فیلترها
نتایج جستجو برای «امتحان»: ۲۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الجواد عليه السلامـ فِي رِسالَتِهِ لِعَلِيِّ بنِ مَهزِيارَ ـ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحِيمِ، يا عَلِيُّ أَحسَنَ اللّهُ جَزاكَ، وَأَسكَنَكَ جَنَّتَهُ، وَمَنَعَكَ مِنَ الخِزيِ فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ، وَحَشَرَكَ اللّهُ مَعَنا.
يا عَلِيُّ، قَد بَلَوتُكَ وَخَبَّرتُكَ فِي النَّصِيحَةِ وَالطّاعَةِ وَالخِدمَةِ، وَالتَّوقِيرِ وَالقِيامِ بِما يَجِبُ عَلَيكَ، فَلَو قُلتُ إِنِّي لَم أَرَ مِثلَكَ لَرَجَوتُ أَن أَكُونَ صادِقا. فَجَزاكَ اللّهُ جَنّاتِ الفِردَوسِ نُزُلاً، فَما خَفِيَ عَلَيَّ مَقامَكَ وَلا خِدمَتَكَ فِي الحَرِّ وَالبَردِ، فِي اللَّيلِ وَالنَّهارِ، فَأَسأَلُ اللّهَ إِذا جَمَعَ الخَلائِقَ لِلقِيامَةِ أَن يَحبُوَكَ ۱
بِرَحمَةٍ تَغتَبِطُ بِها، إِنَّهُ سَمِيعُ الدُّعاءِ. ۲
امام جواد عليه السلام ـ در نامه اش به على بن مهزيار ـ:به نام خداوند بخشاينده مهربان. اى على! خداوند به تو پاداش نيك عطا كند و تو را در بهشتش جاى دهد و در دنيا و آخرت، از خوارى، نگاهت دارد و با ما محشورت فرمايد!
اى على! من تو را در وفادارى و فرمان بردارى و خدمت گزارى و احترام گذاشتن [به ما] و انجام وظيفه امتحان و آزمايش كردم و اگر بگويم مانند تو را نديده ام، اميدوارم كه راست گفته باشم. پس خداوند، پذيرايى از تو را در باغ هاى فردوس قرار دهد! جايگاه تو و خدمت گزارى ات در گرما و سرما و در شب و روز، بر ما پوشيده نيست. از خدا مى خواهم كه چون خلايق را در قيامت گرد آورد، چنان رحمتى به تو بخشد كه بِدان شادمان شوى، كه او شنونده [و اجابت كننده]ى دعاست.
کلیدواژهها بهشتنام های بهشتنوید داده شدگان به بهشتشماری از یاران امام جواد علیه السلام +1 مورد دیگر
مهج الدعوات عن الإمام الحسين عليه السلامـ في قُنوتِهِ ـ: اللّهُمَّ مَن أوى إلى مأوىً فَأَنتَ مَأوايَ، ومَن لَجَأَ إلى مَلجَأٍ فَأَنتَ مَلجَئي، اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاسمَع نِدائي، وأجِب دُعائي، وَاجعَل مَآبي ۱ عِندَكَ ومَثوايَ ۲، وَاحرُسني في بَلوايَ مِنِ افتِنانِ الاِمتِحانِ، ولَمَّةِ ۳ الشَّيطانِ، بِعَظَمَتِكَ الَّتي لا يَشوبُها ۴ وَلَعُ نَفسٍ بِتَفتينٍ، ولا وارِدُ طَيفٍ بِتَظنينٍ، ولا يَلُمُّ بِها فَرَحٌ ۵، حَتّى تَقلِبَني إلَيكَ بِإِرادَتِكَ غَيرَ ظَنينٍ ولا مَظنونٍ، ولا مُرابٍ ولا مُرتابٍ، إنَّكَ أرحَمُ الرّاحِمينَ. ۶
مهج الدعواتـ از امام حسين عليه السلام (در قنوتش) ـ: خدايا! هر كس به پناهگاهى پناه آورْد و تو، پناهگاه منى. هر كس به آشيانه اى روى آورد و تو، آشيانه منى.
خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و نداى مرا بشنو و دعايم را اجابت كن و بازگشت و منزلگاهم را نزد خودت قرار ده. مرا از گرفتارى فتنه آزمونم و همراهىِ شيطان، نگاه دار، به سبب بزرگى ات كه شيفتگىِ جان فتنه زده اى با آن درنمى آميزد و باريكه اى از بدگمانى بدان راه نمى يابد و سرمستى اى بدان نزديك نمى گردد تا مرا به خواست خود، بگردانى، بى آن كه گمان بد ببرم و يا گمان بد به من برود، و نه در من ترديد شود و نه ترديد كنم، كه تو مهربان ترينِ مهربانانى.
۱.المَآب: المرجِع (الصحاح: ج 1 ص 89 «أوب»).
۲.المَثوى: المَنزِل (المصباح المنير: ص 88 «ثوى»).
۳.اللَّمَّةُ: الخَطرَةُ تقع في القلب، فما كان من خَطَرات الخير فهو من المَلَك، وما كان من خَطَرات الشّرّ فهو من الشيطان (النهاية: ج 4 ص 273 «لمم»).
۴.الشَّوْبُ: الخلط (الصحاح: ج 1 ص 158 «شوب»).
۵.في بحار الأنوار: «فرج» بدل «فرح».
۶.مهج الدعوات: ص 69، بحار الأنوار: ج 85 ص 214 ح 1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ في بَيانِ خَصائِصِ الأنبِياء ـ:كانوا قوماً مُستَضعَفينَ، قَدِ اختَبَرَهُمُ اللّهُ بِالمَخمَصَةِ، وَابتَلاهُم بِالمَجهَدَة، وَامتَحَنَهُم بِالمَخاوِفِ، وَمَخَضَهُم بِالمَكارِهِ. فَلا تَعتَبِروا الرِّضى وَالسُّخطَ بِالمالِ وَالوَلَدِ جَهلاً بِمَواقِعِ الفِتنَةِ وَالاِختِبارِ في مَوضِعِ الغِنى وَالاِقتِدارِ؛ فَقَد قالَ سُبحانَهُ وَتَعالى: «أَيَحْسَبُونَ أَنَّمَا نُمِدُّهُم بِهِ مِن مَّالٍ وَ بَنِينَ * نُسَارِعُ لَهُمْ فِى الْخَيْراتِ بَل لاَّ يَشْعُرُونَ» ۱ فَإنَّ اللّهَ سُبحانَهُ يَختَبِرُ عِبادَهُ المُستَكبِرينَ فِي أنفُسِهِم بِأولِيائِهِ المُستَضعَفينَ فِي أعيُنِهِم. وَلَقَد دَخَلَ موسى بنُ عِمرانَ وَمَعَهُ أخوهُ هارونُ عليهماالسلام على فِرعَونَ وَعَلَيهِما
امام على عليه السلام ـ در تبيين ويژگى هاى پيامبران ـ:آنان گروهى مستضعف بودند كه خداوند، آنان را با گرسنگى آزموده بود و به سختى گرفتارشان ساخته و با ترس و بيمها آزمايششان كرده بود و از ناملايمات و ناراحتى ها پاكشان گردانيده بود. پس خشنودى و خشمِ خدا را به [داشتن يا نداشتن] مال و فرزند مپنداريد، كه اين از سرِ جهل به موارد آزمايش هنگام بى نيازى و قدرت است و از اين رو، خداوندِ پاك و بزرگ فرموده است: «آيا گمان مى كنند كه مال و فرزندانى كه به آنها مى بخشيم، [از آن روست كه] در نيكويى به ايشان، بى درنگ و پُرشتابيم؟ [نه،] امّا نمى فهمند» .
خداوند سبحان، بندگانِ خود را كه خودپسند و مستكبرند، به دوستانش كه در نظر آنان مستضعف و خوار و زبون اند، مى آزمايد. آنجا كه موسى بن عمران و برادرش هارون
شرح نهج البلاغة:لَمّا تَقاعَسَ مُحَمَّدٌ يَومَ الجَمَلِ عَنِ الحَملَةِ وحَمَلَ عَلِيٌّ عليه السلام بِالرّايَةِ فَضَعضَعَ أركانَ عَسكَرِ الجَمَلِ، دَفَعَ إلَيهِ الرّايَةَ وقالَ: اُمحُ الاُولى بِالاُخرى، وهذِهِ الأَنصارُ مَعَكَ. وضَمَّ إلَيهِ خُزَيمَةَ بنَ ثابِتٍ ذَا الشَّهادَتَينِ في جَمعٍ منَ الأَنصارِ، كَثيرٌ مِنهُم مِن أهلِ بَدرٍ، فَحَمَلَ حَمَلاتٍ كَثيرَةً أزالَ بِهَا القَومَ عَن مَواقِفِهِم، وأبلى بَلاءً حَسَنا.
فَقالَ خُزَيمَةُ لِعَلِيٍّ عليه السلام: أما إنَّهُ لَو كانَ غَيرَ مُحَمَّدٍ اليَومَ لَافتَضَحَ، ولَئِن كُنتَ خِفتَ عَلَيهِ الحَينَ ۱ وهُوَ بَينَكَ وبَينَ حَمزَةَ وجَعفَرٍ لَما خِفناهُ عَلَيهِ، وإن كُنتَ أرَدتَ أن تُعَلِّمَهُ الطِّعانَ فَطالَما عَلَّمتَهُ الرِّجالُ!
وقالَتِ
شرح نهج البلاغة:چون محمّد [بن حنفيّه]در جنگ جمل از حمله بازماند، على عليه السلام، خود، پرچم را به دست گرفت و پس از آن كه اركان لشكر جمل را در هم ريخت، پرچم را به محمّد بازگردانْد و فرمود: «با كار آخرت، كار اوّلت را جبران كن و اين انصار، با تو هستند» و خزيمة بن ثابت ذو شهادتين را با گروهى از انصار ـ كه بسيارى از آنها از اهل بدر بودند ـ، در اختيار او نهاد. پس حمله هاى فراوانى كرد و لشكر جمل را از جايشان بيرون كرد و امتحان خوبى داد.
خزيمه به على عليه السلام گفت: بدان كه اگر امروزْ كسى جز محمّد بود، رسوا مى شد و اگر بيم كشته شدنِ او را آن دارى ـ با آن كه از نسل تو و حمزه و جعفر است ـ، ما اين بيم را نداريم، و اگر مى خواهى جنگ كردن را به او بياموزى، بياموز كه آن را به بسيارى آموخته اى.
و
الإمام زين العابدين عليه السلام:رَحِمَ اللّهُ العَبّاسَ ـ يَعنِي ابنَ عَلِيٍّ ـ فَلَقَد آثَرَ وأبلى وفَدى أخاهُ بِنَفسِهِ حَتّى قُطِعَت يَداهُ، فَأَبدَلَهُ اللّهُ بِهِما جَناحَينِ يَطيرُ بِهِما مَعَ المَلائِكَةِ فِي الجَنَّةِ كَما جَعَلَ لِجَعفَرِ بنِ أبي طالِبٍ. وإنَّ لِلعَبّاسِ عِندَ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالى لَمَنزِلَةً يَغبِطُهُ بِها جَميعُ الشُّهَداءِ يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:خداوند، عبّاس را بيامرزد! بى ترديد، ايثار كرد و امتحان داد و جان خود را فداى برادرش كرد تا آن كه هر دو دستش قطع شد. پس خداوند، به جاى آن دو، دو بال برايش قرار داد كه با آن، همراه فرشتگان در بهشت پرواز مى كند، همان گونه كه براى جعفر بن ابى طالب قرار داد.
بى گمان، براى عبّاس، نزد خداى ـ تبارك و تعالى ـ، منزلتى است كه همه شهدا در روز قيامت به آن، رشك مى برند.
۱.الخصال: ص 68 ح 101، الأمالي للصدوق: ص 548 ح 731 كلاهما عن ثابت بن أبي صفيّة.
الإمام الصادق عليه السلام:كانَ عَمُّنَا العَبّاسُ نافِذَ البَصيرَةِ، صُلبَ الإِيمانِ، جاهَدَ مَعَ أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام، وأبلى بَلاءً حَسَنا، ومَضى شَهيدا. ۱
امام صادق عليه السلام:عمويمان عبّاس، تيزبين بود و ايمانى استوار داشت. در كنار ابا عبد اللّه عليه السلام جهاد كرد و امتحانى نيكو داد و به شهادت رسيد.
۱.سرّ السلسلة العلويّة: ص 89، عمدة الطالب: ص 356 كلاهما عن المفضّل بن عمر.
الإرشاد عن ابن إسحاق:كانَ صاحِبُ لِواءِ قُرَيشٍ يَومَ اُحُدٍ طَلحَةَ بنَ طَلحَةَ بنِ عَبدِ العُزَّى بنِ عُثمانَ بنِ عَبدِ الدّارِ قَتَلَهُ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام، وقَتَلَ ابنَهُ أبا سَعيدِ بنَ طَلحَةَ، وقَتَلَ أخاهُ كَلَدَةَ بنَ أبي طَلحَةَ، وقَتَلَ عَبدَ اللّهِ بنَ حُمَيدِ بنِ زُهَرَةَ بنِ الحارِثِ بنِ أسَدِ بنِ عَبدِ العُزّى، وقَتَلَ أبَا الحَكَمِ بنَ الأَخنَسِ بنِ شَريقِ الثَّقَفِيَّ، وقَتَلَ الوَليدَ بنَ أبي حُذَيفَةَ بنِ المُغيرَةِ، وقَتَلَ أخاهُ اُمَيَّةَ بنَ أبي حُذَيفَةَ بنِ المُغيرَةِ، وقَتَلَ أرطاةَ بنَ شُرَحبيلَ، وقَتَلَ هِشامَ بنَ اُمَيَّةَ وعَمرَو بنَ عَبدِ اللّهِ الجُمَحِيَّ وبِشرَ بنَ مالِكٍ، وقَتَلَ صُوابا مَولى بَني عَبدِ الدّارِ؛ فَكانَ الفَتحُ لَهُ، ورُجوعُ
الإرشادـ به نقل از ابن اسحاق ـ: پرچمدار قريش در جنگ اُحد، طلحة بن طلحة بن عبد العُزّى بن عثمان بن عبد الدار بود كه على بن ابى طالب عليه السلام وى را كشت و پسرش ابو سعيد بن طلحه و برادرش كلدة بن ابى طلحه را نيز كشت.
و عبد اللّه بن حميد بن زهرة بن حارث بن اسد بن عبد العزّى و ابو الحَكم بن اخنس بن شريق ثقفى و وليد بن ابى حذيفة بن مغيره و برادرش اميّة بن ابى حذيفة بن مغيره و ارطات بن شُرَحبيل و هشام بن اميّه و عمرو بن عبد اللّه جمحى و بِشر بن مالك و صُواب، وابسته بنى عبد الدار، را نيز كشت.
پس پيروزى با او بود و بازگشت مردم به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فرارشان، به سبب ايستادگى و دفاع على عليه السلام به تنهايى از پيامبر صلى الله عليه و آله بود.
و در آن روز، سرزنش خداى متعال،
۱.وفي نسخة: «حرمة».
۲.المُعَمُّ المُخْوَل: الكثير الأعمام والأخوال والكريمهم وقد يكسران (الصحاح: ج 5 ص 1992 «عمم»).
۳.مجَدَّلاً: أي مرميّا ملقىً على الأرض قتيلاً (النهاية: ج 1 ص 248 «جدل»).
۴.أي عطشان (لسان العرب: ج 4 ص 178 «حزن»).
۵.الإرشاد: ج 1 ص 91، كشف الغمّة: ج 1 ص 196 وراجع السيرة النبويّة لابن هشام: ج 3 ص 159.
الإمام عليّ عليه السلام:لَمّا أنزَلَ اللّهُ سُبحانَهُ قَولَهُ: «الم * أَحَسِبَ النَّاسُ أَن يُتْرَكُواْ أَن يَقُولُواْ ءَامَنَّا وَ هُمْ لَا يُفْتَنُونَ» ۱ عَلِمتُ أنَّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بِنا ورَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بَينَ أظهُرِنا، فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، ما هذِهِ الفِتنَةُ الَّتي أخبَرَكَ اللّهُ تَعالى بِها؟ فَقالَ:
يا عَلِيُّ، إنَّ اُمَّتي سَيُفتَنونَ مِن بَعدي. فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، أوَلَيسَ قَد قُلتَ لي يَومَ اُحُدٍ حَيثُ استُشهِدَ مَنِ استُشهِدَ مِنَ المُسلِمينَ، وحيزَت عَنِّي الشَّهادَةُ، فَشَقَّ ذلِكَ عَلَيّ، فَقُلتَ لي: أبشِر؛ فَإِنَّ الشَّهادَةَ مِن وَرائِكَ.
فَقال لي: إنَّ ذلِكَ لَكَذلِكَ، فَكَيفَ صَبرُكَ إذَن؟ فَقُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، لَيسَ هذا مِن
امام على عليه السلام:چون خداى سبحان، آيه «الف، لام، ميم * آيا مردم گمان كردند همين كه گفتند ايمان آورديم، وا نهاده مى شوند و امتحان نمى شوند؟» را نازل كرد، دانستم كه تا پيامبر خدا در ميان ماست، فتنه بر ما در نمى آيد.
پس گفتم: اى پيامبر خدا! اين فتنه اى كه خداوندْ تو را از آن خبر داده، چيست؟
فرمود: «اى على! امّت من پس از من، دچار فتنه مى شوند».
گفتم: اى پيامبر خدا! آيا در جنگ اُحد، آن جا كه برخى از مسلمانانْ شهيد شدند و من نشدم و اين بر من گران آمد، به من نفرمودى: «مژده ده كه شهادت در پى توست!»؟
به من فرمود: «آن، همين گونه است. پس در آن هنگام، صبرت چگونه است؟».
گفتم: اى پيامبر خدا! اين از جايگاه هاى صبر نيست؛ بلكه از جايگاه هاى بشارت و شكر است.
الإرشادـ في غَزوَةِ تَبوكَ ـ: أوحَى اللّهُ تَبارَكَ وتَعالَى اسمُهُ إلى نَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله أن يَسيرَ إلَيها بِنَفسِهِ، ويَستَنفِرَ النّاسَ لِلخُروجِ مَعَهُ، وأعلَمَهُ أنَّهُ لا يَحتاجُ فيها إلى حَربٍ، ولا يُمنى بِقِتالِ عَدُوٍّ، وأنَّ الاُمورَ تَنقادُ لَهُ بِغَيرِ سَيفٍ، وتَعَبَّدَهُ بِامتِحانِ أصحابِهِ بِالخُروجِ مَعَهُ وَاختِبارِهِم، لِيَتَمَيَّزوا بِذلِكَ وتَظهَرَ سَرائِرُهُم.
فَاستَنفَرَهُمُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله إلى بِلادِ الرّومِ، وقَد أينَعَت ثِمارُهُم، وَاشتَدَّ القَيظُ عَلَيهِم، فَأَبطَأَ أكثَرُهُم عَن طاعَتِهِ؛ رَغبَةً فِي العاجِلِ، وحِرصا عَلَى المَعيشَةِ وإصلاحِها، وخَوفا مِن شِدَّةِ القَيظِ، وبُعدِ المَسافَةِ، ولِقاءِ العَدُوِّ. ثُمَّ نَهَضَ بَعضُهُم عَلَى
الإرشادـ در جنگ تبوك ـ: خداوند ـ كه نامش مبارك و بلند باد ـ، به پيامبرش وحى كرد كه خود او به اين جنگ برود و مردم را براى كوچ به همراهى برانگيزد و او را آگاه ساخت كه در آن سفر، نيازى به جنگ ندارد و دچار پيكار با دشمن نمى شود و كارها بى شمشير، رام او خواهد شد و فرمان خروج، تنها براى آزمودن اصحاب اوست تا فرمانبردار و نافرمان، از هم جدا شوند و آنچه در نهان دارند، آشكار شود.
پيامبر صلى الله عليه و آله از آنان خواست كه به سوى سرزمين روم حركت كنند، در حالى كه ميوه هايشان رسيده بود و گرما بر آنان سخت گشته بود. از اين رو، بيشتر آنان به جهت بردن سود نقد محصولات، آزمندى در تأمين و اصلاح زندگى، دلهره از شدّت گرما و دورى راه و برخورد با دشمن، از فرمان ايشان، سر باز زدند.
سپس گروهى از آنان با گران
الإمام عليّ عليه السلام:مَرِضتُ، فَأَتى عَلَيَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وأنَا أقولُ: اللّهُمَّ إن كانَ أجَلي قَد حَضَرَ فَأَرِحني، وإن كانَ مُتَأَخِّرا فَارفَعني، وإن كانَ البَلاء فَصَبِّرني. فَقالَ: ما قُلتَ؟ فَأَعَدتُ. فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ اشفِهِ اللّهُمَّ عافِهِ. ثُمَّ قالَ: قُم. فَقُمتُ، فَما عادَ لي ذلِكَ الوَجَعُ بَعدَهُ. ۱
امام على عليه السلام:بيمار شدم و پيامبر صلى الله عليه و آله به نزد من آمد، در حالى كه مى گفتم: خدايا! اگر مرگم در رسيده، راحتم كن، و اگر نرسيده، مرا از جا بلند كن و اگر [اين بيمارى،]بلا و امتحان است، شكيبايى ام ده.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «چه گفتى؟».
من [دعاى خود را] تكرار كردم.
پيامبر خدا فرمود: «خدايا! او را شفا بده. او را عافيت بخش!».
سپس فرمود: «برخيز!».
برخاستم و آن بيمارى ديگر به سراغم نيامد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 677 ح 4239، مسند ابن حنبل: ج 1 ص 182 ح 637 كلاهما عن عبد اللّه بن سلمة.
عنه عليه السلام:كُلّما كانتِ البَلوى والاختبارُ أعظمَ كانتِ المَثُوبةُ والجَزاءُ أجْزَلَ، ألَا تَرَونَ أنَّ اللّه سبحانه اخْتَبرَ الأوَّلِينَ مِن لَدُنْ آدمَ صلواتُ اللّهِ عليهِ إلى الآخِرينَ مِن هذاالعالَمِ بأحجارٍ لا تَضُرُّ ولا تَنفَعُ، ولا تُبصِرُ ولا تَسمَعُ، فجَعَلَها بَيتَهُ الحَرامَ الّذي جَعَلَهَ اللّهُ للنّاسِ قِياما.؟!
ولكنّ اللّه يَخْتبِرُ عِبادَهُ بأنواعِ الشَّدائدِ، ويَتَعبّدُهُم بأنواعِ المَجاهِدِ، ويَبْتَليهِم بضُروبِ المَكارِهِ؛ إخْراجا للتَّكَبُّرِ مِن قلوبهِمْ، وإسْكانا للتَّذَلُّلِ في نُفوسِهِم، ولِيَجْعلَ ذلكَ أبوابا فُتُحا إلى فضلِهِ، وأسبابا ذُلُلاً لِعَفوِهِ. ۱
امام على عليه السلام:هر چه امتحان و آزمايش بزرگتر باشد ثواب و پاداش فراوانتر است. مگر نمى بينيد كه خداوند سبحان پيشينيان را، از زمان آدم صلوات اللّه عليه تا آخرين نفر از مردم اين جهان، با سنگهايى كه زيان و سودى نمى رسانند و نمى توانند ببينند و بشنوند، آزمود و آن سنگها را خانه با حرمت خود ساخت؛ خانه اى كه براى مردم بر پا گردانيد.؟!
اما خداوند بندگانش را با انواع سختيها مى آزمايد و با رنج و كوششهاى گوناگون به بندگى وادارشان مى كند و با انواع ناخوشايندها امتحانشان مى كند تا خود بزرگ بينى را از دلهايشان بيرون كند و فروتنى را در جانهاشان جاى دهد و اين را درهايى قرار دهد گشوده به سوى فضل و بخشش خود و وسايلى آماده براى گذشت و آمرزش خويش.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لكنَّ اللّهَ يَختَبِرُ عِبادَهُ بأنواعِ الشَّدائدِ، ويَتَعبَّدُهُم بأنواعِ المَجاهِدِ، ويَبتَليهِم بِضُروبِ المَكارِهِ، إخراجا للتَّكَبُّرِ مِن قُلوبِهِم، وإسكانا للتَّذَلُّلِ في نُفوسِهِم، ولِيَجعَلَ ذلكَ أبوابا فُتُحا إلى فَضلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:ليكن خداوند بندگان خود را به انواع سختيها مى آزمايد و از طريق مجاهدتهاى گوناگون آنان رابه عبادت و بندگى مى گيرد و به انواع ناملايمات و ناخوشاينديها امتحانشان مى كند، تا تكبّر را از دلهايشان بيرون بَرد و خاكسارى را در جانهايشان بنشاند و نيز تا اين آزمايشها را درهاى گشوده اى به سوى فضل (احسان) خويش قرار دهد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:إنّ أمرَنا صَعبٌ مُستَصعَبٌ، لا يَحمِلُهُ إلّا عَبدٌ مؤمنٌ امتَحَنَ اللّهُ قَلبَهُ للإيمانِ. ۱
امام على عليه السلام:همانا قضيّه ما دشوار و ديرياب است و جز بنده مؤمنى كه خداوند دلش را براى ايمان آزموده باشد، كسى آن را بر نمى تابد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 189
کلیدواژهها امتحان
عنه عليه السلامـ في صفةِ الأنبياءِ عليهم السلام والأولياءِ ـ: قَدِ اختَبَرهُمُ اللّهُ بالمَخمَصَةِ، وابتَلاهُم بالمَجهَدَةِ، وامتَحَنَهُم بالمَخاوِفِ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف انبيا و اوليا ـفرمود: خداوند آنان را به گرسنگى آزمود و به [انواع] سختى گرفتارشان ساخت و به بيم و هراس ها امتحانشان نمود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192
کلیدواژهها امتحان
عنه عليه السلام:عِندَ الامتِحانِ يُكرَمُ الرّجُلُ أو يُهانُ. ۱
امام على عليه السلام:در امتحان است كه آدمى سربلند يا سرافكنده مى شود.
۱.غرر الحكم: 6206
کلیدواژهها امتحان
عنه عليه السلام:يُمتَحَنُ الرّجُلُ بفِعلِهِ لا بِقَولِهِ. ۱
امام على عليه السلام:مرد به كردارش آزموده مى شود، نه به گفتارش.
۱.غرر الحكم: 11026
کلیدواژهها امتحان
عنه عليه السلام:ثَلاثٌ يُمتَحَنُ بها عُقولُ الرِّجالِ، هُنَّ: المالُ، والوِلايَةُ، والمُصيبَةُ. ۱
امام على عليه السلام:سه چيز است كه خردهاى آدميان با آنها آزموده مى شود: دارايى، دوستى و مصيبت.
۱.غرر الحكم: 4664.
کلیدواژهها امتحان
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:خالِطِ النّاسَ تَخبُرْهُم، ومتى تَخبُرْهُم تَقْلِهِم. ۱
امام صادق عليه السلام:با مردم آميزش كن تا آنها را بيازمايى و چون امتحانشان كردى با آنان دشمن مى شوى.
۱.الكافي: 8/176/196.
کلیدواژهها امتحان
عنه عليه السلام:اِمتَحِنوا شِيعَتَنا عِندَ ثَلاثٍ: عِندَمَواقيتِ الصَّلاةِ كيفَ مُحافَظَتُهُم علَيها، وعِندَ أسرارِهِم كيفَ حِفظُهُم لَها عِندَ عَدُوِّنا، وإلى أموالِهِم كيفَ مُواساتُهُم لإخوانِهِم فيها. ۱
امام صادق عليه السلام:شيعيان ما را در سه چيز بيازماييد: در اوقات نمازشان كه چگونه بر آن مواظبت مى كنند. در رازهايشان كه چگونه آنها را از دشمنان ما حفظ مى كنند و در اموالشان كه چگونه با آن به برادران خود كمك مى كنند.
۱.الخصال: 103/62.
کلیدواژهها امتحان
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۳