حدیث دربارهداشتن منزلت هاى والا در بهشت
المناقب لابن شهرآشوب عن ابن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:رَأَيتُ فِي الجَنَّةِ قَصرا مِن دُرَّةٍ بَيضاءَ، لا صَدعَ فيها ولا وَصلَ ۱، فَقُلتُ: حَبيبي جَبرَئيلُ، لِمَن هذَا القَصرُ؟ قالَ: لِلحُسَينِ ابنِكَ. ثُمَّ تَقَدَّمتُ أمامَهُ، فَإِذا أنَا بِتُفّاحٍ، فَأَخَذتُ تُفّاحَةً، فَفَلَقتُها، فَخَرَجَت مِنها حَوراءُ كَأَنَّ مَقاديمُ ۲ النُّسورِ أشفارَ ۳ عَينَيها، فَقُلتُ: لِمَن أنتِ؟ فَبَكَت، ثُمَّ قالَت: لاِبنِكَ الحُسَينِ. ۴
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابن عبّاس، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ: در بهشت، كاخى از مرواريدِ سپيد ديدم كه هيچ شكاف و وصلى نداشت (يك دست و يك پارچه بود). گفتم: «دوست من، جبرئيل! اين كاخ، از آنِ كيست؟».
گفت: براى پسرت، حسين.
سپس جلوتر رفتم. سيبى ديدم. آن را گرفتم و دو نيم كردم. حوريّه اى از آن بيرون آمد كه پلك چشمانش گويى پَرِ باز شكارى [بلند و خميده] بود. گفتم: «تو براى چه كسى هستى؟».
گريست و گفت: براى پسرت حسين.