فیلترها
نتایج جستجو برای «جبر»: ۲۳۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
بحار الأنوارـ در مناجاتى كه جبرئيل عليه السلام براى پيامبر خدا به ارمغان آورد ـ: بار خدايا! گناهان مرا با توبه پاك كن و با پذيرش توبه، عيب هايم را شستشو ده و آن را صيقل دهنده زنگارهاى دل، و تيزبينى خرد قرار ده.
الإمام الصادق عليه السلام:دِعامَةُ الإِنسانِ العَقلُ، وَالعَقلُ مِنهُ الفِطنَةُ وَالفَهمُ وَالحِفظُ وَالعِلمُ، وبِالعَقلِ يَكمُلُ، وهُوَ دَليلُهُ ومُبصِرُهُ ومِفتاحُ أمرِهِ، فَإِذا كانَ تَأييدُ عَقلِهِ مِنَ النّورِ كانَ عالِمًا حافِظًا ذاكِرًا فَطِنًا فَهِمًا، فَعَلِمَ بِذلِكَ كَيفَ ولِمَ وحَيثُ، وعَرَفَ مَن نَصَحَهُ ومَن غَشَّهُ، فَإِذا عَرَفَ ذلِكَ عَرَفَ مَجراهُ ومَوصولَهُ ومَفصولَهُ، وأخلَصَ الوَحدانِيَّةَ لِلّهِ وَالإِقرارَ بِالطّاعَةِ، فَإِذا فَعَلَ ذلِكَ كانَ مُستَدرِكًا لِما فاتَ، ووارِدًا عَلى ما هُوَ آتٍ، يَعرِفُ ما هُوَ فيهِ ولِأَيِّ شَيءٍ هُوَ هاهُنا، ومِن أينَ يَأتيهِ، وإلى ما هُوَ صائِرٌ، وذلِكَ كُلُّهُ مِن تَأييدِ العَقلِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خرد، پشتيبان آدمى است و از خرد، زيركى، فهم، حفظ و دانش، سرچشمه مى گيرد. با خرد، آدمى به كمال مى رسد و خرد، راهنماى انسان، بينا كننده و گشاينده كارهاى اوست.
اگر خرد با روشنى تقويت شود، آدمى، دانشمند، حافظ، اهل ذكر، زيرك و فهيم خواهد بود و پاسخِ چگونه، چرا و كجا را خواهد دانست و خيرخواهان را از دغلكاران، باز خواهد شناخت.
اگر اينها را دانست، مسير حركت را مى شناسد و مى داند كه با چه كسانى ارتباط برقرار كند و با چه كسانى قطع رابطه نمايد و به توحيدِ خالص مى رسد
و به طاعت [از خداوند] اقرار مى كند.
اگر چنين شد، از دست رفته ها را جبران مى كند، در آينده به كارهاى شايسته رو مى آورد، موقعيت خويش را درك مى نمايد و مى داند كه چرا در دنيا زندگى مى كند و از كجا آمده است و به
۱.الكافي: ج 1 ص 25 ح 23، علل الشرائع: ص 103 ح 2 عن الحسن بن محبوب عن بعض أصحابه، بحار الأنوار: ج 1 ص 90 ح 17.
الإمام عليّ عليه السلام:هَبَطَ جَبرَئيلُ عَلى آدَمَ عليه السلام فَقالَ: يا آدَمُ، إنّي اُمِرتُ أن اُخَيِّرَكَ واحِدَةً مِن ثَلاثٍ، فَاختَرها ودَعِ اثنَتَينِ.
فَقالَ لَهُ آدَمُ: يا جَبرَئيلُ، ومَا الثَّلاثُ؟
فَقالَ: العَقلُ وَالحَياءُ وَالدّينُ.
فَقالَ آدَمُ: إنّي قَدِ اختَرتُ العَقلَ.
فَقالَ جَبرَئيلُ لِلحَياءِ وَالدّينِ: اِنصَرِفا ودَعاهُ.
فَقالا: يا جَبرَئيلُ، إنّا اُمِرنا أن نَكونَ مَعَ العَقلِ حَيثُ كانَ.
قالَ: فَشَأنـُكُما، وعَرَجَ. ۱
امام على عليه السلام:جبرئيل بر آدم عليه السلام فرود آمد و گفت: اى آدم! من مأمور شده ام كه تو را ميان سه چيز، مخيّر سازم. يكى را برگزين و دو تا را رها كن.
آدم گفت: «اى جبرئيل! آن سه چيست؟».
گفت: خرد، آزرم و دين.
آدم گفت: «خرد را برگزيدم».
آن گاه جبرئيل، به آزرم و دين، رو كرد و گفت:
برويد و او را رها كنيد.
آن دو گفتند: اى جبرئيل! ما مأموريم كه هميشه با خرد همراه باشيم.
گفت: خود مى دانيد، و بالا رفت.
۱.الكافي: ج 1 ص 10 ح 2، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 416 ح 5906، الخصال: ص 102 ح 59، الأمالي للصدوق: ص 770 ح 1043 كلّها عن الأصبغ بن نباتة، روضة الواعظين: ص 7، كنز الفوائد: ج 1 ص 56 وراجع: الاختصاص: ص 245 و بحار الأنوار: ج 1 ص 86 ح 8.
ربيع الأبرار عن أنس:قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، الرَّجُلُ يَكونُ حَسَنَ العَقلِ كَثيرَ الذُّنوبِ؟
قالَ: ما مِن آدَمِيٍّ إلاّ ولَهُ ذُنوبٌ وخَطايا يَقتَرِفُها، فَمَن كانَت سَجِيَّتُهُ العَقلَ وغَريزَتُهُ اليَقينَ لَم تَضُرَّهُ ذُنوبُهُ.
قيلَ: كَيفَ ذلِكَ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: لِأَنَّهُ كُلَّما أخطَأَ لَم يَلبَث أن تَدارَكَ ذلِكَ بِتَوبَةٍ ونَدامَةٍ عَلى ما كانَ مِنهُ، فَيَمحو ذُنوبَهُ، ويَبقى لَهُ فَضلٌ يَدخُلُ بِهِ الجَنَّةَ. ۱
ربيع الأبرارـ به نقل از اَنَس ـ: سؤال شد: اى پيامبر خدا! ممكن است مردى از خردى نيكو برخوردار باشد و گناهان بسيار داشته باشد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هيچ انسانى نيست، مگر اين كه گناهان و لغزش هايى را مرتكب شده است. پس هر كه سرشتش خردمندى و نهادش يقين باشد، گناهانْ بدو آسيبى نمى رسانند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! چگونه ممكن است؟
فرمود: «زيرا [خردمند] هر گاه مرتكب لغزشى گردد، آن را با توبه و پشيمانى جبران مى كند و گناهانش را پاك مى گرداند و برايش خوبى باقى مى ماند كه با آن، وارد بهشت مى گردد».
۱.ربيع الأبرار: ج 3 ص 137؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 62 وليس فيه «ويبقى له فضل.»، تيسير المطالب: ص 147 نحوه.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا.
يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ!
وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ
امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى.
اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد.
پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى.
آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است:
«اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،
مستدرك الوسائل:قالَ جَبرَئيلُ عليه السلام لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ: أعطَيتُ اُمَّتَكَ ما لم اُعطِهِ اُمَّةً مِنَ الاُمَمِ.
فَقالَ: وما ذاكَ يا جَبرَئيلُ؟
قالَ: قَولُهُ تَعالى: «فاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» ، ولَم يَقُل هذِهِ لِأَحَدٍ مِنَ الاُمَمِ. ۱
مستدرك الوسائل:جبرئيل عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خداى متعال مى فرمايد: «به امّت تو چيزى عطا كرده ام كه به هيچ امّتى عطا نكرده ام».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آن چيست، اى جبرئيل؟
گفت: «اين فرموده او: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» ، و اين را به هيچ يك از امّت ها نفرموده است».
۱.مستدرك الوسائل: ج 5 ص 286 ح 5871 نقلاً عن مجموعة الشهيد قدس سره.
الإمام المهدي عليه السلام:إلهي وأسأَ لُكَ بِاسمِكَ. أن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ. وتُغنِيَ فَقري، وتَجبُرَ كَسري، وتُحيِيَ فُؤادي بِذِكرِكَ. ۱
امام مهدى عليه السلام:معبودا! به نام تو از تو درخواست مى كنم. كه بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرستى. و نيازمندى مرا به بى نيازى مبدّل سازى، و شكستگى ام را ببندى، و دلم را به ياد خودت زنده دارى.
۱.مُهج الدعوات: ص 343، بحار الأنوار: ج 95 ص 273 ح 34.
صحيح مسلم عن معاوية:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ عَلى حَلقَةٍ مِن أصحابِهِ فَقالَ: ما أجلَسَكُم؟ قالوا: جَلَسنا نَذكُرُ اللّهَ ونَحمَدُهُ عَلى ما هَدانا لِلإِسلامِ ومَنَّ بِهِ عَلَينا.
قالَ: آللّهِ ما أجلَسَكُم إلّا ذاكَ؟ قالوا: وَاللّهِ ما أجلَسَنا إلّا ذاكَ!
قالَ: أما إنّي لَم أستَحلِفكُم تُهمَةً لَكُم، ولكِنَّهُ أتاني جِبريلُ فَأَخبَرَني أنَّ اللّهَ عز و جليُباهي بِكُمُ المَلائِكَةَ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از معاويه ـ: پيامبر خدا بر حلقه اى از يارانش گذشت. فرمود: «براى چه گِرد هم نشسته ايد؟».
گفتند: نشسته ايم و خدا را ياد مى كنيم و او را بر نعمت اسلام كه به ما داد و ما را بِدان ره نمون شد، سپاس مى گوييم.
فرمود: «شما را به خدا، فقط براى همين نشسته ايد؟».
گفتند: به خدا كه فقط براى همين نشسته ايم!
فرمود: «بدانيد كه من، از سرِ بدگمانى به شما سوگندتان ندادم؛ بلكه جبرئيل عليه السلام نزدم آمد و مرا خبر داد كه خداوند عز و جل به وجود شما بر فرشتگان مباهات مى كند».
۱.صحيح مسلم: ج 4 ص 2075 ح 40، سنن الترمذي: ج 5 ص 460 ح 3379، سنن النسائي: ج 8 ص 249، مسند ابن حنبل: ج 6 ص 14 ح 16835، صحيح ابن حبّان: ج 3 ص 96 ح 813، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 74 ح 18، كنز العمّال: ج 1 ص 437 ح 1883.
عنه صلى الله عليه و آله:نَزَلَ جَبرَئيلُ عليه السلام إلَيَّ، وقالَ لي: يا مُحَمَّدُ! رَبُّكَ يُقرِئُكَ السَّلامَ، ويَقولُ لَكَ: كُلُّ ساعَةٍ تَذكُرُني فيها فَهِيَ لَكَ عِندي مُدَّخَرَةٌ، وكُلُّ ساعَةٍ لا تَذكُرُني فيها فَهِيَ مِنكَ ضائِعَةٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام بر من فرود آمد و گفت: اى محمّد! پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى فرمايد: «هر لحظه اى كه در آن [مرا] ياد مى كنى، آن لحظه براى تو در نزد من ذخيره مى شود، و هر لحظه اى كه در آن ياد من نكنى، آن لحظه از تو تباه شده است».
۱.إرشاد القلوب: ص 49.
عنه صلى الله عليه و آله:بِئسَ العَبدُ عَبدٌ تَخَيَّلَ وَاختالَ ونَسِيَ الكَبيرَ المُتعالِ، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ تَجَبَّرَ وَاعتَدى ونَسِيَ الجَبّارَ الأَعلى، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ سَها ولَها ونَسِيَ المَقابِرَ والبِلى، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ عَتا وطَغى ونَسِيَ المُبتَدا وَالمُنتَهى، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ يَختِلُ الدُّنيا بِالدِّينِ ۱، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ يَختِلُ الدِّينَ بِالشُّبُهاتِ، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ طَمَعٌ يَقودُهُ، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ هَوىً يُضِلُّهُ، بِئسَ العَبدُ عَبدٌ رَغَبٌ يُذِلُّهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بد بنده اى است بنده اى كه خودبين و متكبّر باشد و خداى بزرگ و بلندمرتبه را فراموش كند. بد بنده اى است آن بنده اى كه گردن فراز و متجاوز باشد و خداى جبّار والا را فراموش كند. بد بنده اى است آن بنده اى كه فراموشكار و غافل باشد و قبرستان و پوسيده شدن [جسم خود] را فراموش كند. بد بنده اى است آن بنده اى كه سركشى و طغيان كند و آغاز و فرجام [خود] را فراموش كند. بد بنده اى است آن بنده اى كه دين را وسيله رسيدن به دنيا قرار دهد. بد بنده اى است آن بنده اى كه با شبههها در كمين دين بنشيند. بد بنده اى است آن بنده اى كه طمع، جلودار او باشد. بد بنده اى است آن بنده اى كه هوس، گم راهش كند. بد بنده اى است آن بنده اى كه خواهش، خوارش كند.
۱.يَختِلُ الدّنيا بالدّين: أي يطلب الدنيا بعمل الآخرة؛ يقال: خَتَلَهُ يَختِله؛ إذا خَدَعَهُ وراوغَهُ (النهاية: ج 2 ص 9 «ختل»).
۲.سنن الترمذي: ج 4 ص 632 ح 2448، المعجم الكبير: ج 24 ص 156 ح 401، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 351 ح 7885، شُعب الإيمان: ج 6 ص 287 ح 8181 كلّها عن أسماء بنت عميس الخثعميّة نحوه، كنز العمّال: ج 16 ص 97 ح 44054 وراجع النوادر للراوندي: ص 145 ح 198.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كانَ جَبرَئيلُ عليه السلام إذا جاءَني بِالوَحيِ أوَّلَ ما يُلقي عَلَيَّ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام هر گاه برايم وحى مى آورد، نخستين چيزى كه بر من مى افكند، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بود.
۱.سنن الدارقطني: ج 1 ص 305 ح 13 عن ابن عمر.
الدرّ المنثور عن ابن عبّاس:أوَّلُ ما نَزَلَ جِبريلُ عليه السلام عَلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله قالَ لَهُ جِبريلُ عليه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ» يا مُحَمَّدُ، يَقولُ: اِقرَأ بِذِكرِ اللّهِ، وَ «اللَّهِ» ذُو الاُلوهِيَّةِ وَالمَعبودِيَّةِ عَلى خَلقِهِ أجمَعينَ، وَ «الرَّحْمَـنِ» الفَعلانِ مِنَ الرَّحمَةِ، وَ «الرَّحِيمِ» الرَّفيقُ الرَّقيقُ بِمَن أحَبَّ أن يَرحَمَهُ، وَالبَعيدُ الشَّديدُ عَلى مَن أحَبَّ أن يُضعِفَ عَلَيهِ العَذابَ. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن عبّاس ـ: نخستين بار كه جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله فرود آمد، به او گفت: «بسم اللّه» ـ اى محمّد ـ، يعنى: با نام خدا بخوان و «اللّه»، يعنى كسى كه اِلاه و معبود همه خلق است. «الرحمن»، بر وزن «فَعلان» است از رحمت، و «الرحيم»، يعنى نرم خو و مهربان است با كسى كه دوست دارد به او رحم كند، و دور و سختگير است نسبت به كسى كه دوست دارد عذابش را دو چندان سازد.
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 23 نقلاً عن ابن جريج وابن أبي حاتم.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا قَرَأَ جِبريلُ عليه السلام «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» عَلِمتُ أنَّ السّورَةَ قَد خُتِمَت. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه جبرئيل عليه السلام «بسم اللّه الرحمن الرحيم» مى گفت، مى فهميدم كه سوره [ى قبلى]پايان يافته است.
۱.معجم السفر: ص 341 ح 1143، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 355 ح 844 نحوه وكلاهما عن ابن عبّاس.
المزار الكبيرـ في ذِكرِ ما يُقالُ عِندَ الخُروجِ لِلسَّفَرِ ـ: وتَقولُ أيضا ما رُوِيَ عَن سَيِّدِنا رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّهُ قالَ: جاءَني جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: رَبُّكَ يُقرِئُكَ السَّلامَ ويَقولُ لَكَ: يا مُحَمَّدُ! مَن أرادَ مِن اُمَّتِكَ أن أحفَظَهُ في سَفَرِهِ، واُؤَدِّيَهُ سالِما، فَليَقُل: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ.
فَإِذا وَضَعتَ رِجلَكَ عَلى بابِكَ لِلخُروجِ فَقُل: بِاسمِ اللّهِ، آمَنتُ بِاللّهِ، تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ، ما شاءَ اللّهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ. ۱
المزار الكبيرـ در بيان ذكرهايى كه هنگام رفتن به سفر گفته مى شود ـ: و نيز همان چيزى را مى گويى كه از سَروَرمان، پيامبر خدا، روايت شده است كه فرمود: «جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى گويد: اى محمّد! هر كس از امّت تو كه مى خواهد در سفرش از او محافظت كنم و او را به سلامت برسانم، بگويد: به نام خداوند مهرگستر مهربان. به خدا توكّل كردم.
و آن گاه كه براى بيرون رفتن، پايت را دمِ در گذاشتى، بگو: به نام خدا. به خدا ايمان دارم. بر خدا توكّل كردم. هر چه خدا خواهد. توش و توانى نيست، مگر به مدد خدا».
۱.المزار الكبير: ص49، المزار للمفيد: ص 62 وفيه من «فإذا وضعت.»، بحار الأنوار: ج 76 ص 263 ح 57.
المصنّف، ابن ابى شيبهـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا، نزد من كه بيمار بودم، آمد و فرمود: «آيا تو را با تعويذى كه جبرئيل عليه السلام آن را به من آموخت، افسون كنم؟ تو را با نام خدا افسون مى كنم. خدا، تو را از هر دردى كه رنجت مى دهد، و از گزند دمندگان در گِره ها (جادوگران)، و از گزند هر حسودى؛ آن گاه كه حسادت ورزد، ۵ شفا مى دهد».
۱.الرُّقْيَة: العوذة التي يُرقى بها صاحب الآفة كالحُمّى والصَّرَع وغير ذلك من الآفات (النهاية: ج 2 ص 254 «رقى»).
۲.الإرْب: الدَّهاء والنُّكر (النهاية: ج 1 ص 36 «أربَ»).
۳.العُقَد: جمع عُقدة؛ وهي ما تعقِدُه الساحرة، وأصله من العزيمة (مفردات ألفاظ القرآن: ص 577 «عقد»).
۴.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 78 ح 6 وص 79 ح 16 عن أبي سعيد الخدري وج 5 ص 443 ح 6 عن عبادة بن الصامت وح 9 عن أبي سعيد الخدري وكلّها نحوه، كنزالعمّال: ج 10 ص 105 ح 28534؛ مكارم الأخلاق: ج 2 ص 246 ح 2595، بحار الأنوار: ج 95 ص 17 ح 16.
۵.يا: از گزند هر شورْچشمى، آن گاه كه چشم زخم زند.
الإمام الصادق عليه السلام:حُمَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَأتاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام فَعَوَّذَهُ، فَقالَ: بِاسمِ اللّهِ أرقيكَ يا مُحَمَّدُ، وبِاسمِ اللّهِ أشفيكَ، وبِاسمِ اللّهِ مِن كُلِّ داءٍ يُعيِيكَ، بِاسمِ اللّهِ وَاللّهُ شافيكَ، بِاسمِ اللّهِ خُذها فَلتُهَنّيكَ، بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ فَلا اُقسِمُ بِمَواقِعِ النُّجومِ، لَتَبرَأَنَّ بِإِذنِ اللّهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا، تب كرد. جبرئيل عليه السلام نزد ايشان آمد و او را افسون كرد و گفت: «به نام خدا، تو را افسون مى كنم، اى محمّد! و به نام خدا، شفايت مى دهم. به نام خدا از هر دردى كه تو را رنج مى دهد، به نام خدا و خدا، شفادهنده توست. به نام خدا، اين را بگير كه تو را به سلامت مى دارد. به نام خداوند مهرگسترِ مهربان. سوگندى نخورم به جايگاه هاى ستارگان. به خواست خدا، حتما بهبود مى يابى».
۱.الكافي: ج 8 ص 109 ح 88 عن بكر بن محمّد الأزدي، قرب الإسناد: ص 42 ح 134، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 243 ح 2585 وفيهما «يعنيك» بدل «يعييك»، طبّ الأئمّة لابني بسطام: ص 38، بحار الأنوار: ج 95 ص 65 ح 44 وراجع كنزالعمّال: ج 10 ص 71 ح 28407.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أمَّني جَبرَئيلُ عليه السلام عِندَ الكَعبَةِ، فَجَهَرَ بِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام در كنار كعبه، پيش نماز من شد و «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را با صداى بلند گفت.
۱.سنن الدارقطني: ج 1 ص 309 ح 27 عن النعمان بن بشير.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:عَلَّمَني جَبرَئيلُ عليه السلام الصَّلاةَ، فَقامَ فَكَبَّرَ لَنا، ثُمَّ قَرَأَ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» فيما يُجهَرُ بِهِ في كُلِّ رَكعَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام نماز را به من آموخت. او ايستاد و براى ما تكبير [نماز]گفت. سپس در هر ركعت از نمازهايى كه بلند خوانده مى شوند، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» را بلند گفت.
۱.سنن الدارقطني: ج 1 ص 307 ح 18 عن أبي هريرة.
تفسير القمّي عن إسماعيل الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلامـ في وَصفِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: فَلَمَّا انتَهى بِهِ إلى سِدرَةِ المُنتَهى تَخَلَّفَ عَنهُ جَبرَئيلُ عليه السلام، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «يا جَبرَئيلُ، في هذَا المَوضِعِ تَخذُلُني»؟!
فَقالَ: تَقَدَّم أمامَك، فَوَاللّهِ لَقَد بَلَغتَ مَبلَغا لَم يَبلُغهُ أحَدٌ مِن خَلقِ اللّهِ قَبلَكَ. «فَرَأَيتُ مِن نورِ رَبّي، وحالَ بَيني وبَينَهُ السُّبحَةُ».
قُلتُ: ومَا السُّبحَةُ ۱ جُعِلتُ فِداكَ؟
فَأَومَأَ بِوَجهِهِ إلَى الأَرضِ وأَومَأَ بِيَدِهِ إلَى السَّماءِ وهُوَ يَقولُ: جَلالُ رَبّي ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ۲
تفسير القمّىـ به نقل از اسماعيل جُعفى، در وصف معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «چون جبرئيل عليه السلام پيامبر صلى الله عليه و آله را به سِدرةُ المُنتهى (آخرين درخت سِدر) رساند، وا پس ايستاد. پيامبر خدا فرمود: «اى جبرئيل! در چنين جايى مرا تنها مى گذارى؟!».
[جبرئيل عليه السلام] گفت: تو پيش برو؛ زيرا به خدا سوگند، به جايى رسيده اى كه هيچ مخلوقى پيش از تو به آن جا نرسيده است. پس، از نور پروردگارم ديدم و سُبحه، ميان من و او حايل گشت».
گفتم: سُبحه ۳ چيست، فدايت شوم؟
[امام عليه السلام] با صورتش به زمين و با دستش به آسمان اشاره كرد و سه بار فرمود: «شكوهِ پروردگارم».
۱.في المصدر: «السبخة» في كلا الموضعين، والتصويب من بحار الأنوار وتفسير نور الثقلين وتفسير الصافي. وقال المجلسي قدس سره: لعلّ المراد بالسُّبْحة تنزّهه وتقدّسه تعالى؛ أي حال بيني وبينه تنزّهه عن المكان والرؤية، وإلّا فقد حصل غاية ما يمكن من القرب. قال الجزري: سُبُحات اللّه: جلالُه وعظمتُه، وهي في الأصل جمع سُبْحة (بحار الأنوار: ج 18 ص 374).
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 243، بحار الأنوار: ج 18 ص 373 ح 79.
۳.علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: شايد مراد از «سُبحه»، تنزّه و تقدّس خداوند متعال است؛ يعنى منزّه بودن او از مكان و ديده شدن، ميان من و او حايل گشت، وگرنه حدّ اعلاى قرب، حاصل شده است. جزرى مى گويد: «سُبُحات اللّه»، يعنى جلال و عظمت خداوند. سُبحات، جمع «سُبحه» است.
الاختصاص عن ابن عبّاسـ في مَسائِلِ عَبدِ اللّهِ بنِ سَلّامٍ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ: فَأَخبِرني عَن جَبرَئيلَ في زِيِّ الإِناثِ أم في زِيِّ الذُّكورِ؟
قالَ صلى الله عليه و آله: في زِيِّ الذُّكورِ لَيسَ في زِيِّ الإِناثِ.
قالَ: فَأَخبِرني ما طَعامُهُ وشَرابُهُ؟
قال: طَعامُهُ التَّسبيحُ، وشَرابُهُ التَّهليلُ ۱. قالَ: صَدَقتَ يا مُحَمَّدُ. ۲
الاختصاصـ به نقل از ابن عبّاس، در باره پرسش هاى عبد اللّه بن سلّام از پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: [عبد اللّه پرسيد:]مرا از جبرئيل، خبر ده كه آيا در هيئت زنان است يا در هيئت مردان؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «در هيئت مردان است، نه در هيئت زنان».
گفت: مرا از خوراك و نوشاكش خبر ده.
فرمود: «خوراكش سبحان اللّه است، و نوشاكش لا إله إلّا اللّه». ۳
گفت: درست گفتى، اى محمّد!
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۳۲