فیلترها
نتایج جستجو برای «حدیث»: ۲۲۹ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را آفريد. سپس او را به سخن آورد و او پاسخ داد. آن گاه خداوند [به خرد]فرمود: «سوگند به عزّت و جلالم كه آفريده اى دوست داشتنى تر از تو نيافريدم؛ به وسيله تو مى گيرم و به وسيله تو مى بخشم. به جلالم سوگند كه تو را در هر كه دوست بدارم، كامل مى سازم و در هر كس كه مبغوض بدارم، ناقص مى گذارم».
الإمام عليّ عليه السلامـ في حَديثِ المِعراجِ ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمَدُ، اِستَعمِل عَقلَكَ قَبلَ أن يَذهَبَ، فَمَنِ استَعمَلَ عَقلَهُ لا يُخطِئُ ولا يَطغى.
۱
امام على عليه السلامـ در حديث معراج به نقل از خداوند متعال ـ: اى احمد! پيش از آن كه خردت از دست برود، آن را به كار گير. هر آن كس كه خردش را به كار گيرد، نمى لغزد و طغيان نمى ورزد.
۱.إرشاد القلوب: ص 199 ـ 205، بحار الأنوار: ج 77 ص 29 ح 6.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ حديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است." data-tip="امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.">۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
الإمام الصادق عليه السلام:أفضَلُ طَبائِعِ العَقلِ العِبادَةُ، وأوثَقُ الحَديثِ لَهُ العِلمُ، وأجزَلُ حُظوظِهِ الحِكمَةُ، وأفضَلُ ذَخائِرِهِ الحَسَناتُ. ۱
امام صادق عليه السلام:بهترين سرشتِ خردمندى، عبادت است، محكم ترين سخن برايش دانش است، بزرگ ترين بهره مندى اش حكمت است، و برترين ذخيره هايش خوبى هاست.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 24.
الإمام الصادق عليه السلام:الرِّجالُ ثَلاثَةٌ: عاقِلٌ وأحمَقُ وفاجِرٌ. فَالعاقِلُ إن كُلِّمَ أجابَ، وإن نَطَقَ أصابَ، وإن سَمِعَ وَعى. وَالأَحمَقُ إن تَكَلَّمَ عَجِلَ، وإن حَدَّثَ ذَهَلَ، وإن حُمِلَ عَلَى القَبيحِ فَعَلَ. وَالفاجِرُ إنِ ائتَمَنتَهُ خانَكَ، وإن حَدَّثتَهُ شانَكَ. ۱
امام صادق عليه السلام:انسان ها بر سه گروه اند: خردمند، احمق و بدكار. خردمند، كسى است كه اگر از او بپرسند، پاسخ مى دهد، اگر سخن بگويد، به درستى سخن مى گويد، و اگر گوش كند، استفاده مى برد. احمق، آن است كه اگر تكلّم كند، شتاب مى نمايد؛ اگر حديث بگويد، فراموش مى كند، و اگر بر كار زشت وا داشته شود، آن را انجام مى دهد. بدكار، كسى است كه اگر او را امين بشمارى، خيانت مى ورزد، و اگر با او سخن بگويى، از تو بدگويى مى كند.
۱.تحف العقول: ص 323، بحار الأنوار: ج 78 ص 237 ح 74.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا أرَدتَ أن تَختَبِرَ عَقلَ الرَّجُلِ في مَجلِسٍ واحِدٍ فَحَدِّثهُ في خِلالِ حَديثِكَ بِما لا يَكونُ، فَإِن أنكَرَهُ فَهُوَ عاقِلٌ، وإن صَدَّقَهُ فَهُوَ أحمَقُ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه خواستى خرد انسانى را در يك نشستْ بيازمايى، در لا به لاى سخنت به امرى محال اشاره كن. اگر انكار كرد، خردمند است و اگر تصديق كرد، احمق است.
۱.الاختصاص: ص 245، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 28.
عنه عليهالسلام: أفضَلُ طَبائِعِ العَقلِ العِبادَةُ، وأوثَقُ الحَديثِ لَهُ العِلمُ، وأجزَلُ حُظوظِهِ الحِكمَةُ، وأفضَلُ ذَخائِرِهِ الحَسَناتُ. ۱
امام صادق عليهالسلام: برترين سرشت خرد، بندگى [خدا]است، و محكمترين سخن برايش دانش است، و برترين بهرهاش حكمت است، و بيشترين ذخيرهاش خوبىهايند.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 24.
الإمام الصادق عليه السلام:يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يَكونَ صَدوقًا لِيُؤمَنَ عَلى حَديثِهِ، وشَكورًا لِيَستَوجِبَ الزِّيادَةَ. ۱
امام صادق عليه السلام:سزاوار است كه خردمند، راستگو باشد تا به سخنش اعتماد شود، و سپاس گزار باشد تا بيشتر به دست آورد.
۱.تحف العقول: ص 364، بحار الأنوار: ج 78 ص 247 ح 70.
الكافي عن ابن القدّاح عن الإمام الصادق عليه السلام:ما مِن شَيءٍ إلّا ولَهُ حَدٌّ يَنتَهي إلَيهِ إلَا الذِّكرَ؛ فَلَيسَ لَهُ حَدٌّ يَنتَهي إلَيهِ، فَرَضَ اللّهُ عز و جل الفَرائِضَ فَمَن أدّاهُنَّ فَهُوَ حَدُّهُنَّ، وشَهرَ رَمضانَ فَمَن صامَهُ فَهُوَ حَدُّهُ، والحَجَّ فَمَن حَجَّ فَهُوَ حَدُّهُ، إلَا الذِّكرَ؛ فَإِنَّ اللّهَ عز و جللَم يَرضَ مِنه بِالقَليلِ، ولَم يَجعَل لَهُ حَدّا يَنتَهي إلَيهِ. ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ اذْكُرُواْ اللَّهَ ذِكْرًا كَثِيرًا * وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً» ۱. فَقالَ: لَم يَجعَلِ اللّهُ عز و جل لَهُ حَدّا يَنتَهي إِلَيهِ.
قالَ: وكانَ أبي عليه السلام كَثيرَ الذِّكرِ، لَقَد كُنتُ أمشي مَعَهُ وإنَّهُ لَيَذكُرُ اللّهَ،
الكافىـ به نقل از ابن قدّاح ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «هر چيزى حدّ و مرزى دارد كه در آن جا به پايان مى رسد، مگر ياد خدا كه آن را حدّ و مرزى پايان پذير نيست. خداوند عز و جل فرايض را واجب گردانيد و هر كس آنها را به جاى آورَد، همان، حدّ آنهاست. ماه رمضان را واجب گردانيد و هر كس اين ماه را روزه بدارد، همان، حدّ اوست. حج را واجب گردانيد و هر كس حج بگزارد، همان، حدّ اوست؛ بجز ياد خدا كه خداوند عز و جل به اندك از آن رضايت نداده و برايش حدّى كه در آن جا پايان پذيرد، قرار نداده است».
سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را بسيار ياد كنيد، و بام و شام، او را به پاكى بستاييد» .
سپس فرمود: «خداوند عز و جل براى ذكر، حدّى پايان پذير، قرار نداده است. پدرم [امام زين
الكافي عن عليّ بن عيسى رفعه:إنَّ موسى عليه السلام ناجاهُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى، فَقالَ لَهُ في مُناجاتِهِ: يا موسى. أكثِر ذِكري بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ تَغنَم. ۱
الكافىـ به نقل از على بن عيسى، كه سند حديث را به يكى از اهل بيت عليهم السلام رسانده است ـ: خداوند ـ تبارك و تعالى ـ با موسى عليه السلام مناجات كرد و در مناجاتش به او فرمود: «اى موسى!. شب و روز، مرا بسيار ياد كن تا سود بَرى».
۱.الكافي: ج 8 ص 42 ح 8، تحف العقول: ص 493، بحار الأنوار: ج 13 ص 335 ح 13.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمدُ، إن أحبَبتَ أن تَكونَ أورَعَ النّاسِ فَازهَد فِي الدُّنيا وَارغَب فِي الآخِرَةِ. فَقالَ: إلهي، كَيفَ أزهَدُ فِي الدُّنيا؟ فَقالَ: خُذ مِنَ الدُّنيا حَفنا مِنَ الطَّعامِ والشَّرابِ وَاللِّباسِ، ولا تَدَّخِر لِغَدٍ، ودُم عَلى ذِكري.
قالَ اللّهُ عز و جل:. يا أحمَدُ، هَل تَدري أيُّ عَيشٍ أهنَأُ وأيُّ حَياةٍ أبقى؟ قالَ: اللّهُمَّ لا.
قالَ: أمَّا العَيشُ الهَنِيءُ فَهُوَ الَّذي لا يَفتُرُ صاحِبُهُ عَن ذِكري، ولا يَنسى نِعمَتي، ولا يَجهَلُ حَقّي، يَطلُبُ رِضايَ لَيلَهُ ونَهارَهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جلفرمود: «. اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترينِ انسان ها باشى، پس به دنيا زاهد و به آخرت، راغب باش».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زاهد باشم؟
فرمود: «از دنيا مُشتى آب و غذا و لباس بردار و براى فردا اندوخته مكن و همواره به ياد من باش».
خداوند عز و جل فرمود: «. اى احمد! آيا مى دانى كه كدام زندگى، گواراتر و كدام حيات، ماندگارتر است؟».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: بار خدايا! نه.
فرمود: «زندگى گوارا، آن زندگى اى است كه صاحبش از يادكردِ من، سست نشود و نعمت مرا فراموش نكند و حقّ مرا ناديده نگيرد و شب و روز، خشنودى مرا بجويد».
۱.إرشاد القلوب: ص 199 و 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 21 و 28 ح 6.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِمَعاذِ بنِ جَبَلٍ ـ: اُوصيكَ بِتَقوَى اللّهِ، وصِدقِ الحَديثِ، وَالوَفاءِ بِالعَهدِ. وَاذكُر رَبَّكَ عِندَ كُلِّ شَجَرٍ وحَجَرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به مُعاذ بن جبل ـ: سفارش مى كنم تو را به خداپَروايى، راستگويى، وفاى به عهد. و اين كه در كنار هر درخت و سنگى به ياد پروردگارت باش.
۱.تحف العقول: ص 26، نزهه الناظر: ص 30 ح 92، إرشاد القلوب: ص 73 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 77 ص 127 ح 33 وراجع المعجم الكبير: ج 20 ص 159 ح 331 وص 175 ح 374 وشعب الإيمان: ج 1 ص 405 ح 548 والزهد لهنّاد: ج 2 ص 521 ح 1074 وص 531 ح 1092.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا مُحَمَّدُ! وَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَحابّينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَعاطِفينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَواصِلينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَوَكِّلينَ عَلَيَّ. نَعيمُهُم فِي الدُّنيا ذِكري ومَحَبَّتي ورِضائي عَنهُم. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال فرمود: «. اى محمّد! آنان كه براى من يكديگر را دوست بدارند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من به يكديگر مهر ورزند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من با يكديگر پيوند زنند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه بر من توكّل كنند، مستوجب محبّت من هستند. نعمت و خوشى آنان در دنيا، ياد من و محبّت من و خشنودى من از آنان است».
۱.إرشاد القلوب: ص 199، بحار الأنوار: ج 77 ص 22 ح 6.
الكافي عن الحسين بن بشّار عن رجل رفعهـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» قالَ ـ: هُمُ التُّجّارُ الَّذينَ لا تُلهيهِم تِجارَةٌ ولا بَيعٌ عَن ذِكرِ اللّهِ عز و جل، إذا دَخَلَ مَواقيتُ الصَّلاةِ أدَّوا إلَى اللّهِ حَقَّهُ فيها. ۱
الكافىـ به نقل از حسين بن بشّار، از مردى كه سند حديث را به يكى از اهل بيت عليهم السلام رسانده است، در باره اين سخن خداوند عز و جل: «مردانى كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» ـ: آنان، بازرگانانى هستند كه تجارت و داد و ستد، از ياد خدا بازشان نمى دارد. هر گاه وقت نماز شود، به گزاردن حقّ خدا (نماز) مى پردازند.
۱.الكافي: ج 5 ص 154 ح 21، بحار الأنوار: ج 83 ص 4.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أشرَفُ الحَديثِ ذِكرُ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پُرارج ترين سخن، ياد خداوند است.
۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 291، الاختصاص: ص 342 عن أبي عبد اللّه البرقي، بحار الأنوار: ج 77 ص 133 ح 43؛ الدرّ المنثور: ج 2 ص 692 نقلاً عن البيهقي في الدلائل، كنز العمّال: ج 15 ص 919 ح 43587 نقلاً عن أبي نصر السجزي في الإبانة.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أشرَفَ الحَديثِ ذِكرُ اللّهِ تَعالى، ورَأسَ الحِكمَةِ طاعَتُهُ، وأصدَقَ القَولِ وأبلَغَ المَوعِظَةِ وأحسَنَ القَصَصِ كِتابُ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پُرارج ترين سخن، ياد خداوند متعال است، و سرآمد حكمت [و خردمندى]، فرمان بُردارى از اوست، و راست ترين گفته و رساترين پند و نيكوترين داستان، كتاب خداست.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 402 ح 5868، الأمالي للصدوق: ص 576 ح 788 كلاهما عن أبي الصباح الكناني عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 114 ح 8.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ أحسَنَ الحَديثِ ذِكرُ اللّهِ. حديث»." data-tip="كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 521 ح 1484، أعلام الدين: ص 100 وفيه «أنصتوا إلى ذكر اللّه فإنّه أحسن الحديث».">۱
امام على عليه السلام:نيكوترين سخن، ياد خداست.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 521 ح 1484، أعلام الدين: ص 100 وفيه «أنصتوا إلى ذكر اللّه فإنّه أحسن الحديث».
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: الذِّكرُ ذِكرانِ: ذِكرٌ خالِصٌ بِمُوافَقَةِ القَلبِ، وذِكرٌ صارِفٌ ۱ يَنفي ذِكرَ غَيرِهِ. كَما قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي لا اُحصي ثَناءً عَلَيكَ؛ أنتَ كَما أثنَيتَ عَلى نَفسِكَ.
فَرَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَم يَجعَل لِذِكرِهِ مِقدارا عِندَ عِلمِهِ بِحَقيقَةِ سابِقَةِ ذِكرِ اللّهِ عز و جل لَهُ مِن قَبلِ ذِكرِهِ لَهُ، فَمَن دونَهُ أولى. فَمَن أرادَ أن يَذكُرَ اللّهَ، فَليَعلَم أنَّهُ ما لَم يَذكُرِ اللّهُ العَبدَ بِالتَّوفيقِ لِذِكرِهِ، لا يَقدِرُ العَبدُ عَلى ذِكرِهِ. ۲
مصباح الشريعةـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: ياد كردن از خدا، دو گونه است: يكى ياد كردن خالص كه با دل، سازگار و همراه است؛ و ديگرى ياد كردن صارف ۳ كه يادِ جز او را از دل مى زُدايد، چنان كه پيامبر خدا فرمود: «من، ثناى تو را شمارش نمى توانم كرد. تو چنانى كه خود در ثناى خويش گفته اى».
بنا بر اين [حتّى] پيامبر خدا، براى ياد كردن از خداوند، حدّى تعيين نكرد؛ چون به راستى مى دانست كه پيش از آن كه او به ياد خدا باشد، خداوند عز و جل به ياد او بوده و هست. پس ديگران به طريق اولى نمى توانند [براى ياد كردن از خدا، حدّى تعيين كنند]. پس هر كه مى خواهد خداى متعال را ياد كند، بايد بداند كه اگر خداوندْ توفيق ياد كردن از خود را به بنده ندهد، بنده، قادر به ياد كردن از او نيست.
مصباح الشريعةـ فيما نَسَبَهُ إلَى الإِمامِ الصّادِقِ عليه السلام ـ: حُبُّ اللّهِ إذا أضاءَ عَلى سِرِّ عَبدٍ أخلاهُ عَن كُلِّ شاغِلٍ، وكُلُّ ذِكرٍ سِوَى اللّهِ تَعالى ظُلمَةٌ. ۱
مصباح الشريعةـ در حديثى كه به امام صادق عليه السلام نسبت داده شده است ـ: عشق به خدا، هر گاه درون بنده اى را روشن گردانَد، او را از هر هوسى تهى مى كند. هر يادى جز ياد خداوند بزرگ، تاريكى است.
۱.مصباح الشريعة: ص 521، بحار الأنوار: ج 70 ص 23 ح 23.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ عز و جل:. مَن عَمِلَ بِرِضائي اُلزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: اُعَرِّفُهُ شُكرا لا يُخالِطُهُ الجَهلُ، وذِكرا لا يُخالِطُهُ النِّسيانُ، ومَحَبَّةً لا يُؤثِرُ عَلى مَحَبَّتي مَحَبَّةَ المَخلوقينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جل فرمود: «. هر كس براى خشنودى من كار كند، سه ويژگى را به او مى دهم: شُكرى را به او مى شناسانم كه جهل با آن آميخته نباشد، يادى را به او مى شناسانم كه فراموشى با آن نباشد، و محبّتى را به او مى شناسانم كه هيچ گاه محبّت به مخلوق را بر محبّت من برنگزيند».
۱.إرشاد القلوب: ص 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 28 ح 6.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۲۹