حدیث دربارهداشتن منزلت هاى والا در بهشت
الأمالي للطوسي عن ميمونة واُمّ سلمة:اِستَسقَى الحَسَنُ عليه السلام، فَقامَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَجَدَحَ ۱ لَهُ في غُمَرٍ كانَ لَهُم ـ يَعني قَدَحا يُشرَبُ فيهِ ـ ثُمَّ أتاهُ بِهِ، فَقامَ الحُسَينُ عليه السلام فَقالَ: اِسقِنيهِ يا أبَه، فَأَعطاهُ الحَسَنَ عليه السلام، ثُمَّ جَدَحَ لِلحُسَينِ عليه السلام فَسَقاهُ، فَقالَت فاطِمَةُ عليهاالسلام: كَأَنَّ الحَسَنَ أحَبُّهُما إلَيكَ؟
قالَ: إنَّهُ استَسقى قَبلَهُ، وإنّي وإيّاكِ وهُما وهذَا الرّاقِدَ ۲ في مَكانٍ واحِدٍ فِي الجَنَّةِ. ۳
الأمالى، طوسىـ به نقل از ميمونه و اُمّ سلمه ـ: حسن عليه السلام آب خواست. پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و مشك آب را تكان داد و آن را براى او آورد كه حسين عليه السلام برخاست و گفت: «اى پدر! آن آب را به من بده»؛ امّا پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به حسن عليه السلام داد و سپس براى حسين عليه السلام نيز همان كار را كرد و به او آب داد. فاطمه عليهاالسلامگفت: گويى حسن را بيشتر دوست دارى!
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «او پيش تر آب خواسته بود. من، تو، اين دو و اين خوابيده (يعنى امير مؤمنان عليه السلام) در بهشت، يك جايگاه داريم».