نتایج جستجو برای «مرکب بهشت»: ۶ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ أَهلَ الجَنَّةِ يَتَزاوَرُونَ عَلَى النَّجائِبِ ۱، بيض كَأَنَّهُنَّ الياقُوتُ، وَلَيسَ فِي الجَنَّةِ شَيءٌ مِنَ البَهائِمِ إِلّا الإِبِلُ وَالطَّيرُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، يكديگر را سوار بر ماده اُشتران نژاده سفيدى كه به ياقوت مى مانند، ديدار مى كنند. در بهشت، حيوانى جز اُشتر و پرنده نيست.
۱.النَجِيْبُ: الفاضل من كلّ حيوان (لسان العرب: ج 1 ص 748 «نجب»).
۲.المعجم الكبير: ج 4 ص 179 ح 4069 عن أبي أيّوب، الزهد لابن المبارك: ص 551 ح 1579 عن عطاء نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 475 ح 39324.
عنه صلى الله عليه و آله:يَتَزاوَرُ أَهلُ الجَنَّةِ عَلَى نُوقٍ عَلَيها الحَشايا، فَيَزُورُ أَهلُ عِلِّيِّينَ مَن أَسفَلُ مِنهُم، وَلا يَزُورُ مَن أَسفَلُ مِنهُم أَهلَ عِلِّيِّينَ إِلَا المُتَحابِّينَ فِي اللّهِ، فَإِنَّهُم يَتَزاوَرُونَ مِنَ الجَنَّةِ حَيثُ شاؤُوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، سوار بر ماده اُشترانى كه بر پشت آنها تُشك نهاده شده است، به ديدار يكديگر مى روند. بالانشينان بهشت، به ديدن پايين تر از خود مى روند؛ ولى كسانى كه پايين تر از آنهايند، نمى توانند به ديدار بالانشينان بروند، مگر آنان كه به خاطر خدا، يكديگر را دوست مى داشته اند. اينان در هر جاى بهشت كه بخواهند، يكديگر را ديدار مى كنند.
۱.المعجم الكبير: ج 8 ص 240 ح 7936 عن أبي اُمامة، كنز العمّال: ج 9 ص 20 ح 24723.
سنن الترمذي عن أبي أيّوب:أَتَى النَّبِيَ صلى الله عليه و آله أَعرابِيٌ، فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، إِنِّي أُحِبُّ الخَيلَ، أَفِي الجَنَّةِ خَيلٌ؟ قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إِن أُدخِلتَ الجَنَّةَ أُتِيتَ بِفَرَسٍ مِن ياقُوتَةٍ، لَهُ جَناحانِ، فَحُمِلتَ عَلَيهِ، ثُمَّ طارَ بِكَ حَيثُ شِئتَ. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابو ايّوب ـ: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! من اسب، دوست دارم. آيا در بهشت، اسب هم هست؟ پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «اگر به بهشت بُرده شوى، اسبى از ياقوت برايت مى آورند كه دو بال دارد و تو را بر آن سوار مى كنند. آن اسب، تو را به هر كجا كه بخواهى، پرواز مى دهد».
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 682 ح 2544، تهذيب الكمال: ج 30 ص 404 الرقم 6663، مسند ابن حنبل: ج 9 ص 17 ح 23043 عن بريدة، تفسير الطبري: ج 13 الجزء 25 ص 97 عن ابن سابط وكلاهما نحوه، كنز العمّال: ج 14 ص 470 ح 39299؛ الغارات: ج 1 ص 242 عن الإمام عليّ عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 33 ص 547.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍ عليه السلام فِي فَضلِ شِيعَتِهِ ـ: إِنَّهُم لَيُخرَجُونَ يَومَ القِيامَةِ مِن قُبُورِهِم وَهُم يَقُولُونَ: لا إِله إِلّا اللّهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللّهِ، عَلِيُ بنُ أَبِي طالِبٍ حُجَّةُ اللّهِ. فَيُؤتَونَ بِحُلَلٍ خُضرٍ مِنَ الجَنَّةِ، وَأَكالِيلَ ۱ مِنَ الجَنَّةِ، وَتِيجانٍ مِنَ الجَنَّةِ، وَنَجائِبَ مِنَ الجَنَّةِ، فَيُبلس كُلُّ واحِدٍ مِنهُم حُلَّةً خَضراءَ، وَيُوضَعُ عَلى رَأسِهِ تاجُ المُلكِ وَإِكلِيلُ الكَرامَةِ، ثُمَّ يُركَبُونَ النَّجائِبَ فَتَطِيرُ بِهِم إِلى الجَنَّةِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به امام على عليه السلام در باره مقام شيعيان او ـ: آنان در روز رستاخيز، در حالى كه زبانشان به ذكر «لا إله إلّا اللّه، محمّدٌ رسولُ اللّه، علىُّ بن أبى طالب حجّةُ اللّه» گوياست، از گورهايشان بيرون مى آيند. پس برايشان حلّه هاى سبز بهشتى و پيشانى بندهاى جواهرنشان بهشتى و تاج هاى بهشتى، و ماده اُشتران نژاده بهشتى آورده مى شود. آن گاه بر تن هر يك از آنان، حلّه اى سبز مى پوشانند و تاج شاهى و پيشانى بندِ بزرگى بر سرش مى نهند و سپس بر ماده اُشتران نژاده، سوارشان مى كنند و در بهشت به پرواز در مى آيند.
۱.الإكْلِيْل: شبه عصابة مُزيّنَة بالجواهر، ويسمّى التاج إكليلاً، والجمع أكاليل (لسان العرب: ج 11 ص 595 «كلل»).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 412 ح 5896 عن زيد بن عليّ عن أبيه الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام، تأويل الآيات الظاهرة: ج 1 ص 142 ح 22 عن الإمام زين العابدين عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 68 ص 140 ح 82.
مسند ابن حنبل عن النّعمان بن سعد:كُنّا جُلُوسا عِندَ عَلِيٍ عليه السلام، فَقَرَأَ هَذِهِ الآيَةَ: «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَـنِ وَفْدًا» ۱ قالَ: لا وَاللّهِ، ما عَلى أَرجُلِهِم يُحشَرُونَ! وَلا يُحشَرُ الوَفدُ عَلى أَرجُلِهِم، وَلَكِن بِنُوقٍ لَم يَرَ الخَلائِقُ مِثلَها، عَلَيها رَحائِلُ ۲ مِن ذَهَبٍ، فَيُركَبُونَ عَلَيها حَتَّى يَضرِبُوا أَبوابَ الجَنَّةِ. ۳
مسند ابن حنبلـ به نقل از نعمان بن سعد ـ: نزد على عليه السلام نشسته بوديم كه اين آيه را خواند: «روزى را [ياد كن]كه پرهيزگاران را به سوى [خداى] رحمان، گروه گروه، محشور مى كنيم» و فرمود: «نه، به خدا! آنان، پياده محشور نمى شوند. گروه ها پياده محشور نمى شوند؛ بلكه سوار بر ماده اُشتران ـ كه خلايق، نظير آنها را نديده اند و بر پُشت آنها جهازهايى از طلاست ـ، محشور مى شوند. پس بر اينها نشانده مى شوند تا آن كه درهاى بهشت را مى زنند».
۱.مريم: 85.
۲.الرِحَالَةُ: سَرْجٌ من جلودٍ ليس فيه خشب، والجمع: الرحائل (الصحاح: ج 4 ص 1707 «رحل»).
۳.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 326 ح 1332، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 609 ح 8688 نحوه، تفسير ابن كثير: ج 5 ص 259، كنز العمّال: ج 2 ص 465 ح 4506؛ مجمع البيان: ج 6 ص 820 نحوه.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي قَولِ اللّهِ تَعالَى: «يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِينَ إِلَى الرَّحْمَـنِ وَفْدًا» ـ: يُحشَرُونَ عَلَى النَّجائِبِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «روزى را [ياد كن] كه پرهيزگاران را به سوى [خداى] رحمان، گروه گروه، محشور مى كنيم» ـ: سوار بر شترانى نژاده، وارد محشر مى شوند.
۱.المحاسن: ج 1 ص 287 ح 567 عن حمّاد بن عثمان وغيره، بحار الأنوار: ج 7 ص 184 ح 34.