نتایج جستجو برای «ادب»: ۳۰۸ حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميـعِ خَلقـي. ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَلَم يُقبِل، فَقالَ لَهُ: اِستَكبَرتَ، فَلَعَنَهُ. ۱

امام صادق عليه السلام: خداوند، خرد راـ كه نخستين آفريده روحانىِ او در سَمت راست عرش است ـامام صادق عليه السلام: خداوند، خرد را از نور خود آفريد. آن گاه بدو گفت: «پشت كن». او نيز پشت كرد. پس فرمود: «روى آور». خرد، روى آورد. پس از آن، خداوند متعال فرمود: «تو را بزرگ آفريدم و بر تمام آفريده هايم ارجمند داشتم». پس از آن، جهل (نادانى) را از درياى شور و تاريك، خلق كرد و بدان فرمود: «پشت كن». او نيز پشت كرد. پس فرمود: «روى آور». او رو نياورد. پس به جهل فرمود: «گردنكشى كردى». آن گاه او را لعنت كرد. أدبر فأدبر فقال له: من أنا ومن أنت؟ قال أنا العبد الذليل وأنت الربّ الجليل. وقتى خداوند، خرد را آفريد، به وى فرمود: «بيا». پس آمد. آن گاه فرمود: «من كيستم و تو كيستى؟». گفت: من منم و تو تو! آن گاه به

۱.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، الخصال: ص 589 ح 13، علل الشرائع: ص 114 ح 10، المحاسن: ج 1 ص 311 ح 620، مشكاة الأنوار: ص 441 ح 1485 وليس فيه «من البحر الاُجاج ظلمانيًّا» وكلّها عن سماعة بن مهران، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۲.در ملاقاتى كه در تاريخ 26 / 8 / 1379 با آية اللّه محمّد تقى بهجت داشتم، ايشان ضمن اشاره به اين كه برخى از روايات، نياز به سند ندارند و قوّت متن آنها گواه حُجّيت آنهاست، فرمودند: مثل روايتى كه درباره خلقت عقل نقل شده و من بدان يقين دارم و در كتب متأخّرين ديده ام؛ ولى يادم نيست كجا ديده ام. متن حديث اين است: لمّا خلقُ اللّه العقل، قال له أقبل فأقبل فقال له من أنا ومن أنت؟ قال: أنا أنا و أنت أنت!، ثمّ قال له: أدبر فأدبر فقال له: من أنا ومن أنت؟ قال أنا العبد الذليل وأنت الربّ الجليل. وقتى خداوند، خرد را آفريد، به وى فرمود: «بيا». پس آمد. آن گاه فرمود: «من كيستم و تو كيستى؟». گفت: من منم و تو تو! آن گاه به وى فرمود: «پشت كن». او نيز پشت كرد. آن گاه به وى فرمود: «من كيستم و تو كيستى؟». گفت: من بنده خوارم و تو پروردگار بزرگ هستى. وقتى عقل در مقابل نور قرار مى گيرد، احساس مى كند كه خود، چيزى است. نمى داند او آينه دار نور حق ـ تعالى ـ است و خود، چيزى ندارد و لذا مى گويد: «من منم، و تو تو!»؛ امّا وقتى ادبار كرد، در تاريكى محض قرار مى گيرد و مى فهمد كه هيچ ندارد. از اين رو مى گويد: «أنا العبد الذليل و أنت الربّ الجليل». بعد اضافه فرمودند: «آيا اين روايت، احتياج به سند دارد؟! اين، توحيد و ارشاد به حكم عقل است». همچنين از اين جانب خواستند كه منبع اين روايت را پيدا كنم؛ ليكن به رغم تلاش هاى فراوان، تاكنون مصدرى براى آن يافت نشده است، نه از كتب قدما و نه از كتب متأخّران. (رى شهرى)
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:عَقلُ المَرءِ نِظامُهُ، وأدَ بُهُ قِوامُهُ، وصِدقُهُ إمامُهُ، وشُكرُهُ تَمامُهُ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، نظام نامه آدمى، و ادب، مايه استوارى او، و راستى، پيشواى او، و سپاس گزارى، مايه كمال اوست.
۱.غرر الحكم: ح 6335.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:إنَّمَا الشَّرَفُ بِالعَقلِ وَالأَدَبِ لا بِالمالِ وَالحَسَبِ. ۱
امام على عليه السلام:بزرگوارى، به خرد و ادب است، نه به ثروت و قبيله.
۱.غرر الحكم: ح 3873، عيون الحكم والمواعظ: ص 178 ح 3654.
الإمام عليّ عليه السلام:أغلَى الأشياءِ أصلاً وأحلاها ثَمَرَةً: صالِحُ الأعمالِ، وحُسنُ الأدَبِ، وعَقلٌ مُستَعمَلٌ. ۱
امام على عليه السلام:گران بهاترين چيزها از نظر پايه و اساس، و شيرين ترينِ آنها از نظر ميوه، كارهاى شايسته، ادب نيكو، و خردى است كه به كار گرفته شود.
۱.مطالب السؤول: ص 50.
عنه عليه السلام:لَن يَنجَعَ الأَدَبُ حَتّى يُقارِنَهُ العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:ادب، سودمند نيست، مگر آن كه با خرد همراه گردد.
۱.غرر الحكم: ح 7412، عيون الحكم والمواعظ: ص 408 ح 6914.
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ، وحَشوُهَا الإِيمانَ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلَ، وقَيِّمُهَا العَقلَ، ودَليلُهَا العِلمَ، وسُكّانُهَا الصَّبرَ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! لقمان به فرزندش فرمود: «فرزندم! دنيا دريايى ژرف است كه خَلقى بسيار در آن غرق شدند. پس تلاش كن تا در اين دريا كشتى ات تقواى خداوند، ساحلش ايمان، بادبانش توكّل [بر خدا]، ناخدايش خِرد، راه نمايش دانش و سُكّانش ۲ شكيبايى باشد».
۱.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12 عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص 386، بحار الأنوار: ج 78 ص 299 ح 1.
۲.سكّان، وسيله اى چوبى يا فلزى است كه در يكى از دو انتهاى كشتى جاسازى مى شود و با حركت دادن آن، جهت حركت كشتى تعيين مى گردد (ر. ك: لغت نامه دهخدا: ج 8 ص 12069).
عنه عليه السلام:العاقِلُ يَتَّعِظُ بِالأَدَبِ، وَالبَهائِمُ لا تَرتَدِعُ إلاّ بِالضَّربِ. ۱
امام على عليه السلام:خردمندان، از ادب پند مى گيرند و چارپايان، جز با كتك، باز داشته نمى شوند.
۱.غرر الحكم: ح 10352، عيون الحكم والمواعظ: ص 143 ح 3205.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حُسنُ الأَدَبِ زينَةُ العَقلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ادب نيكو، زيور خرد است.
۱.جامع الأخبار: ص 337 ح 947، بحار الأنوار: ج 77 ص 131 ح 14.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:كُلُّ شَيءٍ يَحتاجُ إلَى العَقلِ، وَالعَقلُ يَحتاجُ إلَى الأَدَبِ. ۱
امام على عليه السلام:هر چيزى به خرد نياز دارد و خرد، نيازمند ادب است.
۱.غرر الحكم: ح 6911، عيون الحكم والمواعظ: ص 377 ح 6381.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:إنَّ بِذَوِي العُقولِ مِنَ الحاجَةِ إلَى الأَدَبِ كَما يَظمَأُ الزَّرعُ إلَى المَطَرِ. ۱
امام على عليه السلام:نياز خردمندان به ادب، مانند نياز كشتزار به باران است.
۱.غرر الحكم: ح 3475، عيون الحكم والمواعظ: ص 151 ح 3310.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:نِعمَ قَرينُ العَقلِ الأَدَبُ. ۱
امام على عليه السلام:بهترين همنشين خرد، ادب است.
۱.غرر الحكم: ح 9894.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:الأَدَبُ صورَةُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:ادب، صورت خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 996، كنز الفوائد: ج 1 ص 199، عيون الحكم والمواعظ: ص 51 ح 133؛ مائة كلمة للجاحظ: ص 74 ح 159.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:صَلاحُ العَقلِ الأَدَبُ. ۱
امام على عليه السلام:سامان يافتن خرد، به ادب است.
۱.غرر الحكم: ح 5799، عيون الحكم والمواعظ: ص 303 ح 5394.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:الأَدَبُ هُوَ لَقاحُ العَقلِ وذَكاءُ القَلبِ. ۱
امام على عليه السلام:ادب، سبب بارورى خرد و پالايش دل است.
۱.أعلام الدين: ص 84، إرشاد القلوب: ص 160.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:لا عَقلَ لِمَن لا أدَبَ لَهُ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه ادب ندارد، از خرد، بى بهره است.
۱.غرر الحكم: ح 10769، عيون الحكم والمواعظ: ص 539 ح 9975.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:ذَكِّ ۱ عَقلَكَ بِالأَدَبِ كَما تُذَكَّى النّارُ بِالحَطَبِ. ۲
امام على عليه السلام:خرد را با ادب كامل ساز، همان گونه كه آتش با هيزم، شعله ور مى شود.
۱.الذَّكاءُ: شدّة وَهَج النار، يقال: ذَكَّيتُ النارَ؛ إذا أتممتَ إشعالها ورفعتَها. والذَّكاءُ: حِدّة الفؤاد، وسرعة الفطنة (لسان العرب: ج 14 ص 287).
۲.غرر الحكم: ح 5200، عيون الحكم والمواعظ: ص 257 ح 4756.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
امام سجّاد عليه السلام:همنشينى با دانشمندان، سبب زيادى خرد است.
۱.الكافي: ج 1 ص 20 ح 12، تحف العقول: ص 390 وفيه «أدب العلماء» وكلاهما عن هشام بن الحكم عن الإمام الكاظم عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 141 ح 30.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتادبخرد +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:نِعمَ العَونُ الأَدَبُ لِلنَّحيزَةِ ۱، وَالتَّجارِبُ لِذِي اللُّبِّ. ۲
امام على عليه السلام:بهترين ياور سرشت [انسانى]، ادب، و بهترين ياور خردمند، تجربه است.
۱.النَّحِيزَة: الطبيعة (القاموس المحيط: ج 4 ص 193).
۲.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 385 ح 5834.
الإمام زين العابدين عليه السلام:اللّهُمَّ ارزُقني عَقلاً كامِلاً وعَزمًا ثاقِبًا ولُبًّا راجِحًا وقَلبًا ذَكِيًّا وعِلمًا كَثيرًا وأدَبًا بارِعًا، وَاجعَل ذلِكَ كُلَّهُ لي ولا تَجعَلهُ عَلَيَّ، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:بار خدايا! به من خردى كامل، تصميمى استوار، انديشه اى سنگين، دلى تيز بين، دانشى بسيار و ادبى برجسته روزى كن و اينها را به سودم قرار بده و به زيانم قرار مده، به مهربانى ات، اى مهربان ترينِ مهربانان!
۱.المصباح للكفعمي: ص 93، مستدرك الوسائل: ج 10 ص 223 ح 11900 نقلاً عن المزار القديم، بحار الأنوار: ج 87 ص 325 ح 14.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۰۸