نتایج جستجو برای «برادر»: ۷۶۱ حدیث
جامع الأحاديث للقمّي:سُئِلَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ الإِنسانُ؟ قالَ: غَريزَةُ عَقلٍ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَأَخٌ مُستَشيرٌ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَصَمتٌ فِي المَجالِسِ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَمَوتٌ عاجِلٌ. ۱
جامع الأحاديث:از امير مؤمنان سؤال شد: برترين چيزى كه به انسان ها بخشيده شده، چيست؟ فرمود: «خردِ سرشتى». گفته شد: اگر نباشد؟ فرمود: «برادرى كه با او مشورت شود». گفته شد: اگر نبود؟ فرمود: «خاموشى در مجلس ها». گفته شد: اگر اين هم نبود؟ فرمود: «مرگ زودرس».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 194.
الإمام عليّ عليه السلام:قَواعِدُ الإِسلامِ سَبعَةٌ: فَأَوَّلُهَا العَقلُ وعَلَيهِ بُنِيَ الصَّبرُ، وَالثّاني صَونُ العِرضِ وصِدقُ اللَّهجَةِ، وَالثّالِثَةُ تِلاوَةُ القُرآنِ عَلى جِهَتِهِ، وَالرّابِعَةُ الحُبُّ فِي اللّهِ وَالبُغضُ فِي اللّهِ، وَالخامِسَةُ حَقُّ آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ومَعرِفَةُ وَلايَتِهِم، وَالسّادِسَةُ حَقُّ الإِخوانِ وَالمُحاماةُ عَلَيهِم، وَالسّابِعَةُ مُجاوَرَةُ النّاسِ بِالحُسنى. ۱
امام على عليه السلام:پايه هاى اسلام، هفت تاست: خرد، نخستين پايه است و بر آن، شكيبايى استوار است. دومين پايه، راستگويى و آبرودارى است. پايه سوم، تلاوت قرآن است، آن گونه كه هست. چهارمين پايه، دوستى و دشمنى براى خداست. پايه پنجم، شناخت ولايت خاندان پيامبر و رعايت حقوق آنان است. ششمين پايه، حمايت از دوستان و برادران و اداى حقوق آنان است. پايه هفتم، به نيكى رفتار كردن با مردم است.
۱.تحف العقول: ص 196 عن كميل، بحار الأنوار: ج 68 ص 381 ح 31.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العِلمُ خَليلُ المُؤمِنِ، وَالعَقلُ دَليلُهُ، وَالعَمَلُ قَيِّمُهُ، وَالحِلمُ وَزيرُهُ، وَالصَّبرُ أميرُ جُنودِهِ، وَالرِّفقُ والِدُهُ، وَاللّينُ أخوهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش، دوست مؤمن است و خرد، راهنماى او؛ كار، سرپرست او و بردبارى، وزيرش؛ شكيبايى، فرمانده سربازان اوست و مدارا، پدرش و نرم خويى، برادرش.
۱.شُعب الإيمان: ج 4 ص 161 ح 4659 عن الحسن، نوادر الاُصول: ج 1 ص 130 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 10 ص 133 ح 28663 وص 144 ح 28732؛ تحف العقول: ص 55، بحار الأنوار: ج 69 ص 367 ح 3 نقلاً عن كتاب الشهاب.
عنه صلى الله عليه و آله:كُلُوا اليَقطينَ فَلَو عَلِمَ اللّهُ أنَّ شَجَرَةً أخَفُّ مِن هذِهِ لَأَنبَتَها عَلى أخي يونُسَ. إذَا اتَّخَذَ أحَدُكُم مَرَقًا فَليُكثِر فيهِ مِنَ الدُّبّاءِ، فَإِنَّهُ يَزيدُ فِي الدِّماغِ وفِي العَقلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:كدوى حلوايى بخوريد. پس اگر خداوند مى دانست كه درختى سبُك تر از آن هست، آن را براى برادرم يونس مى روياند. هر كس از شما آب گوشت درست كرد، در آن، كدو بسيار بريزد؛ زيرا بر مغز و خرد مى افزايد.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 383 ح 1283 عن الإمام الحسين عليه السلام، بحار الأنوار: ج 66 ص 288 ح 16؛ الفردوس: ج 3 ص 244 ح 4719 عن الإمام الحسين عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، كنز العمّال: ج 15 ص 280 ح 40990.
عنه عليه السلام:أيُّهَا النّاسُ، أنَا اُخبِرُكُم عَن أخٍ لي كانَ مِن أعظَمِ النّاسِ في عَيني، وكانَ رَأسُ ما عَظُمَ بِهِ في عَيني صِغَرَ الدُّنيا في عَينِهِ. كانَ خارِجًا مِن سُلطانِ الجَهالَةِ، فَلا يَمُدُّ يَدَهُ إلاّ عَلى ثِقَةٍ لِمَنفَعَةٍ. ۱
امام حسن عليه السلام:اى مردم! به شما خبر مى دهم از برادرى كه بزرگ ترينِ مردمان در چشم من بود. مهم ترين چيزى كه او را در چشم من بزرگ كرده بود، كوچكى دنيا در چشم او بود. او از سيطره نادانى رهيده بود؛ پس دستش را دراز نمى كرد، مگر با اطمينان به منفعت.
۱.الكافي: ج 2 ص 237 ح 26، تحف العقول: ص 235، مشكاة الأنوار: ص 421 ح 1417 وفيه «من كلام أميرالمؤمنين خطب به الحسن عليهماالسلام»، بحار الأنوار: ج 69 ص 294 ح 24.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ إلى مُحَمَّدِ بنِ أبي بَكرٍ ـ: فَإِنَّ أحَبَّ إخواني إليَّ أكثَرُهُم للّهِِ ذِكرا، وأشَدُّهُم مِنهُ خَوفا. وأنَا أرجو أن تَكونَ مِنهُم إن شاءَ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلامـ از نامه ايشان به محمّد بن ابى بكر ـ: محبوب ترينِ برادرانم نزد من، آن كس است كه بيشتر به ياد خدا باشد و از خداوند، بيشتر بترسد، و من اميدوارم كه تو ـ به خواست خدا ـ از جمله ايشان باشى.
۱.تحف العقول: ص 177، بحار الأنوار: ج 33 ص 586 ح 733.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ المُسلِمَ إذا رَأى أخاهُ، كانَ حَياةً لِدينِهِ إذا ذَكَرَ اللّهَ عز و جل ۱. ۲
امام صادق عليه السلام:مسلمان، هر گاه برادرش را ببيند، چنانچه خداوند عز و جل را ياد كند، مايه زنده شدن دين او مى شود.
۱.«إذا ذكر اللّه»: أي ذلك المسلم أو الأخ. ويمكن أن يُقرأ على المجهول فيشملهما (مرآة العقول: ج 26 ص 419).
۲.الكافي: ج 8 ص 316 ح 496 عن أبي خديجة.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، ثَلاثٌ لا تُطيقُها هذِهِ الاُمَّةُ: المُواساةُ لِلأَخِ في مالِهِ، وإنصافُ النّاسِ مِن نَفسِهِ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، ولَيسَ هُوَ: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ»، ولكِن إذا وَرَدَ عَلى ما يَحرُمُ عَلَيهِ خافَ اللّهَ عز و جلعِندَهُ وتَرَكَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به على عليه السلام ـ: اى على! سه چيز است كه اين امّت، طاقت آنها را ندارد: كمك مالى كردن به برادر خويش، انصاف داشتن با مردم، و به ياد خدا بودن در همه حال، و آن، گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه ولا إله إلّا اللّه واللّه أكبر» نيست؛ بلكه اين است كه هر گاه با آنچه بر او حرام گشته است رو به رو شود، از خداوند عز و جل بترسد و آن را مرتكب نشود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 358 ح 5762 عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، الخصال: ص 125 ح 122 عن أنس بن محمّد عن أبيه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام.
کلیدواژه‌ها یاد خداحقیقت یاد خدا
معاني الأخبار عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام:مِن أشَدِّ ما عَمِلَ العِبادُ: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ، ومُواساةُ المَرءِ أخاهُ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ. قالَ: قُلتُ: أصلَحَكَ اللّهُ، وما وَجهُ ذِكرِ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ؟ قالَ: يَذكُرُ اللّهَ عِندَ المَعصِيَةِ يَهُمُّ بِها، فَيَحولُ ذِكرُ اللّهِ بَينَهُ وبَينَ تِلكَ المَعصِيَةِ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» ۱. ۲
معانى الأخبارـ به نقل از ابو بصير ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «از جمله سخت ترين كارهاى بندگان، سه چيز است: انصاف داشتن، كمك مالى كردن انسان به برادر خويش، و به ياد خدا بودن در همه حال». گفتم: به سلامت باشيد! به ياد خدا بودن در همه حال، به چه معناست؟ فرمود: «در هنگام رو به رو شدن با گناه و تصميم به انجام دادن آن، خدا را به ياد آورد. پس ياد خدا، ميان او و آن گناه، حائل مى شود. اين است سخن خداوند عز و جلكه مى فرمايد: «آنان كه پرهيزگارى مى كنند، چون وسوسه اى از شيطان به آنان برسد، خدا را ياد مى كنند و به ناگاه، بينا مى شوند» ».
۱.الأعراف: 201. وطَيفُ الشيطان وطائفُه: إلمامُه بمَسٍّ أو وسوَسَة (المصباح المنير: ص 383 «طاف»).
۲.معاني الأخبار: ص 192 ح 2، الخصال: ص 131 ح 138، جامع الأحاديث للقمّي: ص 189، تحف العقول: ص 378 عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 69 ص 379 ح 36.
کلیدواژه‌ها یاد خداحقیقت یاد خدا
الكافي عن عبد الأعلى بن أعين:كَتَبَ بَعضُ أصحابِنا يَسأَلونَ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن أشياءَ، وأَمَروني أن أَسأَلَهُ عَن حَقِّ المُسلِم عَلى أخيهِ، فَسَأَلتُهُ فَلَم يُجِبني، فَلَمّا جِئتُ لِاُوَدِّعَهُ، فَقُلتُ: سَأَلتُكَ فَلَم تُجِبني؟! فَقالَ: إنّي أخافُ أن تَكفُروا! ۱ إنَّ مِن أشَدِّ مَا افتَرَضَ اللّهُ عَلى خَلقِهِ ثَلاثا: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ حَتّى لا يَرضى لِأَخيهِ مِن نَفسِهِ إلّا بِما يَرضى لِنَفسِهِ مِنهُ، ومُواساةُ الأَخِ فِي المالِ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، لَيسَ «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ»، ولكِن عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ فَيَدَعُهُ. ۲

الكافىـ به نقل از عبد الأعلى بن اَعيَن ـ: برخى از شيعيان، ما نامه نوشتند و از امام صادق عليه السلام سؤالاتى كردند و به من مأموريت دادند كه از ايشان در باره حقّ مسلمان بر برادرش بپرسم. من پرسيدم؛ امّا ايشان پاسخم را نگفت. چون براى خداحافظى خدمت ايشان رفتم، گفتم: از شما سؤالى كردم؛ امّا پاسخم را نداديد! فرمود: «مى ترسم كافر شويد! ۳ همانا از سخت ترين وظايفى كه خداوند بر عهده خلقش نهاده، سه چيز است: انصاف داشتن آدمى ـ به طورى كه از جانب خود براى برادرش همان چيزى را بپسندد كه از جانب او براى خود مى پسندد ـ، و شريك كردن برادرش در مال خود، و به ياد خدا بودن در همه حال. ياد خدا هم [فقط] گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه» نيست؛ بلكه به اين معناست كه هنگام مواجه شدن با آنچه خدا بر او حرام كرده است،

۱.قال المجلسي قدس سره: قوله عليه السلام: «أن تكفُروا»، قيل: أي تخالِفوا بعد العِلم، وهو أحد معاني الكفر. و أقول: لعلّ المراد به أن تشُكّوا في الحكم أو فينا؛ لعظمته وصعوبته. أو تستخفّوا به وهو مظنّة الكفر (مرآة العقول: ج 9 ص 32).
۲.الكافي: ج 2 ص 170 ح 3 وص 144 ح 3 عن جارود أبي المنذر وفي ذيله «لكن إذا ورد عليك شيء أمر اللّه عز و جل به أخذت به، أو إذا ورد عليك شيء نهى اللّه عز و جل عنه تركته» وص 145 ح 9، معاني الأخبار: ص 192 ح 1 كلاهما عن أبي اُسامة زيد الشحّام نحوه، بحار الأنوار: ج 74 ص 242 ح 41.
۳.علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: اين كه فرمود: «[مى ترسم] كافر شويد»، به قولى، يعنى بعد از دانستن، خلاف آن عمل كنيد، و اين، يكى از معانى كفر است. من مى گويم: شايد مراد، اين باشد كه: [مى ترسم]در حكم يا در باره ما شك كنيد؛ چرا كه حقّى بزرگ و دشوار است، يا به اين معناست كه [مى ترسم] آن را سبُك بشماريد، و اين خود، از مصاديق كفر است.
کلیدواژه‌ها یاد خداحقیقت یاد خدا
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ. وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني! فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ

امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد. اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند! به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟». گفت: آرى. فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه

۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
کلیدواژه‌ها اللهمعنای الله
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن كَلامٍ لَهُ يَصِفُ فيهِ إخوانَهُ الَّذينَ يَأتونَ مِن بَعدِهِ ـ: لَو أنَّ أحَدا مِنهُم يُسَبِّحُ تَسبيحَةً خَيرٌ لَهُ مِن أن يَصيرَ لَهُ جِبالُ الدُّنيا ذَهَبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از گفتار ايشان در وصف برادرانش كه پس از او مى آيند ـ: اگر يكى از آنان، يك تسبيح بگويد، برايش بهتر از آن است كه همه كوه هاى دنيا براى او طلا شود.
۱.التحصين لابن فهد: ص 25 ح 40.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَقَد كانَ دُعاءُ أخي يونُسَ عَجَبا أوَّلُهُ تَهليلٌ، وأواسِطُهُ تَسبيحٌ، وآخِرُهُ إقرارٌ بِالذَّنبِ: «لَا إِلَـهَ إِلَا أَنتَ سُبْحَـنَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّــلِمِينَ» . ما دَعا بِهِ مَهمومٌ ولا مَغمومٌ ولا مَكروبٌ ولا مَديونٌ في يَومٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ إلَا استُجيبَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دعاى برادرم يونس، [دعايى] شگفت بود: آغازش «لا إله إلّا اللّه»، ميانش تسبيح خدا، و پايانش اقرار به گناه بود: «معبودى جز تو نيست. پاكا تو! راستى كه من از ستمكاران بودم» . هر نگران يا غمناك يا دردمند يا بدهكارى، سه بار در روز اين دعا را بخواند، دعايش مستجاب مى شود.
۱.الفردوس: ج 3 ص 432 ح 5325 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 2 ص 121 ح 3428.
مطالب السّؤول:قَد تَقَدَّمَ القَولُ في وِلادَتِهِ [أيِ الحُسَينِ] عليه السلام، أنَّها كانَت سَنَةَ أربَعٍ مِنَ الهِجرَةِ، وكانَ انتِقالُهُ إلَى الدّارِ الآخِرَةِ. في سَنَةِ إحدى وسِتّينَ مِنَ الهِجرَةِ، فَتَكونُ مُدَّةُ عُمُرِهِ سِتّا وخَمسينَ سَنَةً وأشهُرا. كانَ مِنها مَعَ جَدِّهِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله سِتَّ سِنينَ وشُهورا، وكانَ مَعَ أبيهِ أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيٍّ عليه السلام ثَلاثينَ سَنَةً بَعدَ وَفاةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، وكانَ مَعَ أخيهِ الحَسَنِ عليه السلام بَعدَ وَفاةِ أبيهِ عليه السلام عَشرَ سِنينَ، وبَقِيَ بَعدَ وَفاةِ أخيهِ إلى مَقتَلِهِ عَشرَ سِنينَ. ۱
مطالب السَّؤول:در باره ولادت امام حسين عليه السلام گذشت كه در سال چهارم هجرى و انتقالش به سراى آخرت. در سال 61 هجرى بوده است و از اين رو، عمر ايشان، 56 سال و چند ماه بود. شش سال و چند ماه از اين مدّت را با جدّش پيامبر خدا بود و پس از وفات پيامبر صلى الله عليه و آله، سى سال با پدرش امير مؤمنان على عليه السلام زيست و پس از وفات پدرش، ده سال با برادرش امام حسن عليه السلام بود و پس از وفات برادرش نيز ده سال تا هنگام شهادتش ماند.
۱.مطالب السؤول: ص 73؛ كشف الغمّة: ج 2 ص 252، بحار الأنوار: ج 44 ص 200 الرقم 19.
دلائل الإمامة عن أبي محمّد الحسن بن عليّ الثاني [العسكريّ] عليه السلام:وُلِدَ [الحُسَينُ عليه السلام]بِالمَدينَةِ، يَومَ الثُّلاثاءِ لِخَمسٍ خَلَونَ مِن جُمادَى الاُولى، سَنَةَ ثَلاثٍ مِنَ الهِجرَةِ، وعَلِقَت ۱ بِهِ اُمُّهُ في سَنَةِ ثَلاثٍ، بَعدَما وَلَدَتِ الحَسَنَ أخاهُ ۲ بِخَمسينَ لَيلَةً، وحَمَلَت بِهِ سِتَّةَ أشهُرٍ فَوَلَدَتهُ. ۳
دلائل الإمامةـ از امام عسكرى عليه السلام ـ: [حسين عليه السلام] در مدينه، روز سه شنبه، پنج روزْ گذشته از جمادى اوّل سال سوم هجرت، متولّد شد. مادرش پنجاه شب پس از آن كه برادرش حسن عليه السلام را در سال سوم به دنيا آورد، به او باردار شد و پس از شش ماه باردارى، وى را به دنيا آورد.
۱.عَلِقَت المَرأةُ بالوَلَد: حَبَلَت (المصباح المنير: ص 425 «علق»).
۲.في المصدر: «أخوه»، والصواب ما أثبتناه.
۳.دلائل الإمامة: ص 177 وراجع: مثير الأحزان: ص 16 وبحار الأنوار: ج 44 ص 202.
المناقب لابن شهرآشوب:وُلِدَ الحُسَينُ عليه السلام عامَ الخَندَقِ ۱ فِي المَدينَةِ، يَومَ الخَميسِ أو يَومَ الثُّلاثاءِ، لِخَمسٍ خَلَونَ مِن شَعبانَ، سَنَةَ أربَعٍ مِنَ الهِجرَةِ، بَعدَ أخيهِ بِعَشَرَةِ أشهُرٍ وعِشرينَ يَوما. ۲
المناقب، ابن شهرآشوب:امام حسين عليه السلام، سال خندق، ۳ روز پنج شنبه يا روز سه شنبه، پنج روز از شعبان و چهار سال از هجرتْ گذشته و ده ماه و بيست روز پس از تولّد برادرش (امام حسن عليه السلام) در مدينه به دنيا آمد.
۱.أي السنة الخامسة للهجرة والتي وقعت فيها غزوه الخندق.
۲.المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 76، روضة الواعظين: ص 170، بحار الأنوار: ج 44 ص 198 الرقم 15.
۳.يعنى سال پنجم هجرى كه نبرد خندق، اتّفاق افتاد.
الأمالي للطوسي عن هشام عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:حُمِلَ الحُسَينُ عليه السلام سِتَّةَ أشهُرٍ، واُرضِعَ سَنَتَينِ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «وَ وَصَّيْنَا الْاءِنسَـنَ بِوَ لِدَيْهِ إِحْسَـنًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَــلُهُ ثَلَـثُونَ شهْرًا» ۱. ۲
الأمالى، طوسىـ به نقل از هشام، از امام صادق عليه السلام ـ: باردارى فاطمه عليهاالسلام به امام حسين عليه السلام، شش ماه شد و دو سال شير خورد و اين، سخن خداى عز و جل است كه: «و انسان را به نيكى به پدر و مادرش سفارش كرده ايم. مادرش او را با سختى بار گرفته و به سختى زاده است و بار گرفتن و از شير گرفتن او سى ماه است» . ۳
۱.الأحقاف: 15.
۲.الأمالي للطوسي: ص 661 ح 1370، كمال الدين: ج 2 ص 461، الاحتجاج: ج 2 ص 530، دلائل الإمامة: ص 514 ح 492، تأويل الآيات الظاهرة: ج 1 ص 300 ح 1 كلّها عن سعد بن عبداللّه القمّي عن الإمام المهدي عليه السلام، المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 85 عن الإمام المهدي عليه السلام وفيها «حمل الحسين عليه السلام ستّة أشهر» فقط، بحار الأنوار: ج 43 ص 258 ح 45.
۳.در مناقب ابن شهرآشوب و بعضى مصادر ديگر، از امام مهدى عليه السلام روايت شده است: «باردارى به امام حسين عليه السلام شش ماه بود».
تهذيب الأحكام عن زرارة عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:إذا سَقَطَ [أيِ الحَملُ]لِسِتَّةِ أشهُرٍ فَهُوَ تامٌّ؛ وذلِكَ أنَّ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام وُلِدَ وهُوَ ابنُ سِتَّةِ أشهُرٍ. ۱
تهذيب الأحكامـ به نقل از زُراره، از امام صادق عليه السلام ـ: جنين، اگر پس از شش ماهگى سِقط شود، تامُّ الخِلقه است؛ زيرا حسين بن على عليه السلام، شش ماهه به دنيا آمده است.
۱.. تهذيب الأحكام: ج 1 ص 328 ح 959، بحار الأنوار: ج 43 ص 258 ح 44 نقلاً عن الكافي وراجع: علل الشرائع: ص 206 ح 3 وكامل الزيارات: ص 125 ح 137 ودلائل الإمامة: ص 177 وتفسير القمّي: ج 2 ص 297 والمناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 50 وإعلام الورى: ج 1 ص 420 وتأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 580 وذخائر العقبى: ص 206.
المعجم الكبير عن حفص بن غياث عن جعفر بن محمّد عن أبيه [الباقر] عليهماالسلام:لَم يَكُن بَينَ الحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام إلّا طُهرٌ. ۱
المعجم الكبيرـ به نقل از حفص بن غياث، از امام صادق عليه السلام ـ: پدرم [باقر عليه السلام] فرمود: «ميان حسن و حسين عليهماالسلام، جز يك طُهر (پاك شدن) فاصله نبود».
۱.المعجم الكبير: ج 3 ص 95 ح 2766، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 45 ح 40، التاريخ الكبير: ج 2 ص 286 ح 2491، تهذيب الكمال: ج 6 ص 398 كلاهما عن حفص بن غياث عن الإمام الصادق عليه السلام، سير أعلام النبلاء: ج 3 ص 280 عن الإمام الصادق عليه السلام والثلاثة الأخيرة نحوه.
اُسد الغابة عن جعفر بن محمّد [الصّادق] عليه السلام:لَم يَكُن بَينَ الحَملِ بِالحُسَينِ عليه السلام بَعدَ وِلادَةِ الحَسَنِ عليه السلام إلّا طُهرٌ واحِدٌ. ۱
اُسد الغابةـ از امام صادق عليه السلام ـ: ميان باردارى [فاطمه عليهاالسلام] به حسين عليه السلام و تولّد حسن عليه السلام فقط يك طُهر بود.
۱.اُسد الغابة: ج 2 ص 25، الإصابة: ج 2 ص 68؛ تفسير القمّي: ج 2 ص 297 نحوه.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۶۱