نتایج جستجو برای «مسجد»: ۱۳۹ حدیث
حلية الأولياء عن أبي أيّوب الأنصاريّ عن النّبيّ صلى الله عليه و آله:إنَّ الرَّجُلَينِ لَيَتَوَجَّهانِ إلَى المَسجِدِ فَيُصَلِّيانِ، فَيَنصَرِفُ أحَدُهُما وصَلاتُهُ أوزَنُ مِن اُحُدٍ، ويَنصَرِفُ الآخَرُ وما تَعدِلُ صَلاتُهُ مِثقالَ ذَرَّةٍ. فَقالَ أبو حُمَيدٍ السّاعِدِيُّ: وكَيفَ يَكونُ ذلِكَ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: إذا كانَ أحسَنَهُما عَقلاً. قالَ: وكَيفَ يَكونُ ذلِكَ؟ قالَ: إذا كانَ أورَعَهُما عَن مَحارِمِ اللّهِ، وأحرَصَهُما عَلَى المُسارَعَةِ إلَى الخَيرِ، وإن كانَ دونَهُ فِي التَّطَوُّعِ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از ابو ايّوب انصارى ـ: پيامبر خدا فرمود: «دو مرد وارد مسجد مى شوند و نماز مى گزارند. آن گاه باز مى گردند، حال آن كه نمازِ يكى، سنگين تر از كوه اُحُد است و نماز ديگرى، همسنگ ذرّه اى نيست». ابو حميد ساعدى پرسيد: چگونه چنين مى شود، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «اگر يكى خردمندتر باشد». باز پرسيد: چگونه مى شود؟ فرمود: «اگر يكى در مقابل گناهان، خودنگه دارتر باشد و در انجام دادن خوبى ها شتاب و ولع بيشترى به خرج دهد، گرچه در امور مستحبّى، از ديگرى پايين تر باشد».
۱.حلية الأولياء: ج 1 ص 362، الفردوس: ج 3 ص 212 ح 4604، المعجم الكبير: ج 4 ص 149 ح 3970 وفيهما إلى «مثقال ذرّة»، كنز العمّال: ج 3 ص 381 ح 7049.
عنه عليه السلام:جاءَ رَجُلٌ إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: مَن خَيرُ أهلِ المَسجِدِ؟ فَقالَ: أكثَرُهُم للّهِِ ذِكرا. ۱
امام صادق عليه السلام:مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: بهترينِ اهل مسجد كيست؟ فرمود: «آن كه بيشتر خدا را ياد كند».
۱.الكافي: ج 2 ص 499 ح 1، عدّة الداعي: ص 234 وليس فيه «للّه» وكلاهما عن ابن القدّاح، بحار الأنوار: ج 93 ص 161 ح 42.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَرَرتُ لَيلَةَ اُسرِيَ بي بِرَجُلٍ مَغيبٍ في نورِ العَرشِ؛ فَقُلتُ: مَن هذا! مَلَكٌ؟ قيلَ: لا، قُلتُ: نَبِيٌّ؟ قيلَ: لا، قُلتُ: مَن هُوَ؟ قالَ: هذا رَجُلٌ كانَ فِي الدُّنيا لِسانُهُ رَطبا مِن ذِكرِ اللّهِ، وقَلبُهُ مُعَلَّقا بِالمَساجِدِ، ولَم يَستَسِبَّ ۱ لِوالِدَيهِ قَطُّ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه مرا به معراج بردند، به مردى برخوردم كه در نور عرش، گُم بود. گفتم: اين كيست؟ فرشته است؟ گفته شد: «نه». گفتم: پيامبر است؟ گفته شد: «نه». گفتم: او كيست؟ گفتند: «اين، مردى است كه در دنيا زبانش از ياد خدا تَر و تازه، و دلش آويخته به مسجدها بود و هرگز براى پدر و مادرش ناسزا نخريد». ۳
۱.لم يَسْتَسِبَّ لوالديه: أي لم يعرّضهما للسبّ ويجرّه إليهما؛ بأن يسبّ أبوَي غيره فيسبّ أبويه مجازاةً له (اُنظر النهاية: ج 2 ص 330 «سبب»).
۲.الأولياء لابن أبي الدنيا: ص 92 ح 95 عن أبي المخارق.
۳.يعنى به پدر و مادر ديگران، ناسزا نگفت تا آنها نيز، متقابلاً، به پدر و مادر او ناسزا بگويند يا به اين معناست كه با اعمال ناشايست خود، موجب نفرين فرستادن مردم به پدر و مادرش نشد.
مسند ابن حنبل عن أبي سعيد الخدري عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ الرَّبُّ عز و جل: سَيَعلَمُ أهلُ الجَمعِ اليَومَ مَن أهلُ الكَرَمِ. فَقيلَ: ومَن أهلُ الكَرَمِ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: أهلُ الذِّكرِفِي المَساجِدِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابو سعيد خُدرى ـپيامبر خدا فرمود: «[در روز قيامت]خداوند عز و جل مى فرمايد: امروز، به زودى اهل محشر خواهند دانست كه اهل كَرَم كيان اند». گفته شد: اهل كرم كيان اند، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «آنان كه در مسجدها به ذكر خدا مى پردازند».
۱.مسند ابن حنبل: ج 4 ص 151 ح 11722، مسند أبي يعلى: ج 2 ص 138 ح 1399، صحيح ابن حبّان: ج 3 ص 98 ح 816 وفيه «أهل مجالس الذِكر في المساجد».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خِيارُ اُمَّتي فيما أنبَأَنِيَ المَلَأُ الأَعلى: قَومٌ يَضحَكونَ جَهرا في سَعَةِ رَحمَةِ رَبِّهِم عز و جل، ويَبكونَ سِرّا مِن خَوفِ شِدَّةِ عَذابِ رَبِّهِم عز و جل، يَذكُرونَ رَبَّهُم بِالغَداةِ وَالعَشِيِّ فِي البُيوتِ الطَّيِّبَةِ المَساجِدِ، ويَدعونَهُ بِأَلسِنَتِهِم رَغَبا ورَهَبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهترينان امّت من، آن گونه كه ساكنان عالم بالا به من خبر داده اند، مردمانى هستند كه در گستره رحمت پروردگار خويش، آشكارا مى خندند و نهانى از ترس عذاب سخت پروردگارشان مى گِريند. بام و شام، در خانه هاى پاك، مسجدها، پروردگارشان را ياد مى كنند، و از سرِ اميد و بيم با زبان هاى خويش، او را مى خوانند.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 19 ح 4294، شُعب الإيمان: ج 1 ص 478 ح 765 كلاهما عن عياض بن سليمان، كنز العمّال: ج 1 ص 162 ح 815 وج 2 ص 27 ح 3000.
مستدرك الوسائل عن لبّ اللباب:قالَ موسى عليه السلام: إلهي مَن أهلُكَ؟ قالَ: المُتَحابّونَ فِي الدِّينِ؛ يَعمُرونَ مَساجِدي، ويَستَغِفرونَ بِالأَسحارِ، الَّذينَ إذا ذُكِرتُ ذَكَروا، وَالَّذينَ يُنيبونَ ۱ إلى ذِكري كَما تُنيبُ النُّسورُ إلى أوكارِها، وَالَّذينَ إذَا استُحِلَّت مَحارِمي غَضِبوا. ۲
مستدرك الوسائلـ به نقل از لبّ اللّباب ـ: موسى عليه السلام گفت: معبودا! خانواده تو چه كسانى هستند؟ فرمود: «آنان كه در دين با يكديگر دوستى مى ورزند، مسجدهاى مرا [از وجود و ذكر خود] آباد مى كنند و سحرگاهان، آمرزش مى طلبند؛ آنان كه هر گاه ياد من به ميان آيد، ياد كنند و آنان كه به ياد من باز آيند، چنان كه عقاب ها به لانه هايشان باز مى گردند. آنان كه هر گاه حرام هاى من روا شمرده شود، به خشم مى آيند».
۱.أناب يُنيب إنابةً: أقبل ورجع (النهاية: ج 5 ص 123 «نوب»).
۲.مستدرك الوسائل: ج 12 ص 224 ح 13945 نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب.
عنه صلى الله عليه و آله:ما تَوَطَّنَ رَجُلٌ مُسلِمٌ المَساجِدَ لِلصَّلاةِ وَالذِّكرِ، إلّا تَبَشبَشَ ۱ اللّهُ لَهُ كَما يَتَبَشبَشُ أهلُ الغائِبِ بِغائِبِهِم إذا قَدِمَ عَلَيهِم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه مرد مسلمانى در مسجدها براى نماز و ياد خدا اقامت گزيند، خداوند، از وجود او چنان شاد مى شود كه كسانِ مسافر از باز گشتن مسافرشان به نزد خود، شادمان مى شوند.
۱.البَشّ: فرح الصديق بالصديق، واللطف في المسألة، والإقبال عليه، وقد بَشِشتُ به اُبَشُّ. وهذا مَثَل ضربه لتلقّيه إيّاه ببرّه وتقريبه وإكرامه (النهاية: ج 1 ص 130 «بشش»).
۲.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 262 ح 800، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 220 ح 8358، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 332 ح 771 وليس فيه «والذِكر» وكلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 7 ص 579 ح 20341.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لأَِبي ذَرٍّ الغِفارِيِّ ـ: يا أباذَرٍّ، كُلُّ جُلوسٍ فِي المَسجِدِ لَغوٌ إلّا ثَلاثَةً: قِراءَةُ مُصَلٍّ، أو ذِكرُ اللّهِ، أو سائِلٌ عَن عِلمٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر غفارى ـ: اى ابو ذر! هر نشستنى در مسجد، بيهوده است، مگر براى سه كار: قرآن خواندن نمازگزار، يا ذكر خدا گفتن، يا پرسيدن در باره دانشى.
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 375 ح 2661، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 62 كلاهما عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 83 ص 370 ح 30 وراجع الفردوس: ج 3 ص 258 ح 4764 وكنز العمّال: ج 7 ص 671 ح 20840.
الإمام الصادق عليه السلام:إذا دَخَلتَ المَسجِدَ فَاحمَدِ اللّهَ وأثنِ عَلَيهِ، وصَلِّ عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه وارد مسجد شدى، حمد و ثناى خدا بگو و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرست.
۱.تهذيب الأحكام: ج 2 ص 65 ح 233 عن أبي بصير.
الإمام الصادق والإمام العسكري عليهماالسلامـ فيما يُقالُ عِندَ دُخولِ المَسجِدِ ـ: اللّهُمَّ افتَح مَسامِعَ قَلبي لِذِكرِكَ. ۱
امام صادق و امام عسكرى عليهماالسلامـ در باره آنچه هنگام وارد شدن به مسجد گفته مى شود ـ: بار خدايا! گوش هاى دلم را براى ياد خودت بگشاى.
۱.فلاح السائل: ص 183 ح 291، جمال الاُسبوع: ص 150 عن رجاء بن يحيى بن سامان العبرتائي الكاتب عن الإمام العسكري عليه السلام، بحار الأنوار: ج 84 ص 27 ح 21.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن دَخَلَ سوقا أو مَسجِدَ جَماعَةٍ فَقالَ مَرَّةً واحِدَةً: «أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، واللّهُ أكبَرُ كَبيرا، وَالحَمدُ للّهِِ كَثيرا، وسُبحانَ اللّهِ بُكرَةً وأصيلاً، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، وصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ» عَدَلَت لَهُ حَجَّةً مَبرورَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس وارد بازارى يا مسجد قومى شود و يك بار بگويد: «گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست، و خدا، بسى بزرگ است، و ستايش فراوان، خداى راست، و خدا را هر بام و شام، به پاكى مى ستايم، و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر از خداى بلندمرتبه و باعظمت. و درود خدا بر محمّد و خاندان او باد!»، اين، براى او با يك حجّ پذيرفته شده، برابرى مى كند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 199 ح 3753، المحاسن: ج 1 ص 111 ح 102 كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 84 ص 19 ح 4 وج 76 ص 173 ح 6.
الإمام الباقر عليه السلام:إذا قُمتَ ۱ إلى صَلاتِكَ فَقُل: «بِاسمِ اللّهِ وبِاللّهِ، وإلَى اللّهِ، ومِنَ اللّهِ، وما شاءَ اللّهُ، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ، اللّهُمَّ اجعَلني مِن زُوّارِ بَيتِكَ، وعُمّارِ مَساجِدِكَ، وَافتَح لي بابَ تَوبَتِكَ، وأغلِق عَنّي بابَ مَعصِيَتِكَ وكُلِّ مَعصِيَةٍ، الحَمدُ للّهِِالَّذي جَعَلَني مِمَّن يُناجيهِ، اللّهُمَّ أقبِل عَلَيَّ بِوَجهِكَ، جَلَّ ثَناؤُكَ»، ثُمَّ افتَتِحِ الصَّلاةَ بِالتَّكبيرِ. ۲
امام باقر عليه السلام:هر گاه به نماز ايستادى، بگو: «به نام خدا و به يارى خدا و به سوى خدا و از جانب خدا، آنچه خدا خواهد. هيچ توش و توانى نيست مگر به مدد خدا. بار خدايا! مرا از زيارت كنندگان خانه ات و آبادكنندگان مسجدهايت قرار ده، و دَرِ توبه ات را برايم بگشاى، و دَرِ نافرمانى ات و هر نوع گناه و نافرمانى را بر من ببند. سپاسْ خداى را كه مرا از مناجات كنندگانش قرار داد. بار خدايا! با وجه خودت، به من رو كن. بزرگ است ثناى تو». سپس نماز را با تكبير آغاز كن.
۱.أي إذا أردتَ القيام (مرآة العقول: ج 15 ص 403).
۲.الكافي: ج 3 ص 445 ح 12، تهذيب الأحكام: ج 2 ص 123 ح 467 كلاهما عن زرارة، دعائم الإسلام: ج 1 ص 167 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 84 ص 377 ح 30.
فاطمة عليهاالسلام:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا دَخَلَ المَسجِدَ يَقولُ: بِاسمِ اللّهِ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ، وَاغفِر ذُنوبي، وَافتَح لي أبوابَ رَحمَتِكَ. وإذا خَرَجَ يَقولُ: بِاسمِ اللّهِ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَاغفِر ذُنوبي، وَافتَح لي أبوابَ فَضلِكَ. ۱
فاطمه عليهاالسلام:پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه وارد مسجد مى شد، مى گفت: «به نام خدا. بار خدايا! بر محمّد رحمت فرست، گناهانم را بيامرز و درهاى رحمتت را به رويم بگشاى». و هر گاه از مسجد خارج مى شد، مى گفت: «به نام خدا. بار خدايا! بر محمّد رحمت فرست، گناهانم را بيامرز و درهاى فضل و بخششت را بر من بگشاى».
۱.دلائل الإمامة: ص 75 ح 14 عن فاطمة الصغرى عن الإمام الحسين عليه السلام، بحار الأنوار: ج 84 ص 23 ح 14 وفيه «اللهمّ صلّ على محمّد وآل محمّد» في كلا الموضعين.
عنها عليهاالسلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا دَخَلَ المَسجِدَ يَقولُ: بِاسمِ اللّهِ، وَالسَّلامُ عَلى رَسولِ اللّهِ، اللّهُمَّ اغفِر لي ذُنوبي، وَافتَح لي أبوابَ رَحمَتِكَ. وإذا خَرَجَ قالَ: بِاسمِ اللّهِ، وَالسَّلامُ عَلى رَسولِ اللّهِ، اللّهُمَّ اغفِر لي ذُنوبي، وَافتَح لي أبوابَ فَضلِكَ. ۱
فاطمه عليهاالسلام:پيامبر خدا هر گاه وارد مسجد مى شد، مى گفت: «به نام خدا، و درود بر پيامبر خدا. بار خدايا! گناهانم را بيامرز و درهاى رحمتت را براى من بگشاى». و هر گاه از مسجد بيرون مى آمد، مى گفت: «به نام خدا، و درود بر پيامبر خدا. بار خدايا! گناهانم را بيامرز و درهاى بخششت را برايم بگشاى».
۱.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 253 ح 771، مسند ابن حنبل: ج 10 ص 159 ح 26479، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 1 ص 373 ح 1 وج 7 ص 123 ح 1، مسند أبي يعلى: ج 6 ص 167 ح 6721 كلّها عن عبد اللّه بن الحسن عن اُمّه فاطمة بنت الحسين عليه السلام، كنزالعمّال: ج 8 ص 321 ح 23109.
المصنّف لعبد الرزّاق عن المطَّلب بن عبد اللّه بن حنطب:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذا دَخَلَ المَسجِدَ قالَ: بِاسمِ اللّهِ، اللّهُمَّ افتَح لي أبوابَ رَحمَتِكَ، وسَهِّل لي أبوابَ رِزقِكَ. ۱
المصنّف، عبد الرزّاقـ به نقل از عبد المطّلب بن عبد اللّه بن حنطب ـ: پيامبر خدا هر گاه وارد مسجد مى شد، مى گفت: «به نام خدا. بار خدايا! درهاى رحمتت را بر من بگشاى و راه هاى روزى ات را برايم آسان گردان».
۱.المصنّف لعبد الرزّاق: ج 1 ص 426 ح 1666، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 1 ص 373 ح 2 وج 7 ص 123 ح 2 وليس فيهما «باسم اللّه».
جامع الأخبار:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذا دَخَلَ المَسجِدَ يَضَعُ رِجلَهُ اليُمنى ويَقولُ: بِاسمِ اللّهِ، وعَلَى اللّهِ تَوَكَّلتُ، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ. و إذا خَرَجَ، يَضَعُ رِجلَهُ اليُسرى ويَقولُ: بِاسمِ اللّهِ، أعوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيمِ. ۱
جامع الأخبار:پيامبر خدا هر گاه وارد مسجد مى شد، ابتدا پاى راستش را مى گذاشت و مى گفت: «به نام خدا. به خدا توكّل كردم، و نيرو و توانى نيست مگر به مدد خدا». و هر گاه از مسجد خارج مى شد، نخست پاى چپش را بيرون مى گذاشت و مى گفت: «به نام خدا. به خدا پناه مى برم از شيطان رانده شده».
۱.جامع الأخبار: ص 175 ح 417، بحار الأنوار: ج 84 ص 26 ح 19.
الإمام عليّ عليه السلامـ كانَ إذا دَخَلَ المَسجِدَ قالَ ـ: بِاسمِ اللّهِ وبِاللّهِ، السَّلامُ عَلَيكَ أيُّهَا النَّبِيُّ ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلَينا وعَلى عِبادِ اللّهِ الصّالِحينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در ذكر هنگام ورود به مسجد ـ: به نام خدا و به يارى خدا. درود و رحمت و بركات خدا، بر تو اى پيامبر! درود بر ما و بر بندگان شايسته خدا.
۱.مسند زيد: ص 154، دعائم الإسلام: ج 1 ص 150، بحار الأنوار: ج 84 ص 23 ح 12.
تهذيب الأحكام عن سماعة:إذا دَخَلتَ المَسجِدَ فَقُل: بِاسمِ اللّهِ، وَالسَّلامُ عَلى رَسولِ اللّهِ، إنَّ اللّهَ ومَلائِكَتَهُ يُصَلّونَ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَالسَّلامُ عَلَيهِم ورَحمَةُ اللّهِ وبَرَكاتُهُ، رَبِّ اغفِر لي ذُنوبي، وَافتَح لي أبوابَ فَضلِكَ. وإذا خَرَجتَ فَقُل مِثلَ ذلِكَ. ۱
تهذيب الأحكامـ به نقل از سماعه ـ: هر گاه داخل مسجد شدى، بگو: «به نام خدا، و درود بر پيامبر خدا. خدا و فرشتگانش بر محمّد و خاندان محمّد درود مى فرستند. درود و رحمت و بركات خدا، بر ايشان باد. پروردگارا! گناهان مرا بيامرز و درهاى بخششت را بر من بگشاى». در هنگام خارج شدن نيز همين را بگو.
۱.تهذيب الأحكام: ج 3 ص 263 ح 744، بحار الأنوار: ج 84 ص 21 ح 8.
سنن الترمذي عن أبي هريرة:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إذا مَرَرتُم بِرِياضِ الجَنَّةِ فَارتَعُوا. ۱ قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ وما رِياضُ الجَنَّةِ؟ قالَ: المَساجِدُ. قُلتُ: ومَا الرَّتعُ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ. ۲
سنن الترمذىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا فرمود: «چون بر باغ هاى بهشت گذشتيد، بچريد». گفتم: اى پيامبر خدا! باغ هاى بهشت كدام اند؟ فرمود: «مسجدها». گفتم: چريدن چيست، اى پيامبر خدا؟ فرمود: «[گفتنِ] پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا، بزرگ تر است».
۱.الرَّتْع: التنعُّم. أراد برياض الجنّة ذكر اللّه، وشبّه الخوض فيه بالرتع في الخِصْب (النهاية: ج 2 ص 194 «رتع»).
۲.سنن الترمذي: ج 5 ص 532 ح 3509، الفردوس: ج 5 ص 305 ح 8267 نحوه، كنزالعمّال: ج 7 ص 651 ح 20739.
الخرائج والجرائح عن المقداد بن الأسود عن فاطمة عليهاالسلام:لَمّا وَلَدتُ الحَسَنَ، أمَرَني أبي ألّا ألبَسَ ثَوبا أجِدُ فيهِ اللَّذَّةَ حَتّى أفطِمَهُ، فَأَتاني أبي زائِرا، فَنَظَرَ إلَى الحَسَنِ وهُوَ يَمُصُّ النَّوى، قالَ: فَطَمتِهِ؟ قُلتُ: نَعَم. قالَ: إذا أحَبَّ عَلِيٌّ الاِشتِمالَ فَلا تَمنَعيهِ؛ فَإِنّي أرى في مُقَدَّمِ وَجهِكِ ضَوءا ونورا، وذلِكِ أنَّكِ سَتَلِدينَ حُجَّةً لِهذَا الخَلقِ، وحُجَّةً عَلى ذَا الخَلقِ. فَلَمّا أن تَمَّ الشَّهرُ مِن حَملي، وَجَدتُ في بَطني سُخنَةً، فَقُلتُ لِأَبي ذلِكَ. فَدَعا بِتَورٍ ۱ مِن ماءٍ، فَتَكَلَّمَ عَلَيهِ وتَفَلَ فيهِ، وقالَ: اِشرَبي، فَشَرِبتُ، فَطَرَدَ اللّهُ عَنّي ما كُنتُ أجِدُ. وصِرتُ فِي الأَربَعينَ مِنَ الأَيّامِ، فَوَجَدتُ دَبيبا في

الخرائج و الجرائحـ به نقل از مقداد بن اسود ـ: فاطمه عليهاالسلام فرمود: «هنگامى كه حسن عليه السلام را به دنيا آوردم، پدرم به من فرمان داد تا هنگامى كه او را از شير نگرفته ام، لباسى براى لذّت بردن نپوشم. پس روزى پدرم به ديدارم آمد و حسن عليه السلام را ديد كه هسته مى مكد. فرمود: «او را از شير گرفته اى؟». گفتم: آرى. فرمود: «هر گاه على خواست تو را در بر بگيرد، مانعش مشو كه من در جلوى صورتت، درخشش و نورى مى بينم؛ زيرا به زودى، حجّتى را براى اين مردم و حجّتى را بر ضدّ آنان، به دنيا مى آورى». پس چون يك ماه از باردارى ام گذشت، در درونم، گرمايى احساس كردم و آن را به پدرم گفتم. او كاسه آبى خواست و بر آن، وِردى خواند و در آن دميد و فرمود: «اين را بنوش». من آن را نوشيدم و خداوند، آن حالت را از من،

۱.تَوْر: إناء من صُفر أو حِجارة كالإجّانة (النهاية: ج 1 ص 199 «تور»).
۲.المَنُّ: رطلان (لسان العرب: ج 13 ص 419 «منن»).
۳.برحَ مكانَه: زال عنه (القاموس المحيط: ج 1 ص 215 «برح»).
۴.كذا في المصدر، ولا توجد هذه العبارة في بحار الأنوار.
۵.اُمّ سلمة، هند بنت أبي اُميّة بن المغيرة القرشيّة المخزوميّة، اشتهرت بكنيتها. كان أبوها من الأجواد. هاجرت مع زوجها أبي سلمة الى الحبشة ثمّ هاجرت إلى المدينة، وكانت أوّل ظعينة دخلت إلى المدينة مهاجرة. لمّا مات زوجها من الجراحة التي أصابته في اُحد، تزوّجها النبيّ صلى الله عليه و آله في سنة (4 ه)، روت عن النبيّ صلى الله عليه و آله وكانت من الفقهاء الصحابيات، وقصّة الكساء المعروفة وقعت في بيتها، فقال لها النبي صلى الله عليه و آله: «انك على خير»، وكانت ذات جمال بارع ورأي ثاقب. كانت من المعروفين بمحبة أهل البيت عليهم السلام و ولائهم استودعها الحسين عليه السلام صحيفة مختومة وسلاح النبيّ صلى الله عليه و آله وغيرهما من ميراث النبيّ صلى الله عليه و آله، ثمّ قبضها بعد ذلك عليّ بن الحسين عليه السلام. توفّيت في خلافة يزيد بن معاوية سنة (61 ه) و دفنت بالبقيع (راجع: الطبقات الكبرى: ج 8 ص 86 ـ 96 وسير أعلام النبلاء: ج 2 ص 201 ـ 210 والإصابة: ج 8 ص 342 و 404 والكافي: ج 1 ص 235 ح7 و8 وص 287 ح 1 والأمالي للطوسي: ص 368 ح 783).
۶.يقال: أزَّرَه وآزَرَهُ: إذا أعانه وأسعده، من الأزْر: القوّة والشدّة (النهاية: ج 1 ص 46 «أزر»).
۷.الرُّقية: العوذة التى يرقى بها صاحب الآفة، كالحمّى (مجمع البحرين: ج 2 ص 726 «رقى»).
۸.حمامة: امرأة كانت تخدم في بيت فاطمة الزّهراء عليهاالسلام كما يظهر من بعض الأخبار راجع: الخرائج والجرائح: ج2 ص842.
۹.الخرائج والجرائح: ج 2 ص 843 ح 60، بحار الأنوار: ج 43 ص 272 ح 39.
۱۰.هند دختر ابو اُميّة بن مغيره قريشى مخزومى، به كنيه اش شهرت دارد. پدرش از سخاوتمندان بود. او با شوهرش ابو سَلَمه، به حبشه مهاجرت كرد و از آن جا به مدينه هجرت نمود و نخستين هودج نشين مهاجرى بود كه وارد مدينه شد. وقتى شوهرش بر اثر زخمى كه در جنگ اُحُد خورده بود، از دنيا رفت، پيامبر صلى الله عليه و آله در سال چهارم هجرى، او را به همسرى گرفت. اُمّ سلمه از زنان فهميده صحابى بود و از پيامبر صلى الله عليه و آله، روايت نقل كرده است. داستان كسا كه در منزل وى اتّفاق افتاد، مشهور است و در آن، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «تو بر راه درست هستى». اُمّ سلمه، زنى زيبا و دل ربا و صاحب نظر بود. وى از شخصيت هاى مشهور به دوستى اهل بيت عليهم السلام و ولايت آنان بود. امام حسين عليه السلام صحيفه مُهر و موم شده و سلاح پيامبر صلى الله عليه و آله و باقى ميراث نبوى را تسليم وى كرد و پس از آن، امام زين العابدين عليه السلام آنها را تحويل گرفت. وى در دوران خلافت يزيد بن معاويه در سال 61 ق، از دنيا رفت و در بقيع به خاك سپرده شد.
۱۱.از برخى گزارش ها به دست مى آيد كه حَمامه، خدمت گزار فاطمه زهرا عليهاالسلام بوده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۳۹