فیلترها
نتایج جستجو برای «غیب»: ۲۸۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العَقلُ نورٌ خَلَقَهُ اللّهُ لِلإِنسانِ، وجَعَلَهُ يُضيءُ عَلَى القَلبِ لِيَعرِفَ بِهِ الفَرقَ بَينَ المُشاهَداتِ مِنَ المُغَيَّباتِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خرد، نورى است كه خداوند، آن را براى انسان آفريد و وسيله روشنى بخشى دل قرار داد تا بِدان، تفاوت ديدنى ها را از ناديدنى ها باز شناسد.
۱.عوالي اللآلي: ج 1 ص 248 ح 4.
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ. ثُمَّ وَعَظَ أهلَ العَقلِ ورَغَّبَهُم فِي الآخِرَةِ فَقالَ: «وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۱ يا هِشامُ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فَقالَ تَعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنَا الاْخَرِينَ * وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَ بِالَّيْلِ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۲ وقالَ: «إنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أهْلِ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». ۳
يا
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال به وسيله خرد، حجّت ها را بر انسان ها تمام كرد. آن گاه، خردمندان را پند داد و آنان را به سوى آخرت ترغيب كرد و فرمود: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند، بهتر است. آيا نمى انديشيد؟» . اى هشام! آن گاه [خداوند] كسانى را كه خردپيشه نيستند، از عذاب خود ترسانيد و فرمود: «سپس ديگران را هلاك كرديم و در حقيقت، شما بر آنان، صبحگاهان و شامگاهان، مى گذريد. آيا به فكر فرو نمى رويد؟» .
و فرمود: «ما بر مردم اين شهر، به [سزاى]گناهى كه مى كردند، عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد، و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند، نشانه اى روشن باقى گذاشتيم» . اى هشام! خرد، با دانش همراه
۱.الأنعام: 32.
۲.الصافّات: 136 ـ 138.
۳.العنكبوت: 34 و 35.
۴.العنكبوت: 43.
۵.البقرة: 170.
۶.البقرة: 171.
۷.في المصدر «يستمع» وهو تصحيف.
۸.يونس: 42.
۹.الفرقان: 44.
۱۰.الحشر: 14.
۱۱.البقرة: 44.
۱۲.الأنعام: 116.
۱۳.لقمان: 25.
۱۴.العنكبوت: 63.
۱۵.سبأ: 13.
۱۶.ص: 24.
۱۷.غافر: 28.
۱۸.هود: 40.
۱۹.الأنعام: 37.
۲۰.المائدة: 103.
۲۱.الكافي: ج 1 ص 13 و ص 14 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 135 ح 30.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن صانَ لِسانَهُ عَنِ الغيبَةِ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، كسى است كه زبانش را از بدگويى در پشت سر ديگران، نگه بدارد.
۱.غرر الحكم: ح 1955، عيون الحكم والمواعظ: ص 21 ح 128.
عنه عليهالسلام: لَو لَم يُرَغِّبِ اللّهُ سُبحانَهُ فيطاعَتِهِ لَوَجَبَ أن يُطاعَ رَجاءَ رَحمَتِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: اگر خداوند سبحان، به طاعت خود ترغيب نمىكرد، سزاوار بود كه به اميد دستيابى به رحمت او، اطاعت شود.
۱.غرر الحكم: ح 7594، عيون الحكم والمواعظ: ص 417 ح 7081.
معانى الأخبارـ به نقل از ابو بصير ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «از خدا پروا كنيد، چنان كه حقّ پروا كردن از اوست» .
فرمود: «يعنى اين كه فرمانش بُرده شود و نافرمانى نشود، و همواره به ياد باشد و فراموش نشود، و سپاس گزارى شود و ناسپاسى نگردد».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:سَأَلَ مُوسى عليه السلام رَبَّهُ. قالَ: يا رَبِّ، أيُّ عِبادِكَ أتقى؟
قالَ: الَّذي يَذكُرُ ولا يَنسى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى عليه السلام از پروردگارش پرسيد. و گفت: اى پروردگار! پرهيزگارترينِ بندگانت كيست؟
فرمود: «كسى كه به ياد من باشد و فراموشم نكند».
۱.صحيح ابن حبّان: ج 14 ص 101 ح 6217 عن أبي هريرة، الدرّ المنثور: ج 3 ص 541 نقلاً عن كتاب العلم عن عبد اللّه بن مسعود، كنز العمّال: ج 15 ص 899 ح 43549.
عدّة الداعي عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أربَعٌ لا يُصيبُهُنَّ إلّا مؤمِنٌ: الصَّمتُ؛ وهُوَ أوَّلُ العِبادَةِ، وَالتَّواضُعُ للّهِِ سُبحانَهُ وتَعالى، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، وقِلَّةُ الشَّيءِ ـ يَعني قِلَّةَ المالِ ـ. ۱
عدّة الداعى:پيامبر خدا فرمود: «چهار چيز است كه جز مؤمن، كسى به آنها دست نمى يابد: سكوت كه آغازينْ عبادت است؛ فروتنى براى خداوند پاك و بلندمرتبه؛ ياد كردن خدا در همه حال؛ و كم چيز بودن» يعنى دارايى اندك داشتن.
۱.عدّة الداعي: ص 234، بحار الأنوار: ج 93 ص 162 ح 42.
تاريخ الطبري عن ابن عبّاس:سَأَلَ موسى عليه السلام رَبَّهُ عز و جل فَقالَ: أي رَبِّ، أيُّ عِبادِكَ أحَبُّ إلَيكَ؟
قالَ: الَّذي يَذكُرُني ولا يَنساني. ۱
تاريخ الطبرىـ به نقل از ابن عبّاس ـ: موسى عليه السلام از پروردگارش عز و جلپرسيد و گفت: اى پروردگار من! كدام بنده ات نزد تو محبوب تر است؟
فرمود: «آن كه به ياد من باشد و فراموشم نكند».
۱.تاريخ الطبري: ج 1 ص 371، الدرّ المنثور: ج 5 ص 419 نقلاً عن ابن جرير وابن المنذر وابن أبي حاتم والخطيب وابن عساكر عن ابن عبّاس؛ بحار الأنوار: ج 13 ص 281 ح 1 نقلاً عن البيضاوي.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمدُ، إن أحبَبتَ أن تَكونَ أورَعَ النّاسِ فَازهَد فِي الدُّنيا وَارغَب فِي الآخِرَةِ. فَقالَ: إلهي، كَيفَ أزهَدُ فِي الدُّنيا؟ فَقالَ: خُذ مِنَ الدُّنيا حَفنا مِنَ الطَّعامِ والشَّرابِ وَاللِّباسِ، ولا تَدَّخِر لِغَدٍ، ودُم عَلى ذِكري.
قالَ اللّهُ عز و جل:. يا أحمَدُ، هَل تَدري أيُّ عَيشٍ أهنَأُ وأيُّ حَياةٍ أبقى؟ قالَ: اللّهُمَّ لا.
قالَ: أمَّا العَيشُ الهَنِيءُ فَهُوَ الَّذي لا يَفتُرُ صاحِبُهُ عَن ذِكري، ولا يَنسى نِعمَتي، ولا يَجهَلُ حَقّي، يَطلُبُ رِضايَ لَيلَهُ ونَهارَهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جلفرمود: «. اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترينِ انسان ها باشى، پس به دنيا زاهد و به آخرت، راغب باش».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زاهد باشم؟
فرمود: «از دنيا مُشتى آب و غذا و لباس بردار و براى فردا اندوخته مكن و همواره به ياد من باش».
خداوند عز و جل فرمود: «. اى احمد! آيا مى دانى كه كدام زندگى، گواراتر و كدام حيات، ماندگارتر است؟».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: بار خدايا! نه.
فرمود: «زندگى گوارا، آن زندگى اى است كه صاحبش از يادكردِ من، سست نشود و نعمت مرا فراموش نكند و حقّ مرا ناديده نگيرد و شب و روز، خشنودى مرا بجويد».
۱.إرشاد القلوب: ص 199 و 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 21 و 28 ح 6.
عنه عليه السلامـ مِن وَصِيَّتِهِ لِابنِهِ الحَسَنِ عليه السلام ـ: كُن للّهِِ ذاكِرا عَلى كُلِّ حالٍ. ۱
امام على عليه السلامـ از سفارش ايشان به پسرش امام حسن عليه السلام ـ: در همه حال، به ياد خدا باش.
۱.الأمالي للمفيد: ص 222 ح 1، الأمالي للطوسي: ص 8 ح 8 كلاهما عن الفجيع العقيلي عن الإمام الحسن عليه السلام، بحار الأنوار: ج 93 ص 152 ح 7.
عنه عليه السلام:عَلَيكَ بِلُزومِ الحَلالِ، وحُسنِ البِرِّ بِالعِيالِ، وذِكرِ اللّهِ في كُلِّ حالٍ. ۱
امام على عليه السلام:بر تو باد چنگ زدن به حلال، خوش رفتارى با خانواده، و ياد خدا در همه حال!
۱.غرر الحكم: ح 6131، عيون الحكم والمواعظ: ص 334 ح 5693.
عنه عليه السلام:المُؤمِنُ دائِمُ الذِّكرِ، كَثيرُ الفِكرِ، عَلَى النَّعماءِ شاكِرٌ، وفِي البَلاءِ صابِرٌ. ۱
امام على عليه السلام:مؤمن، همواره به ياد خداست، بسيار مى انديشد، بر نعمتْ سپاس گزار است و در گرفتارى، شكيباست.
۱.غرر الحكم: ح 1933، عيون الحكم والمواعظ: ص 58 ح 1479 وفيه «دائم الفكر وكثير الذكر».
امام على عليه السلام:با مداومت بر ياد خداست كه غفلت، زدوده مى شود.
امام على عليه السلام:مداومت بر ياد خدا، دوست صميمى اولياست.
عنه عليه السلامـ مِن وَصِيَّتِهِ لِكُمَيلِ بنِ زِيادٍ ـ: يا كُمَيلُ، إنَّ ذُنوبَكَ أكثَرُ مِن حَسَناتِكَ، وغَفلَتَكَ أكثَرُ مِن ذِكرِكَ، ونِعَمَ اللّهِ عَلَيكَ أكثَرُ مِن عَمَلِكَ. يا كُمَيلُ، إنَّكَ لا تَخلو مِن نِعَمِ اللّهِ عِندَكَ وعافِيَتِهِ إيّاكَ، فَلا تَخلُ مِن تَحميدِهِ، وتَمجيدِهِ، وتَسبيحِهِ، وتَقديسِهِ، وشُكرِهِ، وذِكرِهِ عَلى كُلِّ حالٍ. ۱
امام على عليه السلامـ از سفارش ايشان به كميل بن زياد ـ: اى كميل! گناهان تو بيش از كارهاى نيك توست، و غفلتت بيش از متذكّر بودنت، و نعمت هاى خدا به تو بيش از عمل توست. اى كميل! تو از نعمت هاى خدا و عافيت او بر كنار نيستى. پس هيچ گاه از ستايشگويى او و ياد كردنش به بزرگى و پاكى و قداست، و از سپاس گزارى اش، بركنار مباش و همواره او را ياد كن.
۱.تحف العقول: ص 174، بشارة المصطفى: ص 28 عن كميل بن زياد، بحار الأنوار: ج 77 ص 273 ح 1.
عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ المَعروفِ بدُعاءِ كُمَيلٍ ـ: يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ، أسأَ لُكَ بِحَقِّكَ وقُدسِكَ، وأعظَمِ صِفاتِكَ وأسمائِكَ، أن تَجعَلَ أوقاتي مِنَ اللَّيلِ وَالنَّهارِ بِذِكرِكَ مَعمورَةً، وبِخِدمَتِكَ مَوصولَةً، وأعمالي عِندَك مَقبولَةً، حَتّى تَكونَ أعمالي وأورادي كُلُّها وِردا واحِدا، وحالي في خِدمَتِكَ سَرمَدا.
يا سَيِّدي يا مَن عَلَيهِ مُعَوَّلي، يا مَن إلَيهِ شَكَوتُ أحوالي، يا رَبِّ يا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدمَتِكَ جَوارِحي، وَاشدُد عَلَى العَزيمَةِ جَوانِحي، وهَب لِيَ الجِدَّ في خَشيَتِكَ، وَالدَّوامَ فِي الاِتِّصالِ بِخِدمَتِكَ، حَتّى أسرَحَ إلَيكَ في مَيادينِ السّابِقينَ، واُسرِعَ إلَيكَ فِي البارِزينَ، وأَشتاقَ إلى قُربِكَ فِي المُشتاقينَ، وأَدنُوَ مِنكَ
امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان، معروف به «دعاى كميل» ـ: اى پروردگار، اى پروردگار، اى پروردگار! به حقّ تو و به مقام قُدست، و به بزرگ ترين صفات و نام هايت، از تو درخواست مى كنم كه اوقات شب و روز مرا به ياد خودت، آباد گردانى و پيوسته، در خدمت خودت قرارم دهى و اعمالم را به درگاهت بپذيرى تا آن كه همه اعمال و اَورادم يك وِرد شوند و تا ابد، در خدمت تو باشم.
سرورم، اى آن كه تكيه ام به اوست، اى آن كه از احوال خويش به او شِكوه مى كنم، اى پروردگار، اى پروردگار! اندام هاى مرا در خدمت به خودت، نيرومند گردان و دلم را در عقيده، استوار بدار و در ترس از خودت، به من كوشايى بخش و پيوسته مرا در خدمت خويش بدار، تا در ميدان هاى مسابقه دهندگان، به سوى تو بدوانم و در ميان پيشى گيرندگان به كوى تو بشتابم و در
۱.مصباح المتهجّد: ص 849، الإقبال: ج 3 ص 336 وفيه «المبادرين» بدل «البارزين» وكلاهما عن كميل.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لِيَكُن أحَدُكُم رَطبا مِن ذِكرِ رَبِّهِ، فَلا تَكُن مِنَ الغافِلينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر يك از شما بايد از ياد پروردگارش تَر و تازه باشد. بنا بر اين، از غافلان مباش.
۱.إرشاد القلوب: ص 95.
مسند ابن حنبل عن عبد اللّه بن بسر:أتَى النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله أعرابِيّانِ، فَقالَ أحَدُهُما: مَن خَيرُ الرِّجالِ يا مُحَمَّدُ؟
قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: مَن طالَ عُمرُهُ، وحَسُنَ عَمَلُهُ.
وقالَ الآخَرُ: إنَّ شَرائِعَ الإسلامِ قَد كَثُرَت عَلَينا، فَبابٌ نَتَمَسَّكُ بِهِ جامِعٌ.
قالَ: لا يَزالُ لِسانُكَ رَطبا مِن ذِكرِ اللّهِ عز و جل. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از عبد اللّه بن بُسر ـ: دو باديه نشين به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمدند. يكى از آن دو گفت: اى محمّد! بهترينِ مردان، چه مردى است؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «آن مردى كه عمرش دراز و كردارش نيك باشد».
ديگرى گفت: احكام اسلام بر ما افزون شده است. دستور العملى بده كه جامع باشد و ما به آن، چنگ زنيم.
فرمود: «همواره زبانت از ياد خداوند عز و جل تَر و تازه باشد».
۱.مسند ابن حنبل: ج 6 ص 210 ح 17696 وص 214 ح 17714، السنن الكبرى: ج 3 ص 519 ح 6526، سنن الترمذي: ج 5 ص 458 ح 3375، سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1246 ح 3793، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 673 ح 1822 وليس في الثلاثة الأخيرة صدره، كنز العمّال: ج 1 ص 427 ح 1841؛ الأمالي للشجري: ج 1 ص 255.
كنز العمّال عن معاذ:آخِرُ كَلامٍ فارَقتُ عَلَيهِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أن قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أيُّ العَمَلِ خَيرٌ وأقرَبُ إلَى اللّهِ؟
قالَ: أن تُمسِيَ وتُصِبحَ ولِسانُكَ رَطبٌ مِن ذِكرِ اللّهِ عز و جل. ۱
كنز العمّالـ به نقل از مُعاذ ـ: آخرين سخنى كه با آن از پيامبر خدا جدا شدم، اين بود كه گفتم: اى پيامبر خدا! كدام عمل، بهتر و نزد خداوند، مقرّب تر است؟
فرمود: «اين كه صبح و شام، زبانت از ياد خداوند عز و جل تَر و تازه باشد».
۱.كنز العمّال: ج 2 ص 242 ح 3929 وج 1 ص 440 ح 1903 وج 8 ص 319 ح 23099 وفي الأخيرين بزيادة «و إلى رسوله» بعد «إلى اللّه» وكلّها نقلاً عن ابن النجّار.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸۲