نتایج جستجو برای «سربار دیگران بودن»: ۴ حدیث
مكارم الأخلاق:ذُكِرَ عِندَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله رَجُلٌ فقيلَ لَهُ: خَيرٌ، قالوا: يا رسولَ اللّهِ، خَرَجَ مَعَنا حاجّا فإذا نَزَلنا لَم يَزَل يُهَلِّلُ حَتّى نَرتَحِلَ، فإذا ارتَحَلنا لَم يَزَل يَذكُرُاللّهَ حَتّى نَنزِلَ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: فَمَن كانَ يَكفيهِ عَلَفَ ناقَتِهِ، وَصُنعَ طَعامِهِ؟ قالوا: كُلُّنا، فَقالَ صلى الله عليه و آله: كُلُّكُم خَيرٌ مِنهُ. ۱
مكارم الأخلاق:در حضور پيامبر صلى الله عليه و آله از مردى سخن به ميان آمد و گفته شد: او آدم خوبى است. گفتند: اى پيامبر خدا! آن مرد، همسفر حجّ ما بود. هرگاه در منزلى فرود مى آمديم، پيوسته زبانش به ذكر «لا اله الا اللّه» گويا بود تا آنكه كوچ مى كرديم و در بين راه نيز همواره ذكر خدا مى گفت تا دوباره اتراق مى كرديم. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس چه كسى شترش را علوفه مى داد و غذايش را درست مى كرد؟». گفتند: همه ما. حضرت فرمود: «همه شما از او بهتريد».
۱.مكارم الأخلاق: 1 / 564 / 1955.
مكارم الأخلاق:رُوِيَ عنِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله أنَّهُ أمَرَ أصحابَهُ بِذَبحِ شاةٍ في سَفَرٍ، فَقالَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ: عَلَيَّ ذَبحُها، وَقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ سَلخُها، وَقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ قَطعُها، وَقالَ الآخَرُ: عَلَيَّ طَبخُها، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أنا ألقُطُ لَكُمُ الحَطَبَ! فَقالوا: يا رَسولَ اللّهِ، لا تَتعَبَنَّ بِآبائنا واُمَّهاتِنا أنتَ! نَحنُ نَكفِيكَ. قالَ صلى الله عليه و آله: عَرَفتُ أنَّكُم تَكفوني، وَلكِنَّ اللّهَ عز و جليَكرَهُ مِن عَبدِهِ إذا كانَ مَعَ أصحابِهِ أن يَنفَرِدَ مِن بَينِهِم، فقامَ صلى الله عليه و آلهيَلقُطُ الحَطَبَ لَهُم. ۱
مكارم الأخلاق:نقل شده كه پيامبر خدا در سفرى به ياران خود دستور داد گوسفندى ذبح كنند. يكى از آنها گفت: من ذبح مى كنم. ديگرى گفت: من پوست مى كَنم. سومى گفت: من گوشتش را خُرد مى كنم. چهارمى گفت: من آن را مى پزم. پيامبر خدا فرمود: «من هم براى شما هيزم جمع مى كنم». يارانش گفتند: نبايد به زحمت بيفتى، پدران و مادرانمان فدايت! مابه جاى شما كار مى كنيم. پيامبر خدا فرمود: «مى دانم كه شما به جاى من كار مى كنيد، امّا خداوند عز و جل خوش ندارد كه بنده اش با عدّه اى از دوستان و همسفران خود باشد و گوشه اى بنشيند و كار نكند». پس، آن حضرت برخاست و شروع به جمع آورى هيزم كرد.
۱.مكارم الأخلاق: 1 / 536 / 1867.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ لِقَومٍ أصِحّاءَ جالِسينَ في زاوِيَةِ المَسجِدِ ـ:مَن أنتُم؟ قالوا: نحنُ المُتَوَكِّلونَ. قالَ عليه السلام: لا، بَل أنتُمُ المُتَأكِّلَةُ، فإن كُنتُم مُتَوَكِّلينَ فما بَلَغَ بِكُم تَوَكُّلُكُم؟ قالوا: إذا وَجَدنا أكَلنا، وإذا فَقَدنا صَبَرنا. قالَ عليه السلام: هكَذا تَفعَلُ الكِلابُ عِندَنا! قالوا: فما نَفعَلُ؟ قالَ: كمانَفعَلُ. قالوا: كَيفَ تَفعَلُ؟ قالَ عليه السلام: إذا وَجَدنا بَذَلنا، وإذا فَقَدنا شَكَرنا. ۱
امام على عليه السلام ـ ايشان عدّه اى را ديد كه با آنكه سالم و تندرست اند، در گوشه مسجد نشسته اند. فرمود:«شما كيستيد؟». گفتند: ما توكّل كنندگانيم. حضرت فرمود: «نه، بلكه شما مفتخورانيد. اگر به راستى توكّل كننده ايد، توكّلتان شما را به كجا رسانده است؟». گفتند: اگر چيزى بيابيم، مى خوريم و اگر هم نيابيم، صبر مى كنيم. فرمود: «سگهاى ما نيز همين كار را مى كنند!». گفتند: پس چه كنيم؟ فرمود: «همان كارى كه ما مى كنيم». گفتند: شما چه مى كنيد؟ فرمود: «اگر چيزى بيابيم، مى بخشيم و اگر نيابيم، شكر مى گوييم».
۱.مستدرك الوسائل: 11 / 220 / 12798.
المَسيحُ عليه السلام ـ لِرَجُلٍ ـ:ما تَصنَعُ؟ قالَ: أتَعَبَّدُ. قالَ: فَمَن يَعودُ عَلَيكَ؟ قالَ: أخي. قالَ: أخوكَ أعبَدُ مِنكَ. ۱
مسيح عليه السلام ـ او به مردى فرمود ـ:«چه كار مى كنى؟» گفت: عبادت پيشه كرده ام. فرمود: «پس چه كسى مخارج تو را تأمين مى كند؟». گفت: برادرم. فرمود: «برادرت از تو عابدتر است».
۱.تنبيه الخواطر: 1 / 65.