نتایج جستجو برای «زیبایی بهشتیان»: ۷ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:وَالَّذِي أَنزَلَ الكِتابَ عَلى مُحَمَّدٍ! إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ لَيَزدادُونَ جَمالاً وَحُسنا كَما يَزدادُونَ فِي الدُّنيا قَباحَةً وَهَرَما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سوگند به آن كه كتاب (قرآن) را بر محمّد فرو فرستاد، اهل بهشت پيوسته بر حُسن و زيبايى شان افزوده مى شود، همچنان كه در دنيا پيوسته زشت تر و پيرتر مى شوند.
۱.روضة الواعظين: ص 554؛ المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 75 ح 52 عن أبي هريرة من دون إسنادٍ إلى النبيّ صلى الله عليه و آله.
عنه صلى الله عليه و آله:يُبعَثُ أَهلُ الجَنَّةِ عَلى صُورَةِ آدَمَ فِي مِيلادِ ثَلاثٍ وَثَلاثِينَ سَنَةً مُردا، مُكَحَّلِينَ، ثُمَّ يُذهَبُ بِهِم إِلى شَجَرَةٍ فِي الجَنَّةِ فَيُكسَونَ مِنها، لا تَبلَى ثِيابُهُم، وَلا يَفنى شَبابُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل بهشت، در حالى برانگيخته مى شوند كه به صورت آدمى سى و سه ساله اند، صورت هايشان از مو پيراسته است و چشمانى سرمه كشيده دارند. سپس آنان را به نزد درختى در بهشت مى برند و از آن درخت بر ايشان جامه مى پوشانند. جامه هايشان هرگز كهنه نمى شود و جوانى شان هيچ گاه از بين نمى رود.
۱.حلية الأولياء: ج 3 ص 56 تفسير ابن كثير: ج 8 ص 14 كلاهما عن أنس، كنز العمّال: ج 14 ص 490 ح 39383.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن ماتَ مِن أَهلِ الجَنَّةِ مِن صَغِيرٍ أَو كَبِيرٍ دُونَ ۱ أَبناءِ ثَلاثِينَ فِي الجَنَّةِ، لا يَزِيدُونَ عَلَيها أَبَدا، وَكَذلِكَ أَهلُ النّارِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس كه بهشتى باشد و بميرد، كوچك باشد يا بزرگ، در بهشت، سى ساله خواهد بود و هرگز بر سنّ او افزوده نخواهد شد. اهل دوزخ نيز همين گونه اند.
۱.كذا في المصدر، وفي الزهد لابن المبارك: «يُردّون»، وهو الأنسب للسياق.
۲.سنن الترمذي: ج 4 ص 695 ح 2562، الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 128 ح 422 كلاهما عن أبي سعيد الخدري، كنز العمّال: ج 14 ص 480 ح 39344.
عنه صلى الله عليه و آله:يَدخُلُ أَهلُ الجَنَّةِ الجَنَّةَ جُردا، مُردا، بِيضا، جِعادا ۱، مُكَحَّلِينَ، أَبناءَ ثَلاثٍ وَثلاثِينَ، عَلى خَلقِ آدَمَ سِتُّونَ ذِراعا فِي عَرضِ سَبعِ أَذرُعٍ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل بهشت، در حالى به بهشت وارد مى شوند كه بدن ها و صورت هايى عارى از مو دارند، سيمين بَرند، موهاى سرشان پُر چين و شكن است، چشمانى سرمه كشيده دارند، سى و سه ساله اند، در هيئت آدمى هستند كه شصت گز قامت و هفت گز پهنا دارد.
۱.الجَعْدُ إذا ذهب به مذهب المدح فله معنيان مستحبّان: أحدهما: أن يكون معصوب الجوارح، شديد الأسر والخلق، غير مسترخٍ ولا مضطرب. والثاني: أن يكون شعره جَعْدا غير سَبط (تاج العروس: ج 4 ص 391 «جعد»).
۲.مسند ابن حنبل: ج 3 ص 151 ح 7938، المعجم الأوسط: ج 5 ص 318 ح 5422، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 75 ح 53، تفسير الثعلبي: ج 9 ص 209 ح 193، تفسير ابن كثير: ج 8 ص 13 كلّها عن أبي هريرة، الطبقات الكبرى: ج 1 ص 32 عن سعيد بن المسيّب وليس فيه «بيضا»، كنز العمّال: ج 14 ص 490 ح 39381.
المناقب لابن شهر آشوب:قالَت عَجُوزٌ مِنَ الأَنصارِ لِلنَّبِيِ صلى الله عليه و آله: اُدعُ لِي بِالجَنَّةِ، فَقالَ: إِنَّ الجَنَّةَ لا يَدخُلُها العُجُزُ. فَبَكَتِ المَرأَةُ، فَضَحِكَ النَّبِيُ صلى الله عليه و آله وَقالَ: أَما سَمِعتِ قَولَ اللّهِ تَعالى: «إِنَّـا أَنشَأْنَـهُنَّ إِنشَاءً * فَجَعَلْنَـهُنَّ أَبْكَارًا» ۱؟! ۲
المناقب، ابن شهرآشوب:پيرزنى از انصار به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: برايم دعا كن كه به بهشت بروم. فرمود: «پيرزنان به بهشت نمى روند». پيرزن گريست. پيامبر صلى الله عليه و آله خنديد و فرمود: «مگر نشنيده اى كه خداى بلندمرتبه مى فرمايد: «ما ايشان را پديد آورديم پديد آوردنى. پس آنان را دوشيزگان قرار داديم» ؟».
۱.الواقعة: 35 ـ 36.
۲.المناقب لابن شهرآشوب: ج 1 ص 148، بحار الأنوار: ج 16 ص 295 ح 1؛ المعجم الأوسط: ج 5 ص 357 ح 5545، تاريخ أصبهان: ج 2 ص 107 الرقم 1232 كلاهما عن عائشة، تفسير ابن كثير: ج 8 ص 9، البداية والنهاية: ج 6 ص 48 كلاهما عن الحسن وكلّها نحوه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ شُبّانٌ جُردٌ مُردٌ، لَيسَ لَهُم شَعرٌ إِلّا فِي الرَّأسِ وَالحاجِبَينِ وَأَهدابِ العَينَينِ، يَعنِي لَيسَ لَهُم شَعرُ عانَةٍ وَلا إِبطٍ، عَلى طُولِ آدَمَ، سِتُّونَ ذِراعا، وَعَلى مَولِدِ عَيسَى بنِ مَريَمَ ثَلاثَةً وَثَلاثِينَ سَنَةً، بِيضُ الأَلوانِ، خُضرُ الثِّيابِ، يَضَعُ أَحَدُهُم مائِدَةً بَينَ يَدَيهِ، فَيُقبِلُ طائِرٌ، فَيَقُولُ: يا وَلِيَ اللّهِ، أَما إِنِّي قَد شَرِبتُ مِن عَينِ السَّلسَبِيلِ، وَرَعَيتُ مِن رِياضِ الجَنَّةِ تَحتَ العَرشِ، وَأَكَلتُ مِن ثِمارِ كَذا، طَعمُ أَحَدِ الجانِبَينِ مَطبُوخٌ، وَطَعمُ الجانِبِ الآخَرِ مَشوِيٌّ، فَيَأكُلُ مِنها ما شاءَ اللّهُ. وَعَلَى الوَلِيِ سَبعُونَ حُلَّةً، لَيسَ فِيها حُلَّةٌ عَلى

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، جوانانى هستند با پيكرها و چهره هايى عارى از مو و تنها موى بدن آنها، موى سر است و ابروان و مژگان؛ يعنى در زهار و زير بغل آنها، مويى نيست. به قامت آدمى شصت گزند و به سنّ عيسى بن مريم، سى و سه ساله. بدن هايى سپيد دارند و جامه هايى سبز. در برابر هر يك از آنان، سفره اى پهن مى شود و پرنده اى مى آيد و مى گويد: اى ولىّ خدا! من از چشمه سلسبيل نوشيده ام و در باغ هاى بهشت، زير عرش، دانه بر چيده ام و از فلان ميوه ها خورده ام. يك طرف [آن پرنده]، طعم پخته دارد و طرف ديگر، طعم بريانى. پس، او از [گوشت] آن پرنده، آنچه مى خواهد، تناول مى كند. بر ولىّ [خدا]، هفتاد جامه پوشانده شده كه رنگ هر يك از آنها متفاوت با ديگرى است، و در انگشتانشان ده انگشترى است كه بر اوّلى

۱.الرعد: 24.
۲.الحِجْر: 46.
۳.الزخرف: 72.
۴.الزخرف: 71.
۵.تنبيه الغافلين: ص 80 ح 68 عن ابن عبّاس.
الإمام الباقر عليه السلام:إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ جُردٌ، مُردٌ، مُكَحَّلِينَ، مُكَلَّلِينَ، مُطَوَّقِينَ، مُسَوَّرِينَ، مُخَتَّمِينَ، ناعِمِينَ، مَحبُورِينَ، مُكرَمِينَ. ۱
امام باقر عليه السلام:بهشتيان، بدن ها و صورت هايشان عارى از موست، چشمانى سرمه كشيده دارند، تاج بر سر، طوق بر گردن، دستبند در دست، و انگشترى در انگشتان خويش دارند. راحت اند، شادان اند، گرامى اند.
۱.الاختصاص: ص 358 عن جابر، بحار الأنوار: ج 8 ص 220 ح 214.