِ استَطاعَ عِندَ ذَلِكَ أَن يَعتَقِلَ نَفسَهُ عَلَى اللّهِ عز و جل فَليَفعَل، فَإِن أَطَعتُمُونِي فَإِنِّي حامِلُكُم إِن شاءَ اللّهُ عَلى سَبِيلِ الجَنَّةِ، وَإِن كانَ ذا مَشَقَّةٍ شَدِيدَةٍ وَمَذاقَةٍ ۱ مَرِيرَةٍ. ۲
امام على عليه السلامـ از سخنان ايشان به مردم بصره ـ: پس در آن هنگام (وقوع فتنه ها)، هر كس كه مى تواند خويشتن را بر طاعت خداى عز و جل بِدارد، چنان كند. اگر شما از من فرمان بريد، هر آينه من، شما را به خواست خدا، به راه بهشت مى برم، هر چند كه راهى سراسر دشوارى و تلخكامى است.
۱.المَذاق: طعمُ الشيء (لسان العرب: ج 10 ص 111 «ذوق»).
۲.نهج البلاغة: الخطبة 156، بحار الأنوار: ج 32 ص 240 ح 191.
عنه عليه السلامـ مِن خُطبَةٍ لَهُ يُبَيِّنُ فِيها فَضلَ القُرآنِ ـ: اِنتَفِعُوا بِبَيانِ اللّهِ، وَاتَّعِظُوا بِمَواعِظِ اللّهِ، وَاقبَلُوا نَصِيحَةَ اللّهِ، فَإِنَّ اللّهَ قَد أَعذَرَ إِلَيكُم بِالجَلِيَّةِ، وَاتَّخَذَ عَلَيكُمُ الحُجَّةَ، وَبَيَّنَ لَكُم مَحابَّهُ مِنَ الأَعمالِ، وَمَكارِهَهُ مِنها، لِتَتَّبِعُوا هذِهِ، وَتَجتَنِبُوا هذِهِ، فَإِنَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَقُولُ: «إِنَّ الجَنَّةَ حُفَّت بِالمَكارِهِ، وَإِنَّ النّارَ حُفَّت بِالشَّهَواتِ». وَاعلَمُوا أَنَّهُ ما مِن طاعَةِ اللّهِ شَيءٌ إِلّا يَأتِي فَي كُرهٍ، وَما مِن مَعصِيَةِ اللّهِ شَيءٌ إِلّا يَأتِي فِي شَهوَةٍ. فَرَحِمَ اللّهُ امرَءا نَزَعَ عَن شَهوَتِهِ، وَقَمَعَ هَوى نَفسِهِ، فَإِنَّ هذِهِ النَّفسَ

امام على عليه السلامـ از سخنرانى ايشان در بيان ارزش قرآن ـ: از گفتار خدا سود بريد، و اندرزهاى خدا را به گوش گيريد، و پند خدا را پذيرا شويد؛ زيرا خداوند با دلايل آشكار، حجّت را بر شما تمام كرده و هر گونه بهانه اى را از شما گرفته و كارهايى را كه خوشايند و ناخوشايند اوست، برايتان بيان كرده است تا از آنها پيروى كنيد و از اينها دورى ورزيد؛ چرا كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمود: «بهشت را ناخوشايندها در ميان گرفته اند و دوزخ را خوشايندها احاطه كرده اند». بدانيد كه چيزى از طاعت خدا نيست، مگر آن كه با بى ميلى انجام مى پذيرد، و چيزى از معصيت خدا نيست، مگر آن كه با ميل صورت مى پذيرد. پس، خداى رحمت كند آن كسى را كه از اميال خويش دست بردارد و هواى نفْس خود را سركوب كند؛ زيرا اين نفْس، به

۱.نهج البلاغة: الخطبة 176، أعلام الدين: ص 105، بحار الأنوار: ج 2 ص 180 ح 1.
الإمام الباقر عليه السلام:اَلجَنَّةُ مَحفُوفَةٌ بِالمَكَارِهِ وَالصَّبرِ، فَمَن صَبَرَ عَلَى المَكارِهِ فِي الدُّنيا دَخَلَ الجَنَّةَ. وَجَهَنَّمُ مَحفُوفَةٌ بِاللَّذَّاتِ وَالشَّهَواتِ، فَمَن أَعطَى نَفسَهُ لَذَّتَها وَشَهوَتَها دَخَلَ النَّارَ. ۱
امام باقر عليه السلام:بهشت، پيچيده در ناملايمات و شكيبايى [بر آنها] است. پس هر كه در دنيا بر ناملايمات بشكيبد، به بهشت مى رود؛ و دوزخ، پيچيده در خوشى ها و خواهش هاست. پس هر كه خوشى و خواهش نفس را برآورده كند، به دوزخ مى رود.
۱.الكافي: ج 2 ص 89 ح 7 عن حمزة بن حمران، مسكّن الفؤاد: ص 51، بحار الأنوار: ج 71 ص 72 ح 4.