نتایج جستجو برای «تربیت»: ۱۵۲ حدیث
عنه عليه السلام:يُرَبَّى الصَّبِيُّ سَبعًا، ويُؤَدَّبُ سَبعًا، ويُستَخدَمُ سَبعًا، ومُنتَهى طولِهِ في ثَلاثٍ وعِشرينَ سَنَةً.، وعَقلِهِ في خَمسٍ وثَلاثينَ سَنَةً، وما كانَ بَعدَ ذلِكَ فَبِالتَّجارِبِ. ۱
امام على عليه السلام:بچه ها هفت سال پرورش مى يابند؛ هفت سال تربيت مى شوند؛ هفت سال به كار گماشته مى شوند؛ نهايت افزايش قدشان در بيست و سه سالگى است، و پايان دوره رشد خِردشان سى و پنج سالگى است. پس از آن، هر چه [رشد عقلشان] باشد، بر اثر تجربه است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 493 ح 4746، مكارم الأخلاق: ج 1 ص 478 ح 1653 نحوه، بحار الأنوار: ج 104 ص 96 ح 46.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عدّة الداعي:في بَعضِ الأَحادِيثِ القُدسِيَّةِ: أيُّما عَبدٍ اطَّلَعتُ عَلى قَلبِهِ فَرَأَيتُ الغالِبَ عَلَيهِ التَّمَسُّكَ بِذِكري، تَوَلَّيتُ سِياسَتَهُ، وكُنتُ جَليسَهُ ومُحادِثَهُ وأنيسَهُ. ۱
عدّة الداعى:در يكى از احاديث قدسى آمده است: «هر بنده اى كه بر دلش نظر افكنم و ببينم كه تمسّك به ياد من بر آن چيره است، تربيت او را خود بر عهده مى گيرم و همنشين و همسخن و همدم او مى شوم».
۱.عدّة الداعي: ص 235، بحار الأنوار: ج 93 ص 162 ح 42.
الأمالي للصدوق عن عبد اللّه بن سنان عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:أقبَلَ جيرانُ اُمِّ أيمَنَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّ اُمَّ أيمَنَ لَم تَنَمِ البارِحَةَ مِنَ البُكاءِ، لَم تَزَل تَبكي حَتّى أصبَحَت، قالَ: فَبَعَثَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلى اُمِّ أيمَنَ فَجاءَتهُ. فَقالَ لَها: يا اُمَّ أيمَنَ، لا أبكَى اللّهُ عَينَيكِ! إنَّ جيرانَكِ أتَوني وأخبَروني أنَّكِ لَم تَزالِي ۱ اللَّيلَ تَبكينَ أجمَعَ، فَلا أبكَى اللّهُ عَينَيكِ! مَا الَّذي أبكاكِ؟ قالَت: يا رَسولَ اللّهِ، رَأَيتُ رُؤيا عَظيمَةً شَديدَةً، فَلَم أزَل أبكِي اللَّيلَ أجمَعَ. فَقالَ لَها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: فَقُصّيها عَلى رَسولِ اللّهِ؛ فَإِنَّ اللّهَ

الأمالى، صدوقـ به نقل از عبد اللّه بن سنان، از امام صادق عليه السلام ـ: همسايگان اُمّ اَيمَن، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند و گفتند: اى پيامبر خدا! اُمّ ايمن، ديشب از گريه نخوابيد و تا صبح، پيوسته گريه مى كرد. پيامبر خدا به دنبال امّ ايمن فرستاد و او آمد. پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى امّ ايمن! خداوند، چشمانت را گريان نكند! همسايگانت نزد من آمده و خبر داده اند كه تو، همه شب را گريسته اى. خداوند، چشمانت را گريان نكند! چه چيزى تو را گريان كرده است؟». امّ ايمن گفت: اى پيامبر خدا! رؤياى وحشتناكى ديدم و همه شب را گريستم. پيامبر خدا به او فرمود: «آن را براى فرستاده خدا حكايت كن، كه خدا و فرستاده اش داناترند». امّ ايمن گفت: بر من گران مى آيد كه از آن، سخن بگويم.

۱.في المصدر: «لم تزلي»، والتصويب من روضة الواعظين.
۲.الأمالي للصدوق: ص 142 ح 144، روضة الواعظين: ص 171، المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 70 عن الإمام الصادق عليه السلام وابن عبّاس نحوه، بحار الأنوار: ج 43 ص 242 ح 15.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن عالَ ثَلاثَ بَناتٍ، فَأَدَّبَهُنَّ وَزَوَّجَهُنَّ وَأَحسَنَ إِلَيهِنَّ، فَلَهُ الجَنَّةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس سه دختر داشته باشد و آنها را تربيت كند و شوهر دهد و به ايشان نيكى كند، بهشتى است.
۱.سنن ابي داوود: ج 4 ص 338 ح 5147، مسند ابن حنبل: ج 4 ص 193 ح 11924 كلاهما عن أبي سعيد الخدري وفيه «رحمهنّ» بدل «زوّجهنّ»، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 6 ص 103 ح 1 عن جابر بن عبد اللّه نحوه، كنز العمّال: ج 16 ص 449 ح 45373.
مستدرك الوسائل عن مسروق:دَخَلتُ يَومَ عَرَفَةَ عَلَى الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام وأقداحُ السَّويقِ بَينَ يَدَيهِ وبَينَ يَدَي أصحابِهِ، وَالمَصاحِفُ في حُجورِهِم وهُم يَنتَظِرونَ الإِفطارَ، فَسَأَلتُهُ عَن مَسأَلَةٍ فَأَجابَني، فَخَرَجتُ فَدَخَلتُ عَلَى الحَسَنِ بنِ عَلِيٍّ عليه السلام، وَالنّاسُ يَدخُلونَ إلى مَوائِدَ مَوضوعَةٍ عَلَيها طَعامٌ عَتيدٌ ۱، فَيَأكُلونَ ويَحمِلونَ، فَرَآني وقَد تَغَيَّرتُ. فَقالَ: يا مَسروقُ لِمَ لا تَأكُلُ؟ فَقُلتُ: يا سَيِّدي أنَا صائِمٌ، وأنَا أذكُرُ شَيئا. فَقالَ: اُذكُر ما بَدا لَكَ. فَقُلتُ: أعوذُ بِاللّهِ أن تَكونوا مُختَلِفينَ، دَخَلتُ عَلَى الحُسَينِ عليه السلام فَرَأَيتُهُ يَنتَظِرُ الإِفطارَ، ودَخَلتُ عَلَيكَ وأنتَ عَلى هذِهِ الصِّفَةِ

مستدرك الوسائلـ به نقل از مسروق ـ: روز عرفه بر امام حسين عليه السلام درآمدم، در حالى كه كاسه هاى سَويق، ۳ جلوى ايشان و يارانش قرار داشت و قرآن ها هم در دامن هايشان بود و منتظر افطار بودند. از او مسئله اى پرسيدم. پاسخ گرفتم و بيرون آمدم و بر امام حسن عليه السلام درآمدم، در حالى كه مردم بر سفره هايى كه غذاهاى آماده بر آن نهاده بودند، درمى آمدند و مى خوردند و مى بُردند. ايشان، ديد كه حالم دگرگون است. فرمود: «اى مسروق! چرا نمى خورى؟». گفتم: اى سَرور من! روزه دارم و چيزى را مى خواهم بگويم. فرمود: «هر چه مى خواهى، بگو». گفتم: پناه مى بريم به خدا از اين كه شما (حسن و حسين عليهماالسلام) با هم اختلاف داشته باشيد. بر حسين عليه السلام درآمدم و ديدم كه منتظر افطار است و بر شما درآمدم و در چنين

۱.العتيد: الشيء الحاضر المهيّأ (الصحاح: ج 2 ص 505 «عتد»).
۲.مستدرك الوسائل: ج 7 ص 528 ح 8820 نقلاً عن كتاب التعازي.
۳.غذايى كه از آرد جو و گندم تهيّه مى شود.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:لِكُلِّ شَيءٍ عِمادٌ، وَعِمادُ هذا الدِّينِ الفِقهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزى را تكيه گاهى است و تكيه گاه اين دين، فهم دقيق است.
۱.بحارالأنوار: 1 / 216 / 30.
عنه صلى الله عليه و آله:مَثَلُ العابِدِ الَّذي لا يَتَفَقَّهُ كَمَثَلِ الَّذي يَبني بِاللَّيلِ وَيَهدِمُ بِالنَّهارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مَثَل عابدى كه دين شناس نيست، همچون مَثَل كسى است كه شب، [بنايى] مى سازد و روز، ويران مى كند.
۱.كنز العمّال: 10 / 179 / 28930.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:حَديثٌ تَدريهِ خَيرٌ مِن ألفِ حَديثٍ تَرويهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:[اگر]حديثى را بفهمى، بهتر است از آنكه هزار حديث، [نفهميده]نقل كنى.
۱.معاني الأخبار: 2 / 3.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:يا أبا ذرٍّ، لِيَكُن لَكَ في كُلِّ شَيءٍ نِيَّةٌ صالِحَةٌ، حتّى في النَّومِ والأكلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى ابوذر! بايد در هر كارى انگيزه اى نيكو داشته باشى، حتى در خوابيدن و خوردن.
۱.مكارم الأخلاق: 2 / 370 / 2661.
عنه صلى الله عليه و آله:ما أخْلَصَ عَبدٌ للّهِ عز و جل أربَعينَ صَباحا إلاّ جَرَتْ يَنابِيعُ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ على لِسانِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى چهل بامداد براى خدا اخلاص نورزيد، مگر آنكه چشمه هاى حكمت از دلش به زبانش جارى شد.
۱.عيون أخبار الرضا: 2 / 69 / 321.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أفضلُ المؤمِنينَ إيمانا مَن كانَ للّهِِ أخذُهُ وَعَطاهُ وَسُخطُهُ وَرِضاهُ. ۱
امام على عليه السلام:ارزشمندترين مؤمنان از نظر باورهاى دينى كسى است كه داد و ستد و خشم و خشنودى اش براى خدا باشد.
۱.غرر الحكم: 3278.
المناقِب:لَمّا أدرَكَ [أميرُ المؤمنينَ عليه السلام] عَمرَو بنَ عَبدِ وَدٍّ لَم يَضرِبهُ، فَوقَعوا في عليٍّ عليه السلام، فَرَدَّ عَنهُ حُذَيفَةُ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: مَهْ يا حُذَيفَةُ! فإنَّ علِيّا عليه السلامسَيَذكُرُ سَبَبَ وَقفَتِهِ. ثُمَّ إنّهُ ضَرَبَهُ، فلَمّا جاءَ سألَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله عن ذلكَ، فَقالَ: قَد كانَ شَتَمَ اُمّي وَتَفَلَ في وَجهي، فخَشِيتُ أن أضرِبَهُ لِحَظِّ نَفسي، فتَرَكتُهُ حتّى سَكَنَ ما بِي، ثُمَّ قَتَلْتُهُ في اللّهِ. ۱
المناقِب:زمانى كه امير مؤمنان، عمرو بن عبد وُدّ را در چنگ خود، گرفتار كرد، او را نكشت. جمعى، زبان به نكوهش على عليه السلامگشودند. حذيفه به دفاع از او برخاست. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آرام باش اى حذيفه! به زودى على علّت درنگ خود را خواهد گفت». آن گاه، على عليه السلام عمرو را كُشت. وقتى برگشت، پيامبر صلى الله عليه و آله علّت درنگش را جويا شد. گفت: «او مادرم را دشنام داد و به صورتم آب دهان انداخت و من ترسيدم اگر او را بكشم، براى دلخوشى خودم باشد. از اين رو، رهايش كردم تا خشمم فرونشيند. سپس او را به خاطر خدا كشتم».
۱.المناقب لابن شهرآشوب: 2 / 115.
فاطمةُ عليهاالسلام:مَن أصعَدَ إلَى اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ أهبَطَ اللّهُ عز و جلإليهِ أفضَلَ مَصلَحَتِهِ. ۱
فاطمه عليهاالسلام:هر كه عبادت ناب و خالصانه خود را به درگاه خدا فرا برَد، خداوند عز و جل، بهترين كارى را كه به صلاح اوست، برايش فرو فرستد.
۱.عدة الداعي: 218.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:العَمَلُ الخالِصُ: الّذي لا تُريدُ أنْ يَحْمَدَكَ عَلَيهِ أحَدٌ إلاّ اللّهُ عز و جل. ۱
امام صادق عليه السلام:عمل خالص، آن است كه نخواهى كسى جز خداى عز و جل، تو را بر انجام دادن آن بستايد.
۱.الكافي: 2 / 16 / 4.
بحار الأنوار في قصّةِ موسى وشُعيبٍ عليهماالسلام:فَلَمّا دَخَلَ على شُعَيبٍ إذا هُوَ بالعَشاءِ مُهَيّأٌ، فَقالَ لَهُ شُعَيبٌ: اجلِس يا شابُّ فتَعَشَّ، فقالَ لَهُ موسى: أعوذُ باللّهِ! قالَ شُعيبٌ: ولِمَ ذاكَ؟ ألَستَ بجائِعٍ؟ قالَ: بَلى، وَلكن أخافُ أن يَكونَ هذا عِوَضاً لِما سَقَيتُ لَهُما، وَأنا مِن أهلِ بَيتٍ لا نَبيعُ شَيئاً مِن عَمَلِ الآخِرَةِ بِمِل ءِ الأرضِ ذَهَباً، فقالَ لَهُ شُعَيبٌ: لا وَاللّهِ يا شابُّ، وَلكِنّها عادَتي وَعادَةُ آبائي: نُقْري الضَّيفَ وَنُطعِمُ الطَّعامَ. قالَ: فجَلَسَ موسى يَأكُلُ. ۱
بحار الأنوار:در داستان موسى و شعيب عليهماالسلام آمده است: زمانى كه موسى نزد شعيب رفت، شعيب، آماده خوردن شام بود. پس به موسى گفت: اى جوان! بنشين شام بخور. موسى گفت: پناه بر خدا! شعيب گفت: چرا؟ مگر گرسنه نيستى؟ موسى گفت: چرا؛ امّا مى ترسم اين پاداشِ آبى باشد كه به دخترانت دادم. من از خاندانى هستم كه اگر همه زمين پُر از طلا شود، كمترين كار آخرت را به آن نمى فروشيم. شعيب گفت: اى جوان! به خدا اين پاداش آن كار تو نيست؛ بلكه عادت ما و پدران ما، ميهمان نوازى و اطعام است. در اين هنگام، موسى نشست و شام خورد.
۱.بحارالأنوار: 13 / 21.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:وَاعلَم أنَّ اللّهَ يُحِبُّ البَصَرَ النّافِذَ عِندَ مَجيءِ الشَّهَواتِ، وَالعَقلَ الكامِلَ عِندَ نُزولِ الشُّبُهاتِ، وَيُحِبُّ السَّماحَةَ وَلَو عَلى تَمَراتٍ، ويُحِبُّ الشَّجاعَةَ ولَو عَلى قَتلِ حَيَّةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بدان كه خداوند، ديده تيزبين به هنگام در رسيدن شهوتها و عقل كامل به هنگام فرود آمدن شبهات را دوست دارد. همچنين خداوند، بخشش را ـ گرچه به چند دانه خرما باشد ـ و دلاورى را ـ گرچه به كُشتن مارى باشد ـ دوست دارد.
۱.مسند الشهاب: 2 / 152 / 1080.
الإمامُ عليٌّ:شَجاعَةُ الرَّجُلِ عَلى قَدرِ هِمَّتِهِ، وَغَيرَتُهُ عَلى قَدرِ حَمِيَّتِهِ. ۱
امام على:شجاعت مرد، به قدر همّت اوست و غيرتش، به قدر تن ندادن او به ذلّت.
۱.غرر الحكم: 5763.
الإمامُ الحسنُ عليه السلام ـ وَقَد سُئلَ عَنِ الشَّجاعَةِ ـ:مُواقَفَةُ الأقرانِ، وَالصَّبرُ عِندَ الطِّعانِ. ۱
امام حسن عليه السلام ـ در پاسخ به اين سؤال كه شجاعت چيست؟ ـ:ايستادگى در برابر هماوردان و پايدارى در نبرد است.
۱.تحف العقول: 226.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:مَن نَصَبَ نَفسَهُ للنّاسِ إماما فليَبدأ بِتَعليمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعليمِ غَيرِهِ، وَليَكُن تأديبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبلَ تأديبِهِ بِلِسانِهِ، وَمُعَلِّمُ نَفسِهِ وَمُؤدِّبُها أحَقُّ بالإجلالِ من مُعَلِّمِ النّاسِ وَمُؤدِّبِهِم. ۱
امام على عليه السلام:هر كه خود را در مقام پيشوايى مردم قرار دهد، بايد پيش از تعليم ديگران، به تعليم خود بپردازد و پيش از آنكه با زبانش تربيت كند، با رفتار خود، تربيت نمايد و كسى كه آموزگار و مربّى خود باشد، بيشتر سزاوار بزرگداشت است تا كسى كه [پيش از خودسازى]آموزگار و مربّى ديگران باشد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 73.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما أخلَصَ عَبدٌ للّهِِ عز و جل أربَعينَ صَباحاً إلّا جَرَت يَنابيعُ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ عَلى لِسانِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى چهل روز براى خدا اخلاص نمى ورزد، مگر آن كه چشمه هاى حكمت، از دلش به زبانش جارى مى شوند.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 69 ح 321 عن دارم بن قبيصة النهشلي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 70 ص 242 ح 10؛ الزهد لابن المبارك: ص 359 ح 1014 عن مكحول و ج 5 ص 189 عن أبي أيّوب الأنصاري نحوه.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۵۲