فیلترها
نتایج جستجو برای «برخی از دلایل اثبات آفریدگار»: ۱۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:كُلُّ مَوْلودٍ يُولَدُ على الفِطرَةِ، يَعني على المَعْرِفَةِ بأنّ اللّهَ عزّوجلّ خالِقُهُ، فذلكَ قَولُهُ: «ولَئنْ سَألْتَهُم مَن خَلَقَ السّماواتِ والأرضَ لَيَقُولُنَّ اللّهُ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر نوزادى بر فطرت زاده مى شود، يعنى مى داند كه خداوند عز و جل آفريدگار اوست. پس اين است معناى سخن خداوند كه: «اگر از آنان بپرسى چه كسى آسمانها و زمين را آفريده است هر آينه گويند: خدا» .
۱.التوحيد: 331/9.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلامـ في تفسيرِ البَسْملَةِ ـ: اللّهُهُو الّذي يَتألَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائجِ والشَّدائدِ كُلُّ مَخْلوقٍ عِندَ انْقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دُونَهُ، وتَقَطُّعِ الأسْبابِ مِن جَميعِ مَن سِواهُ. ۱
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـفرمود: اللّه هموست كه هر مخلوقى در نيازها و گرفتاريها وقتى اميدش از همه، جز او قطع مى شود و رشته هر سببى جز او بريده مى گردد، به وى روى مى آورد.
۱.التوحيد: 231 / 5.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ وقد سألَهُ رجُلٌ مِن عُلَماءِأهلِ الشّامِ:. فالشَّيْءُ خَلقَهُ مِن شَيْءٍ أو مِن لا شَيءٍ؟ ـ: خَلقَ الشَّيْءَ لا مِن شَيْءٍ كانَ قَبلَهُ. ولَو خَلقَ الشَّيْءَ مِن شَيْءٍ، إذا لَم يَكُنْ لَهُ انْقِطاعٌ أبدا، ولَم يَزَلِ اللّهُ إذا ومَعهُ شَيْءٌ، ولكنْ كانَ اللّهُ ولا شَيْءَ مَعهُ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در پاسخ به يكى از علماى شام كه از ايشان پرسيد:. پس اشياء را از چيزى آفريده است يا از هيچ؟ ـفرمود: اشياء را آفريد نه از چيزى كه پيش از آن وجود داشته باشد. اگر شى ء را از شى ء آفريده باشد، هرگز ميان او و اشياء انقطاع نبوده و همواره چيزى با خدا مى باشد. حال آن كه خدا بوده و چيزى با او نبوده است.
۱.التوحيد: 66/20
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لمّا سألَهُ أبو شاكرٍ الدَّيْصانيُّ: ما الدّليلُ على أنّ لكَ صانِعا؟ ـ: وَجَدتُ نَفْسي لا تَخْلو مِن إحْدى جِهَتَينِ: إمّا أنْ أكون صَنَعْتُها أنا أو صَنَعَها غَيري؛ فإن كنتُ صَنَعتُها أنا فلا أخْلو مِن أحدِ مَعْنَيَينِ، إمّا أنْ أكونَ صَنَعتُها وكانتْ مَوجودَةً أو صَنَعْتُها وكانتْ مَعْدومَةً، فإنْ كنتُ صَنَعْتُها وكانتْ مَوجودةً فَقَدِ اسْتَغْنَتْ بوجودِها عن صَنْعَتِها، و إن كانتْ مَعْدومَةً فإنّكَ تَعلمُ أنّ المَعْدومَ لا يُحْدِثُ شَيئا، فقد ثَبَتَ المَعنى الثّالثُ أنّ لي صانِعا وهُو اللّهُ رَبُّ العالَمِينَ، فقامَ وما أحارَ جَوابا. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به اين پرسش ابوشاكر ديصانى كه: دليل بر اين كه تو را آفريدگارى است چيست؟ ـفرمود: خودم را از دو حال خالى نيافتم: يا من خود را آفريده ام يا كسى ديگر مرا آفريده است. اگر من خود را آفريده ام از دو حال خارج نيستم: يا بوده ام و خود را آفريده ام و يا نبوده ام و خود را پديد آورده ام. اگر قبلاً بوده ام و خود را پديد آورده ام نيازى به پديد آوردن ندارم و اگر نبوده ام تو مى دانى كه معدوم چيزى را به وجود نمى آورد، پس شقّ سوم ثابت مى شود و آن اين كه مرا آفريدگارى است و آن همان خداى پروردگار جهانيان است. ابوشاكر كه پاسخى براى گفتن نداشت، برخاست.
۱.التوحيد: 290/10.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أيُّها المَخْلوقُ السَّويُّ، والمُنْشَأُ المَرْعِيُّ، في ظُلُماتِ الأرْحامِ ومُضاعَفاتِ الأستارِ، بُدِئْتَ مِن سُلالَةٍ مِن طِينٍ، ووُضِعتَ في قَرارٍ مَكينٍ، إلى قَدَرٍ مَعلومٍ وأَجلٍ مَقْسومٍ، تَمُورُ في بَطنِ اُمِّكَ جَنينا، لا تُحيرُ دُعاءً، ولا تَسمَعُ نِداءً، ثُمّ أُخْرِجْتَ مِن مَقَرِّكَ إلى دارٍ لَم تَشْهَدْها، ولَم تَعرِفْ سُبُلَ مَنافِعِها، فمَن هَداكَ لاجْتِرارِ الغِذاءِ مِن ثَدْيِ اُمِّكَ، وعَرّفَكَ عِند الحاجَةِ مواضِع طَلَبِكَ و إرادَتِكَ؟ ۱
امام على عليه السلام:اى انسانى كه در كمال اعتدال وتناسب آفريده شده اى و در تاريكيهاى زهدانها و پرده هاى تو بر تو شكل گرفته و پرورده شده اى، آفرينشت از عصاره گِلى آغاز شد و در جايگاهى آرام و امن تا زمانى مشخص و مهلتى تعيين شده نهاده شدى. آن گاه كه جنين هستى، در شكم مادرت مى جنبى، نه سخنى را پاسخ مى دهى و نه آوازى را مى شنوى. آن گاه از قرارگاه خود به سراىِ بيرون، آورده شدى، كه آن را نديده اى و راههاى كسب سود و منافع آن را نمى دانى. چه كسى تو را به مكيدن شير از پستان مادرت راهنمايى كرد؟ و چه كسى جايگاههاى طلب و خواستن را به تو آموخت؟
۱.نهج البلاغة: الخطبة 163.
عنه عليه السلامـ كانَ كثيرا ما يقولُ إذا فَرَغَ مِن صَلاة اللّيلِ ـ: أشهَدُ أنّ السّماواتِ والأرضَ وما بَينَهُما آياتٌ تَدُلُّ علَيكَ، وشَواهِدُ تَشْهدُ بماإلَيهِ دَعَوتَ. كلُّ ما يُؤدِّي عنكَ الحُجَّةَ ويَشْهدُ لكَ بالرُّبوبيّةِ مَوْسومٌ بآثارِ نِعْمَتِكَ، ومَعالِمِ تَدبيرِكَ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيشتر اوقات كه از نماز شب فراغت مى يافت ـمى گفت: گواهى مى دهم كه آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست، نشانه هايى بر وجود تو است و گواههايى بر آنچه به سوى آن دعوت كردى. هر آنچه حجّت تو را بيان مى كند و به پروردگارى تو گواهى مى دهد، نشان آثار نعمتهاى تو و علايم تدبير تو را بر خود دارد.
۱.شرح نهج البلاغة: 20/255.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ في قولـهِ تعالـى: «ومَن كانَ في هذهِ أعْمى فهُوَ في الآخِرَةِ أعْمى» ۱ ـ: فمَن لَم يَدُلَّهُ خَلقُ السّماواتِ والأرضِ واخْتِلافُ اللّيلِ والنّهارِ، ودَوَرانُ الفَلَكِ بالشَّمسِ والقَمرِ، والآياتُ العَجيباتُ على أنّ وَراءَ ذلكَ أمرا هُو أعْظَمُ مِنهُ، «فهُو في الآخِرَةِ أعمى» . قالَ: فهُو عمّا لَم يُعايِنْ أعْمى وأضَلُّ سبيلاً. ۲
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه «كسى كه در اين دنيا كور باشد در آخرت نيز كور است» ـفرمود: كسى كه آفرينش آسمانها و زمين و گردش شب و روز و چرخش خورشيد وماه و ديگر نشانه هاى شگفت آور او را به اين نكته رهنمون نشود كه در پس همه اينها خبر بسيار بزرگترى هست «در آخرت نيز كور است»، يعنى خدا مى گويد: از مشاهده آنچه نديده، كور است و ره گم كرده تر.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:لَو رَأيتَ فَرْدا مِن مِصْراعَيْنِ فيه كَلّوبٌ، أكنتَ تَتَوهّمُ أ نَّهُ جُعِلَ كذلكَ بلا مَعنى؟ بَلْ كُنتَ تَعلمُ ضَرورَةً أنّهُ مَصْنوعٌ يَلْقى فَردا آخَرَ، فتُبْرِزُهُ لِيكونَ في اجْتِماعِهِما ضَرْبٌ مِن المَصلَحَةِ، وهكذا تَجِدُ الذَّكَرَ مِن الحَيوانِ كأنّهُ فَردٌ مِن زَوْجٍ مَهَيّأٌ مِن فَردٍ اُنْثى، فَيلْتَقيانِ لِما فيهِ مِن دَوامِ النَّسْلِ وبَقائهِ، فَتَبّا وخَيْبَةً وتَعْسا لمُنْتَحلي الفَلسَفةِ، كيفَ عَمِيَتْ قُلوبُهُم عن هذهِ الخِلْقَةِ العَجيبَةِ، حتّى أنْكروا التّدبيرَ والعَمْدَ فيها؟! ۱
امام صادق عليه السلام:اگر ديدى كه يكى از دو لنگه در، زلفين ۲ دارد، آيا گمان مى برى آن زلفين بى خود و بى جهت نصب شده است؟ نه، بلكه بى شكّ پى مى برى كه تعبيه شده تا با لنگه ديگر جفت و بسته شود. لذا لنگه ديگر را فراهم مى آورى تا از اجتماع آنها سودى حاصل شود. به همين صورت است، وجود حيوان نر. گويى فردى از يك جفت است كه براى فردِ ماده مهيّا شده است. پس نر و ماده با هم جفت مى شوند، زيرا كه دوام و بقاى نسل در اين است. پس هلاك و نوميد و نگونبخت بادا اين مدّعيان فلسفه! چگونه ديده دلشان، اين آفرينش شگفت را نمى بيند چندان كه وجود تدبير و آگاهى و قصد را در آن انكار مى كنند؟
عنه عليه السلامـ للمفضل بن عمر ـ: فَكِّرْ يا مُفَضَّلُ في الأفْعالِ الّتي جُعِلَتْ في الإنْسانِ مِن الطُّعْمِ والنَّومِ. لَو كانَ إنّما يَصيرُ إلى النَّوم بالتَّفَكُّرِ في حاجَتِهِ إلى راحَةِ البَدَنِ و إجْمامِ قُواهُ كانَ عَسى أنْ يَتَثاقَلَ عَن ذلكَ، فيَدْمَغهُ حتّى يَنْهَكَ بَدَنُهُ. ۱
امام صادق عليه السلامـ به مفضل بن عمر ـ: اى مفضّل! درباره كارهايى چون خوردن و خوابيدن و. كه در وجود انسان نهاده شده است بينديش. اگر انسان [تنها] با انديشيدن به نيازش به آسودگى بدن و تجديد قوا به سوى خواب مى رفت، چه بسا كه در اين كار سنگينى و تنبلى مى كرد تا جايى كه بدنش فرسوده و نابود مى شد.
۱.بحار الأنوار: 3/78
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ وقد سُئلَ عنِ الدَّليلِ على إثْباتِ الصّانعِ ـ: ثَلاثةُ أشْياءَ: تَحْويلُ الحالِ، وضَعْفُ الأرْكانِ، ونَقْضُ الهِمَّةِ. ۱
امام على عليه السلامـ وقتى از ايشان سؤال شد: دليل بر اثبات صانع چيست؟ ـفرمود: سه چيز: دگرگونى حالات، سست و ناتوان شدن اعضاى بدن، و برهم خوردن خواست واراده.
۱.بحار الأنوار: 3/55/29.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ وقد سُئلِ: بِما عَرفْتَ ربَّكَ؟ ـ: بفَسْخِ العَزْمِ ونَقْضِ الهَمِّ؛ عَزمْتُ ففَسَخَ عَزْمي، وهَمَمْتُ فنَقَضَ هَمّي. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به اين سؤال كه: خدايت را به چه شناختى؟ ـفرمود: به درهم شكستن تصميم و برهم خوردن خواست و اراده. تصميم گرفتم و تصميمم را درهم شكست، و اراده كردم اما اراده ام را برهم زد.
۱.التوحيد: 289/8.