فیلترها
نتایج جستجو برای «فلسفه نبوت»: ۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ للزِّنديقِ الّذي سألَهُ: مِن أينَ أثبَتَّ الأنبياءَ؟ ـ: إنّا لَمّا أثبَتنا أنّ لَناخالِقا صانِعا مُتَعالِيا عنّا وعن جَميعِ ما خَلَقَ، وكانَ ذلكَ الصّانِعُ حَكيما مُتَعالِيا لَم يَجُزْ أن يُشاهِدَهُ خَلقُهُ، ولا يُلامِسوهُ، فيُباشِرَهُم ويُباشِروهُ، ويُحاجَّهُم ويُحاجُّوهُ، ثَبَتَ أنَّ لَهُ سُفَراءَ في خَلقِهِ يُعَبِّرونَ عَنهُ إلى خَلقِهِ وعِبادِهِ، ويَدُلُّونَهُم على مصالِحِهِم ومَنافِعِهِم، وما بهِ بَقاؤهُم وفي تَركِهِ فَناؤهُم. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به زنديقى كه پرسيد: پيامبران را از چه راهى ثابت مى كنى؟ ـفرمود: چون ثابت كرديم كه ما را آفريدگار و سازنده اى است برتر از ما و از همه آنچه آفريده، و آن سازنده حكيم و متعال است به طورى كه ممكن نيست آفريدگانش او را ببينند يا لمسش كنند و در نتيجه، بتوانند با يكديگر ارتباط مستقيم و بى واسطه برقرار سازند و با هم بحث و محاجّه كنند، ثابت شد كه در ميان خلق خود سفيران و فرستادگانى دارد كه سخنان او را براى آفريدگان و بندگانش بيان مى كنند و آنان را به مصالح و منافعشان و عوامل ماندگارى و نابوديشان رهنمون مى شوند.
۱.الكافي: 1/168/1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنّ اللّهَ تباركَ وتعالى بَعَثَ محمّدا صلى الله عليه و آله بالحَقِّ ليُخرِجَ عِبادَهُ مِن عِبادَةِ عِبادِهِ إلى عِبادَتِهِ، ومِن عُهودِ عِبادِهِ إلى عُهودِهِ، ومِن طاعَةِ عِبادِهِ إلى طاعَتِهِ، ومِن وَلايَةِ عِبادِهِ إلى وَلايَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند تبارك و تعالى محمّد صلى الله عليه و آله را به حق برانگيخت، تا بندگان خود را از عبادت بندگانش به بندگى خويش، از تعهدات بندگانش به تعهدات خود، از طاعت بندگانش به طاعت خود و از ولايت بندگانش به ولايت خود بكشاند.
۱.الكافي: 8/386/586.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بُعِثتُ لاُتمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من برانگيخته شده ام، تا صفات عاليه انسانى را كامل سازم.
۱.كنز العمّال: 31969.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّما بُعِثتُ لاُتمِّمَ حُسنَ الأخلاقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من در حقيقت براى اين برانگيخته شده ام، تا خوى هاى نيكو را به كمال رسانم.
۱.الطبقات الكبرى: 1/193.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:فبَعَثَ فيهِم رُسُلَهُ وواتَرَ إلَيهِم أنبياءهُ؛ لِيَستَأدُوهُم مِيثاقَ فِطرَتِهِ، ويُذَكِّروهُم مَنسِيَّ نِعمَتِهِ، ويَحتَجُّوا علَيهِم بالتَّبليغِ، ويُثيروا لَهُم دَفائنَ العُقولِ، ويُرُوهُم آياتِ المَقدِرَةِ. ۱
امام على عليه السلام:پس [خداوند] رسولان خود را در ميان آنان برانگيخت و پيامبرانش را پياپى سوى ايشان فرستاد، تا از آنان بخواهند عهد الهى را كه در فطرتشان نهاده است، بگزارند و نعمت فراموش شده او را به يادشان آورند و با رساندن پيام الهى حجّت را بر آنان تمام كنند و گنجينه هاى خردهايشان را بيرون آورند و نشانه هاى قدرت [خدا] را به آنها نشان دهند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:اُنظُروا إلى مَواقِعِ نِعَمِ اللّهِ علَيهِم حِينَ بَعَثَ إلَيهِم رَسولاً فعَقدَ بمِلَّتِهِ طاعَتَهُم، وجَمعَ على دَعوَتِهِ اُلفتَهُم: كيفَ نَشَرَتِ النِّعمَةُ علَيهِم جَناحَ كَرامَتِها، وأسالَت لَهُم جَداوِلَ نَعيمِها، والتَفّتِ المِلّةُ بِهِم في عَوائدِ بَرَكَتِها، فأصبَحوا في نِعمَتِها غَرِقِينَ! ۱
امام على عليه السلام:بنگريد به نعمت هاى بزرگى كه خداوند عطايشان فرمود آنگاه كه پيامبرى سوى آنان فرستاد و فرمانبردارى ايشان را به آيين خود پيوند داد و ايشان را برگرد دعوت خويش همدل و همداستان ساخت؛ [بنگريد كه] چگونه اين نعمت، بال كرامت خويش را بر سر آنان گسترد و نهرهاى نعمت هايش را برايشان روان ساخت واين آيين، با فوايد و حاصل هاى بركت خويش، آنان را فروگرفت و در نعمت آن غرق شدند!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192، انظر تمام الكلام.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:بَعَثَ إلَيهِمُ الرُّسُلَ لِتكونَ لَهُ الحُجّةُ البالِغَةُ على خَلقِهِ، ويكونَ رُسُلُهُ إلَيهِم شُهَداءَ علَيهِم، وابتَعَثَ فيهِمُ النَّبيّينَ مُبَشِّرينَ ومُنذِرينَ ليَهلِكَ مَن هَلَكَ عَن بَيّنَةٍ، ويَحيى مَن حَيَّ عَن بَيّنَةٍ، وليَعقِلَ العِبادُ عن ربِّهِم ما جَهِلوهُ، فيَعرِفوهُ برُبوبيَّتِهِ بعدَ ما أنكَروا، ويُوحِّدوهُ بالإلهيّةِ بعد ما عَضَدوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[خداوند] رسولان را به سوى مردم فرستاد تا او را بر آفريدگانش حجّت رسا باشد و فرستادگانش به سوى آنان گواه بر ايشان باشند و پيامبرانِ بشارتگر و بيم دهنده را در ميان مردم برانگيخت تا اگر هلاك مى شوند از روى دليل باشد و اگر به حيات (و سعادت) دست مى يابند، آن هم از روى دليل باشد، و براى اينكه بندگان آنچه را درباره پروردگارشان نمى دانستند، بدانند و ربوبيت او را كه منكرش بودند بشناسند و الوهيتش را كه براى آن شريك قائل بودند، يگانه دانند.
۱.التوحيد: 45/4.